» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را

مادر محیط زیست ایران
چهارشنبه 8 اسفند 1397 ساعت 12:29 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
مه‌لقا ملاح زاده پنجم مرداد ۱۲۹۶، فعال محیط زیست و بنیان‌گذار سازمان غیردولتی زیست‌محیطی «جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست» است و از وی به عنوان «مادر محیط زیست ایران» یاد می‌شود. او نوه‌ ی بی‌بی خانم استرآبادی است. در شماره های بعد خانم استرآبادی را بیش‌تر معرفی می‌کنیم.مه لقا ملاح، هم‌اکنون صد ساله و ساکن تهران است. مه‌لقا هنگامی که پدر و مادرش با کاروان برای زیارت به مشهد می‌رفتند در کاروان‌سرای عباسی در میان راه به‌ دنیا آمد. پدرش آقابزرگ ملاح به دلیل داشتن منصب دولتی در شهرهای مختلف ساکن می‌شد به همین دلیل مه‌لقا در شهرهای مختلفی مانند مشهد، قوچان، اصفهان، دامغان، همدان و کرمانشاه تحصیل کرد. او بعد از تحصیل در فلسفه، علوم اجتماعی، جامعه‌شناسی و کسب مدرک فوق‌لیسانس در دانشگاه تهران، برای ادامهٔ تحصیل عازم پاریس، سوربن شد و با مدرک دکترا در رشته علوم اجتماعی به ایران بازگشت. در فرانسه، دورهٔ کتاب‌داری در کتاب‌خانه ملی فرانسه را نیز گذراند.در بازگشت به ایران، در کتابخانه موسسه روان‌شناسی دانشگاه تهران مشغول به کار شد، در آن جا کتابی درباره محیط زیست چنان تاثیر عمیقی بر او گذاشت که خودش می گوید «از تمام سفارتخانه‌ها خواستم که اطلاعات محیط زیست کشورشان را در اختیارم قرار دهند. مدام مطالعه و تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم باید برای اقدام جمعی دست به کار شویم. دوست داشتم فرهنگ حفاظت از محیط زیست را به مردم بیاموزم.» کنشگران زیست‌ محیطی در ایران از مه‌لقا ملاح با لقب « مادر محیط زیست  ایران» یاد می‌کنند. او با پشتکاری مثال‌زدنی، صراحت‌ بیانی کم‌نظیر و آگاهی عمیق از مشکلات زیست‌ محیطی جهان و ایران به طور خاص، عمرش را در راه فعالیت متعهدانه به حفظ محیط زیست گذرانده و به چهره ‌ا‌ی شاخص در میان فعالان مدنی بدل شده است.



:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
هدایت از نگاه شاهرخ مسکوب
جمعه 3 اسفند 1397 ساعت 16:14 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

• از نگاه شاهرخ مسکوب(پژوهشگر، مترجم و نویسنده)شباهت بین هدایت و کافکا زیاد است. گذرا بودن دنیا، ناپایداری و پوچی زندگی، بیهودگی و.... ولی مسکوب در خیام اوجی را می جوید و می بیند که به نظر او هدایت به آن نرسیده است. یعنی پاسخ خیام به پوچی ها و بیهودگی ها و بی پاسخی ها، خندیدن به تمام تلخی هاست، و ستودن دم و ستودن زندگی در متن همه زوالی که زندگی از آن سرشار است. خیام شاید مرگ آگاه ترین شاعر ایرانی است. اما شعر خیام ضیافت زندگی است در سنگینی سایه مرگ، و ستایش زندگی است دقیقا به دلیل همین بیهودگی و بی اعتباری اش.

