چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
ایران، ایران

نوروز چند سال پیش در تخت جمشید این آهنگ را شنیدم. بغض کردم، خیلی احساساتی شده بودم. فوق العاده زیباست. دیروز آلبومش را خریدم و مدام آن را گوش می دهم:
در روح و جان من می‌مانی ای وطن

  به زیر پا فتد آن دلی، که بهر تو نلرزد

  شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن

  که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیرزد

   ای ایران ایران دور از دامان پاکت دست دگران ، بد گهران

  ای عشق سوزان ، ای شیرین‌ترین رویای من تو بمان ، در دل و جان

  ای ایران ایران ، گلزار سبزت دور از تاراج خزان ، جور زمان

  ای مهر رخشان ، ای روشنگر دنیای من به جهان ، تو بمان

  سبزی صد چمن ، سرخی خون من ، سپیدی طلوع سحر ، به پرچمت نشسته

  شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن

  بمان که تا ابد هستیم ، به هستی تو بسته

  ای ایران ایران دور از دامان پاکت دست دگران ، بد گهران

  ای عشق سوزان ، ای شیرین‌ترین رویای من تو بمان ، در دل و جان

  ای ایران ایران ، گلزار سبزت دور از تاراج خزان ، جور زمان

  ای مهر رخشان ، ای روشنگر دنیای من به جهان ، تو بمان
دانلود موسیقی ایران ایران با صدای محمد نوری



مرتبط با: مشاهیر ایران ,
زندگی روشنفکر و حقوقدانی برجسته

دکتر مصطفی رحیمی(زادهٔ ۱۳۰۵ هـ.ش نائین، اصفهان ـ درگذشتهٔ ۹ مرداد ۱۳۸۱تهران). استاد دانشگاه، نویسنده و مترجم ایرانی است. تحصیلات ابتدایی را در همان شهر به پایان رساند و برای تحصیلات دوره اول دبیرستان به یزد رفت و دوره دوم دبیرستان را در اصفهان خواند و سپس به تهران آمد و در دانشکده حقوق دانشگاه تهران به ادامه تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۳۷ به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن دوره دکتری حقوق را گذراند. در پاریس با افکار ژان پل سارتر آشنا شد. در بازگشت به تهران وارد دادگستری شد. در سال‌های دهه ۴۰ به ترجمه پرداخت، و مدتی در دانشگاه تهران به تدریس ادبیات غرب اشتغال داشت.

کتاب‌شناسی —————————————————————-

شعر
بهشت گمشده، ۱۳۲۸
داستان
اتهام، ۱۳۵۷
باید زندگی کرد ۱۳۵۶
قصه‌های آن دنیا ۱۳۵۶
نمایشنامه
آناهیتا، ۱۳۴۹
تیاله، ۱۳۵۶
دست بالای دست، ۱۳۵۷
هملت، ۱۳۷۱

ادامه مطلب

مرتبط با: مشاهیر ایران ,
توهم توطئه و جنون خود قهرمان‌پنداری
«دایی جان ناپلئون» سالهاست که به رمانی کلاسیک در ادبیات داستانی ایران بدل شده است. یکی از آثاری که به دلیل برخورداری از شاخصه های گوناگون، بعنوان اثری منحصر به فرد و ماندگار شناخته می شود. این ویژگی ها که سیاهه بلند و بالایی را تشکیل می دهد که برخی از این قرارند: توفیق رمان در میان مخاطب خاص و عام، بدل شدن به یکی از پرفروش ترین رمانهای ادبیات فارسی، ساخت اقتباسی وفادارانه از آن در قالب سریالی بسیار پرمخاطب و دیده شده؛ ترجمه رمان به زبانهای مختلف، وارد شدن دیالوگ های تکرار شونده شخصیت ها در زبان مردم کوچه و بازار، بدل شدن نام رمان به مفهومی کنایی در حافظه جمعی مردم، شناخته شدن آن به عنوان رمانی نوستالژیک برای چند نسل گذشته  و.... باوجود اینکه دایی جان ناپلئون چه در قالب رمان و چه در قالب سریال قریب چهار دهه امکان عرضه رسمی پیدا نکرده اما از محبوبیت و شهرت آن کم نشده و البته به دلیل همین محبوبیت برخی فرصت طلبانه آن را به صورت غیر مجاز و با کیفیت چاپ پایین منتشر کرده و به صورت انبوه عرضه کرده اند...
«دایی جان ناپلئون»
نویسنده: ایرج پزشکزاد
ناشر: فرهنگ معاصر، چاپ اول
692 صفحه، 38000 تومان
ادامه...