از نظر مسکوب نه هدایت و نه کافکا، هیچ کدام از چنین اوجی به زندگی و زندگان نگاه نکرده اند. شاید براساس این یادداشت ها و براساس زندگی مسکوب بتوان گفت که او بیش تر دنبال همین نگاه خیامی است. هدایت در برابر پوچی و بیهودگی زندگی از پا در می آید و به زندگی خودش پایان می دهد در حالی که ما در خیام نفی زندگی به دلیل پوچی آن نمی بینیم بلکه جشن زندگی می بینیم در حضور مرگ.
•  به نظر مسکوب درگیری هدایت با گذشته باستانی ایران به نسبت نویسندگان هم عصرش خیلی عمیق تر و پیچیده تر است. نویسندگان نخستین رمان های تاریخی ایران گمان می کردند که اگر آوازه عدل انوشیروان و طنین ترانه های باربد و شکوه و جلال بارگاه خسرو پرویز به رخ جهانیان بکشند آن دیروز از دست رفته را به امروز خواهند کشید و چشم جهان و جهانیان را خیره خواهندکرد. مسکوب این نگاه ساده انگارانه و فروکاهنده را نه بر خودش می پسندد و نه بر هدایت روا می بیند. مسکوب می داند که سال ها پیش از آن که آرمان های میهنی و نوگرایی شتابان روزگار رضاشاهی در شهریور 1320 در دنیای بیرون از پا درآید، در روان هدایت فروریخته است.
مسکوب می داند که هدایت برخلاف تاریخ نویسان معاصرش فقط مدت کوتاهی در افسون این گذشته باستانی باقی مانده و خیلی زود از نگاه ستایش گرانه و شیفته وار فاصله گرفته است. نگاه هدایت در پروین دختر ساسان، همان طور که مسکوب می نویسد، غیرتاریخی است. هدایت در پروین دختر ساسان مثل تاریخی نویسان دیگری که با او معاصر بوده اند پیوند دیروز و امروز، و گذشته و اکنون را فراموش می کند. این نگاه غیرتاریخی نویسان دیگری که با او معاصر بوده اند پیوند دیروز و امروز، و گذشته و اکنون را فراموش می کند. این نگاه غیرتاریخی است.


ادامه مطلب
:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
سالروز زایش شعر و شعور و فروغ
شنبه 8 دی 1397 ساعت 23:44 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

در آستانه فصلی سرد

در محفل عزای آینه ها

و اجتماع سوگوار تجربه های پریده رنگ

و این غروب بارور شده از دانش سکوت

چگونه می شود به آن کسی که میرود اینسان

صبور ،

سنگین ،

سرگردان .

فرمان ایست داد .

چگونه می شود به مرد گفت که او زنده نیست ، او هیچوقت

زنده نبوده است.




:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
آواز‌خوانی برای تمام فصول
چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت 11:18 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
پریسا، خواننده آوازهای سنتی ایرانی، موفق به دریافت "جایزه بیتا" از یازدهمین دوره این مراسم در بخش مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد شده است. این مراسم که شامگاه نهم نوامبر ۲۰۱۸ با حضور جمعی کثیری از علاقه‌مندان به هنر موسیقی ایرانی به او اهداء‌ شد.



:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
پروفسور كامران نزهت
سه شنبه 15 آبان 1397 ساعت 09:00 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
پروفسور كامران نزهت مبتكر جراحی لاپاراسكوپی مستقیم و مدرن و استاد دانشگاه علوم پزشکی استنفورد است. وی نویسنده بیش از 156 مقاله در مجلات معتبر و برنده 14 جایزه بین المللی تحقیقات است و عضو هیئت تحریریه بسیاری از مجلات پزشكی معتبر می باشد.

تاریخ تولد: 1326/محل تولد: شهرضا/ مقیم: آمریكا/ تحصیلات: فلوشیپ: غدد درون‌ریز دستگاه تولید مثل زنان و ناباروری زیر نظر دكتر رابرت گرین بلت و دان گمبریل/ آگوستا/ آمریكا؛ دستیار زنان و زایمان از دانشگاه ایالتی نیویورك و بیمارستان میلارد فیلمور/ آمریکا؛ دكترای پزشكی از دانشگاه علوم پزشكی تهران؛ دارای گواهینامه بورد تخصصی زنان و زایمان آمریكا/رتبه علمی: استاد دانشگاه كالیفرنیا؛ دستیار استاد دانشگاه استنفورد

سوابق علمی و اجرایی: رئیس و مدیر دوره فلوشیپ مركز جراحی کمتر تهاجمی و جراحی روباتیك؛ رئیس دوره های تحصیلات تكمیلی آندوسكوپی؛ مدیر دوره فلوشیپ آندوسكوپی؛ ویراستار مجلات JMIG ، JSLS؛ عضو: انجمن متخصصین لاپاراسكوپی زنان آمریكا؛ كالج متخصصین زنان و زایمان آمریكا؛ كالج جراحان آمریكا

تقدیرنامه ها: برنده جایزه بررسی لاپاراسكوپی توده‌های مشكوك حفره شکمی از كالج زنان و زایمان آمریكا(2004)؛ جایزه فیلم/ جامعه جراحان لاپارااندوسكوپی(2007)؛ برنده جایزه بنیاد آندومتریوز آمریكا(2010)؛ برنده جایزه انجمن متخصصین زنان و زایمان آمریكا(2012)

آثار علمی و تالیفات: 12 كتاب؛ 50 مقاله انگلیسی




:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
یادآر ز شمعِ مرده یادآر
سه شنبه 1 خرداد 1397 ساعت 23:35 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

(میرزا جهانگیرخان شیرازی ـ صور اسرافیل.)

ای مرغ سحر! چو این شب تار / بگذاشت ز سر سیاهکاری،
وز نفحه ی روح بخش اسحار / رفت از سر خفتگان خماری،
بگشود گره ز زلف زرتار / محبوبه ی نیلگون عماری،
یزدان به کمال شد پدیدار / و اهریمن زشتخو حصاری ،
یاد آر ز شمع مرده یاد آر

                                                                         (علامه دهخدا)





:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
شجره خانوادگی میرزاده عشقی
شنبه 22 اردیبهشت 1397 ساعت 20:47 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )


(سید محمدرضا کردستانی، میرزاده عشقی، (1273-1303)

به یاری بهروز هنری به سراغ شمس‌الملوک خانم یکی از کهنسال‌ترین‌ بازماندگان خاندان عشقی رفتم که به رغم کهولت سن، قریحه شعری و حافظه‌ای بسیار قوی داشت. او دختر میرشمس‌الدین، برادر ناتنی میرزاده عشقی و به عبارتی{ برادرزاده} ناتنی او از ماه شرف خانم، زن تهرانی سید ابولقاسم، پدر میرزاده عشقی است.

با اطلاعاتی که این زن از شجره خانوادگی خود می‌‌دهد معلوم می‌شود که عشقی ریشه‌ای اصفهانی دارد. ظاهراً جدش حاج میرابوتراب اصفهانی در تهران وزیر محمدشاه قاجار بوده‌است. پسران او حاج میرمحمود و امین‌التجار به دستور دربار هر سال محرم ده شبانه روز به مردم شام و ناهار می‌دادند. یک روز حاکم کردستان برای گرفتن وام به سراغ آنها می‌رود. مدتی بعد هنگامی که آقایان برای دریافت وجه خود به کردستان دعوت می‌شوند، حاکم از آنها می‌خواهد که در این شهر بمانند و تکیه‌هایی مشابه تهران را برگزار کنند. ظاهراً هدف او از این کار ترویج آئین تشیع درمیان کردها بوده‌است. پس از آن املاک بسیاری در منطقه قروه {کردستان}به نام این خانواده شده، لقب کردستانی به آنان داده‌ می‌شود. سیدابولقاسم، فرزند میرمحمودخان پس از چندی به همدان مهاجرت می‌کند و بیگم خانم را به زنی‌ می‌گیرد. او از این زن صاحب شش فرزند می‌شود که نخستین آنها میرزاده عشقی است. 