مرتبط با: مشاهیر ایران ,
عشق نامه سعدی

گرت کسی بپرستد ملامتش نکنم من

تو هم در آینه بنگر که خویشتن بپرستی

"به مناسبت روز سعدی شیرین سخن"



مرتبط با: مشاهیر ایران ,
داستان کوتاه داود گوژپشت - صادق هدایت


19 فروردین سالروز درگذشت صادق هدایت از بزرگ ترین نویسندگان ایران است. به همین بهانه داستان کوتاه "داود گوز پشت " در این پست قرار داده شده است.

« نه، نه، هرگز من دنبال اینكار نخواهم رفت. باید بكلی چشم پوشید. برای دیگران خوش میـآورد در صـورتیكه برای من پر از درد و زجر است. هرگز، هرگز...» داود زیر لب با خودش میگفت و عصای كوتاه زرد رنگـی كـه در دست داشت به زمین میزد و به دشواری راه میرفت مانند اینكه تعادل خـودش را بزحمـت نگه میداشـت. صـورت بزرگ او روی قفسه سینه بر آمده اش میان شانه های لاغر او فرو رفته بود، از جلو یك حالـت خشـك، سـخت و زننده داشت: لبهای نازك بهم كشیده، ابروهای كمانی باریك.، مژه های پائین افتاده، رنـگ زرد، گونـه هـای بـر جسته استخوانی. ولی از دور كه به او نگاه میكردند نیم تنه چوچونچه او با پشت بـالا آمـده، دسـت های دراز بـی تناسب، كلاه گشادی كه روی سرش فرو كرده بود، بخصوص حالت جدی كه بخودش گرفته بـود و عصـایش را بسختی بزمین میزد بیشتر او را مضحك كرده بود.

او از سرپیچ خیابان پهلوی انداخته بود در خیابان بیرون شهر و بسوی دروازه دولت می رفت نزدیك غـروب بـود، هوا كمی گرم بود. دست چپ جلو روشنائی محو این پایـان غـروب، دیوارهـای كـاه گلـی و جرزهـای آجـری در خاموشی سر بسوی آسمان كشیده بودند. دست راست خندق را كه تازه پر كرده بودند در كنار آن فاصله بفاصله خانه های نیمه كاره آجـری دیـده میشـد.

اینجا نسبتا خلوت و گاهی اتومبیل یا در شكه ای می گذشت كه با و جود آب پاشی كمی گـرد و غبـار بـه هـوا بلنـد میكرد، دو طرف خیابان كنار جوی آب درختهای تازه و نوچه كاشته بودند. و فكر می كرد میدید از آغاز بچگی خودش تا كنون همیشه اسباب تمسخر یا تـرحم دیگـران بـوده. یـادش افتـاد اولین بار كه معلم سر درس تاریخ گفت كه اهالی ( اسپارت ) بچه های هیولا یا ناقص را میكشتند همه شاگردان بر گشتند و به او نگاه كردند، و حالت غریبی باو دست داد. اما حالا او آرزو میكرد كه این قانون در همـه جـای دنیـا مجرا میشد و یا اقلا مثل اغلب جاها قدغن میكردند تا اشخاص ناقص و معیوب از زناشوئی خودداری بكنند، چون او میدانست كه همه اینها تقصیر پدرش است.

صورت رنگ پریده، گونه های استخوانی، پای چشمهای گود و كبود، دهـان نیمـه بـاز و حالـت مـرگ پـدرش را همانطوری كه دیده بود از جلو چشمش گذشت. پدر كوفت كشیده پیر كه زن جوان گرفته بود و همه بچه هـای او كور و افلیج بدنیا آمده بودند. یكی از برادرهایش كه زنده مانده او هم لال و احمق بود تا اینكه دو سال پیش مرد.
با خودش میگفت: ‹‹ شاید آنها خوشبخت بوده اند! ››


ادامه مطلب

مرتبط با: مشاهیر ایران ,
یاد آر ز شمع مرده، یاد آر

استاد علی اكبر دهخدا مولف فرهنگ دهخدا ساعت شش و نیم بعد از ظهر هفتم اسفند 1334 در 78 سالگی درخانه اش در تهران درگذشت و خبر آن با ذکر کارهایی که برای وطن کرده بود روز بعد و تا چند روز در رسانه های وقت انتشار یافت. دهخدا که در سال 1258 خورشیدی در محله سنگلج تهران به دنیا آمده و والدین او قزوینی بودند پس از انجام تحصیلات و دو سال اقامت در اروپا بکار نوشتن در روزنامه صور اسرافیل پرداخته بود.
محمدعلی شاه که نیش قلم دهخدارا متوجه خود دید، در سال 1287 به تبعید خارج از وطن فرستاد که نخست در فرانسه و سپس در سویس اقامت گزید و به نوشتن مقاله و ضدیت با استبداد ادامه داد. وی دربازگشت به وطن به نمایندگی از شهر کرمان به مجلس رفت و به موازات کار مجلس به روزنامه نگاری ادامه داد و در چند روزنامه ازجمله روزنامه مجلس مطلب می نوشت. طنزهای او تحت عنوان «چرند و پرند» کهنه شدنی نخواهند بود. وی مقالات حساس را به نام «دخو» امضا می کرد.
در سال 1329 جمعیت مبارزه با بی سوادی را تاسیس کرد و پیگیر این کار شد.در سال 1358 یونسکو و ایرانیان همزمان و به مناسبت یکصدمین سال تولد او مجالس بزرگداشت برپا داشتند و تمبر پستی با عکس و نام او انتشار یافت.

ای مرغ سحر! چو این شب تار / بگذاشت ز سر سیاهکاری،
وز نفحه ی روح بخش اسحار / رفت از سر خفتگان خماری،
بگشود گره ز زلف زرتار / محبوبه ی نیلگون عماری،
یزدان به کمال شد پدیدار / و اهریمن زشتخو حصاری ،
یاد آر ز شمع مرده یاد آر 

 



مرتبط با: مشاهیر ایران ,
من و گیتارم/ لیلی افشار

«من و گیتارم همیشه صبح‌ها را با هم به شب می‌رسانیم.» این سخن زنی است که هر سال برای چند ماه با گیتارش به ایران می‌آید تا آرزوی دوران کودکی‌اش را برآورده کند. «لیلی افشار» از کودکی رویای برگزاری کنسرت در شهرهای مختلف ایران را داشته است. او پس از سال‌ها تلاش و کوشش اکنون هر ساله در تابستان به ایران می‌آید و در شهرهای مختلف ایران کنسرت‌هایی را برگزار می‌کند. افشار که یکی از بزرگ‌ترین نوازندگان گیتار در دنیا به شمار می‌آید، هرگز گیتارش را از خود جدا نمی‌کند. او نخستین زنی است که مدرک دکترای نوازندگی گیتار را اخذ کرده است.
ادامه


مرتبط با: مشاهیر ایران ,
زادروز فروغ

اگر عشق، عشق باشد
زمان حرف احمقانه ای است


مرتبط با: مشاهیر ایران ,
مینو مشیری، مترجم نام آور

خانم مشیری تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ژاندارک و تحصیلات متوسطه و دانشگاهی را در انگلستان گذرانده و دارای فوق‌لیسانس در زبان و ادبیات فرانسه و فوق‌لیسانس در زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه اِکسِتر است. خانم مشیری پس از بازگشت به ایران به ترجمه کتاب‌های ادبی و تألیف و ترجمه مقاله‌های گوناگون و همکاری با نشریات روی آورد. ایشان طنزنویس هم هست و در سال ۱۳۸۴ جایزه اول طنز جشنواره مطبوعات را کسب کرد.