* از نوشته خانم سولماز نراقی، محقق و پژوهشگر، خبرگزاری مهرنیوز                  




:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
دکتر گلاره زاده
جمعه 14 اردیبهشت 1397 ساعت 19:56 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

دکتر گلاره زاده سال ۱۹۷۱ در شیراز به دنیا آمد. در سن ۵ سالگی به خاطر ادامه ی تحصیل مادرش به انگلستان رفت و در ۹ سالگی به ایران بازگشت. او در سال ۱۹۸۳ همراه خانواده به وینی پگ کانادا مهاجرت کرد. دبیرستان را در وینی پگ به پایان برد و از آنجا که در آمریکا و کانادا برای ورود به دانشکده پزشکی باید در یکی از رشته های علوم تحصیل کرد، در رشته ریاضی دانشگاه مانیتوبا ثبت نام کرد و پس از پایان تحصیلات،  دوره ی پزشکی را آغاز کرد.
از دکتر گلاره زاده به عنوان جوانترین جراح مغز و اعصاب انگلستان نام برده شده بود که با بهره گیری از تکنیکی جدید به بیماران خود امکان می‌دهد، تنها چند ساعت پس از جراحی تومور مغزی که بدون بیهوشی نیز انجام می‌شود از بیمارستان مرخص شوند. این شیوه ی جراحی که برای نخستین بار در انگلستان انجام شد به دست این زن جوان ایرانی تبار انجام شده بود.



:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
آن روزها
سه شنبه 1 اسفند 1396 ساعت 13:42 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

آن روزها رفتند/ آن روزهای خوب/ آن روزهای سالم سرشار/ آن آسمان های پر از پولک/ آن شاخساران پر از گیلاس...

* به مناسبت پنجاه و یکمین سالروز درگذشت فروغ فرخزاد





:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
صد و پانزدهمین زادروز صادق هدایت
پنجشنبه 26 بهمن 1396 ساعت 17:41 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

صادق هدایت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدری در تهران تولد یافت. پدرش هدایت قلی خان هدایت (اعتضادالملك)‌ و مادرش خانم زیورالملك هدایت دختر حسین قلی خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلی خان هدایت یكی از معروفترین نویسندگان، شعرا و مورخان قرن سیزدهم ایران میباشد كه خود از بازماندگان كمال خجندی بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدایی در مدرسه علمیه تهران شد و پس از اتمام این دوره تحصیلی در سال 1293 دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال 1295 ناراحتی چشم برای او پیش آمد كه در نتیجه در تحصیل او وقفه ای حاصل شد ولی در سال1296 تحصیلات خود را در مدرسه سن لویی تهران ادامه داد كه از همین جا با زبان و ادبیات فرانسه آشنایی پیدا كرد.




ادامه مطلب
:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
یاد فروغ
شنبه 2 دی 1396 ساعت 21:18 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
و با تمام افق های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید.

و رفت تا لب هیچ
و پشت حوصله نورها دراز كشید
و هیچ فكر نكرد
كه ما میان پریشانی تلفظ درها
برای خوردن یك سیب
چقدر تنها ماندیم.



:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
فیلم فرزندخوانده‌ی ویرانگر/سهراب شهیدثالث
پنجشنبه 2 شهریور 1396 ساعت 19:23 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

کارگردان: سهراب شهیدثالث. تهیه‌شده توسط Tele Film Saer. رنگی،‌35 میلیمتری، زمان اصلی 213 دقیقه ( کوتاه شده ۱۳۵ دقیقه). محصول 1986 آلمان فدرال.