«من وقتی رفتم انگلیس، فرانسه را خوب می‎دانستم. در شبانه‎روزی که من بودم کتابخانه فوق‎العاده‎ای بود و یک روز از سر کنجکاوی کتاب‌هایی که به قرن هجدهم می‌پرداخت را خواندم و شیفته‎ی این قرن شدم، به خصوص شیفته‎ی دیدِرو. تصمیم گرفتم دانشگاه که رفتم به همین قرن بپردازم. و پایان‌نامه‎ام را به دیدِرو اختصاص دهم. البته ولتر و روسو و منتسکیو در این قرن بودند، معروف‎تر هم بودند، اما برد با من بود. آن‌قدر پایان‌نامه و مقاله راجع به منتسکیو و ولتر و روسو نوشته شده بود که خیلی سخت بود موضوعی پیدا کرد که تازگی داشته باشد. دیدِرو کمتر شناخته شده بود. دیدِرو را انتخاب کردم و شانس هم داشتم. ریاست دانشکده ادبیات ما دیدِروشناس خیلی معروفی بود و او خیلی به من کمک کرد. هر جا در اروپا کنفرانس یا همایشی درباره دیدِرو بود مرا به همراه می‎برد. و من توانستم بهترین سخنرانی‎ها را درباره‎ی دیدِرو بشنوم و استفاده کنم. تردید نداشتم: دیدِرو شخصی است که من دوست دارم درباره‎اش پایان‌نامه بنویسم و و در بازگشت به وطن از آثارش ترجمه کردم: «ژاک قضا و قدری و اربابش» و «برادرزاده‎ی رامو». این آرزوی من بود که یک روز «برادرزاده‎ی رامو» را ترجمه کنم. و به آرزویم هم رسیدم. و من امید دارم کسانی که التفات کردند و امروز اینجا تشریف آوردند این کتاب را خوانده باشند. بازتاب برای من خیلی مهمه. و یک مطلب را اینجا بگویم. آقای جعفری ناشر من هستند و ما کتاب‎های متعددی را با هم درآوردیم. و من مدیون آقای جعفری هستم و و این را صادقانه و صمیمانه می‎گویم. فرانسه من خیلی خوب بود اما فارسی من، با آن که در مدتی که در خارج از ایران بودم معلم فارسی داشتم، نیاز به ویرایش داشت و ایشان بسیار به من کمک کردند. و آقای جعفری در اینجا یادآور شد که «من کاری برای شما نکردم. همان کاری را کردم که برای همه کتاب‎ها می‎کنم.» و خانم مشیری در پاسخ ایشان چنین گفت، «من شما را به عنوان باسوادترین ناشر می‎شناسم. در تمام متن «ژاک قضا و قدری و اربابش» یک اشتباه تایپی هم نیست. بسیار با دقت چاپ شده و چنین چیزی را در بسیاری از آثار چاپ شده نمی‎بینیم.»

ادامه در بخارا


مرتبط با: مشاهیر ایران ,
21 آبان زادروز نیما

آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یک نفر در آب دارد می سپارد جان.
یک نفر دارد که دست و پای دایم می زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید.
آن زمان که مست هستید از خیال دست یاییدن به دشمن
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید.
آن زمانی که تنگ می بندید
بر کمر هاتان کمر بند،
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می کند بیهوده جان قربان!
...
 آی آدم ها…


مرتبط با: مشاهیر ایران ,
آیا نیما ارکانی حامد آلبرت انیشتن بعدی است ؟

نیما حامد ارکانی ایرانی است که سنی در حدود 30 سال دارد، او مدرک لیسانس خود را در ریاضی و فیزیک را از دانشگاه تورنتو در سال 1993 گرفته و پس از آن دکترا را در سال 1997 از دانشگاه برکلی کالیفرنیا دریافت کرده است.نیما حامد ارکانی پس از آن در شتابدهنده خطی استنفرد شروع به کار کرد. در سال   1999به عنوان استاد دانشگاه برکلی مشغول به کار شد. وی در سال 2002 پس از یکسال ملاقات با استادان دانشگاه هاروارد به عنوان استادی در دانشگاه  هاروارد رسید و کمی بعد از آن به مقام استادی در تحصیلات پیشرفته در دانشگاه پرینستون رسید. این مقام از سال 1933 تا سال 1955 ( زمان مرگ انیشتن ) در دست انیشتن بوده که هم اکنون نزد دکتر ارکانی است.

در سال گذشته نیز بارها مهمان انستتیو علوم طبیعی بوده و به گفته Peter goddarg مدیر انستتیو : ما با دکتر ارکانی تماس گرفته تا او به جمع استادان ما بپیوندد و او نیز موافقت کرد به گفته وی او یک تصویر ذهنی و یک درک عمیق از ظواهر  تئوری های مدرن دارد و او قرار است نقش یک رهبر را در آزمایش در LHC را داشته باشد. پرفسور Nathan seibery عضو انستتیو علوم طبیعی افزود : درک عمیق او از فیزیک و خلاقیت قابل توجه وی باعث پیشرفت انستتیو خواهد شد. دکتر ارکانی همکنون در زمینه فیزیک ذرات، نامی برای خود دست و پا کرده و قرار است نظریه انقلابی او ( در زمینه عملکرد جهان می باشد) اواخر امسال تست شود. این آزمایش در LHC در CERN که مهمترین و بزرگترین شتابدهنده ذرات در دنیا می باشد انجام خواهد شد. این شتابدهنده در سوئیس قرار دارد و در ماه می سال 2008 افتتاح گشته.  US/LHC   در ماه آگوست یا سپتامبر  شروع به کار می کند و اثبات تئوری در آن در سال 2009 می باشد. LHC تونلی دایره ای شکل به طول 17 مایل (20.8 کیلومتر) دارد. هزینه ساخت این دستگاه عظیم در حدود 5 تا 10 بیلیون دلار شده است.

دکتر نیما حامد ارکانی ( رهبر فیزیکدانان نظری ) افکار ما را در مورد فضا و زمان باز کرده و به گفته ایشان جهان حد اقل 11 بعد دارد. این نظریه انقلابی را در فیزیک بوجود خواهد آورد. در تئوری ابر ریسمان  و یا به اختصار ریسمان، تلاش بر این بوده که توضیح دهد ذرات کوچکترین حالت در این جهان نیستند بلکه حلقه هایی که دارای نوسان می باشند، که ریسمان نامیده می شوند کوچک ترین چیز می باشد. در این نظریه ریسمان در  11 بعد نوسان می کند و بر خلاف ما که در 3 بعد مکان و یک بعد زمان هستیم. بیشتر مدلها در این تئوری حداقل 7 بعد دیگر را نشان می دهد که برای انسان قابل درک نیست.



مرتبط با: مشاهیر ایران ,
مثل یک خواب کوتاه

با صدای بی صدا… مثل یک خواب کوتاه.. یه مرد بود یه مرد!!


مرتبط با: مشاهیر ایران ,
هزار دستان آواز ایران


پنجاه و هفت سال پیش در شنبه داغ 14 مرداد38، پیکر قمرالملوک وزیری به خاک سپرده شد.


مرتبط با: مشاهیر ایران ,
پیشنهاد جالب پسر کیارستمی

« پیشنهاد می کنم یکشنبه اگر به بدرقه پدرم می روید لباس زیبا بپوشید که جشن زندگی پر ثمر و با افتخارش باشد نه عزای رفتنش حضور او به این زودی از بین ما نخواهد رفت



مرتبط با: مشاهیر ایران ,
آب و آتش

...
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب

پاشیدند
 آب های شومی و تاریکی و بیداد
خاست فریادی ، و درد آلود فریادی
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
 کآتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
...


مرتبط با: مشاهیر ایران ,

تعداد کل صفحات: 3