* هرمان و لوییز بچه‌دار نمی‌شوند و این را دلیل سردی و یکنواختی زندگی‌شان می‌دانند. به همین دلیل و برای رفع مشکل، دختربچه‌ای به نام گابی را به فرزندخواندگی می‌پذیرند. زن چون در کودکی‌اش رابطه‌ی بدی با مادرش داشته، نمی‌تواند با این کودک کنار بیاید ولی مرد می‌تواند. بچه هم با زن کنار نمی‌آید و او را اذیت می‌کند. پس از مدتی بچه نامه‌ی خداحافظی می‌نویسد و زیر بالشش می‌گذارد و از هرمان که اسمش را عمو گذاشته،‌خواهش می‌کند او را دوباره به پرورشگاه بازگرداند. لوییز هنگام تمیز کردن اتاق، نامه را پیدا می‌کند و می‌ترسد که هم مرد را از دست بدهد و هم بچه برود. ظهر وقتی‌که لوییز و گابی در حال خوردن غذا هستند لوییز نامه را جلوی گابی می‌گذارد و می‌گوید:‌«پاره‌اش کن، تو از این‌جا هیچ‌جا نمی‌روی.» گابی نامه را پاره نمی‌کند. لوییز پس از چند بار اصرار و امتناع گابی، با ملاقه بر سر او می‌زند که مقداری خون از دهان گابی می‌آید و از خانه بیرون می‌رود. غروب، هرمان او را به پرورشگاه می‌برد و برمی‌گردد. در پایان، دوربین به طرف صورت لوییز می‌رود، درحالی‌که نشسته و انگشتری را که مادرش به گابی هدیه داده و او آن را دزدیده بود در دست دارد. صدای معمول پاهای مرد می‌آید. در باز می‌شود، بسته می‌شود. در یخچال باز می‌شود، بسته می‌شود. در شیشه نوشابه باز می‌شود و تصویر صورت لوییز نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود.




:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
فیلم وقت بلوغ/ سهراب شهیدثالث
جمعه 27 مرداد 1396 ساعت 14:06 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )


وقت بلوغ (زمان بلوغ) Reife Zeit
فیلمنامه: سهراب شهیدثالث، هلگا هوزر. فیلمبردار: رامین رضامولایی. بازیگران: اوا مانهارت، مایک هنینگ، اوا لیسا، چارلز هانسن‌فوگت. سیاه‌وسفید، 35 میلیمتری، 106 دقیقه. محصول آلمان فدرال، 1976. برنده جایزه هوگوی نقره از جشنواره شیکاگو، تحسین هیأت داوری جشنواره‌ لوکارنو، نمایش در جشنواره‌های تهران و لندن.
* نگاهی به تحولات روانی پسری که تنها با مادرش ـ که بیش‌تر شب‌ها به سر کار می‌رود ـ زندگی می‌کند. او که در آرزوی داشتن یک دوچرخه است، خریدهای زن نابینایی را که در همسایگی آن‌ها زندگی می‌کند، انجام می‌دهد و گاهی مختصری از پول پیرزن را به جیب می‌زند. در مدرسه او با کسی رابطه نزدیک ندارد، چون همه او را به‌عنوان یک دزد، مظنون هستند. سرانجام وقتی پسرک متوجه می‌شود مادرش یک بدکاره است رابطه‌اش با او هم قطع می‌شود.
پ ن: سپاس از اکبر محمدی که فیلم را پس از سال ها پیدا کرد و برایم فرستاد.



:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
به یاد مریم میرزاخانی
سه شنبه 27 تیر 1396 ساعت 16:19 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

طرحی زیبا از محمدحسین بابامحمدی



:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
ساز زندگی گلپا کوکِ کوک است
چهارشنبه 21 تیر 1396 ساعت 19:53 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
 

اکبر گلپایگانی در گفتگویی تازه گفت:
- ساز زندگی‌ام کوک است چون: برنامه منظمی دارم. هرشب ساعت٩:٣٠ می‌خوابم و صبح روز بعد ساعت ٢٠ دقیقه به شش بیدار می‌شوم، ورزش می‌کنم و بعد می‌روم سراغ پیانو و هرروز به‌دنبال یک زندگی نو و یک خلق تازه‌ام.

- این‌روزها مشغول هستم به: تدوین مدولاسیون‌هایی برای مرکب‌خوانی. من به همراه عده‌ای دیگر از هنرمندان بزرگ مثل فرهنگ شریف، انوشیروان روحانی و... در حال تدوین یک فرمول برای مرکب‌خوانی هستیم.

- موسیقی‌ای که به‌تازگی بیشترین تأثیر را بر من گذاشت یا برایم جالب بود؟ من همواره از مواجهه با یک موسیقی ناب و اصیل متأثر می‌شوم، بنابراین نمی‌توانم فقط از یک اثر به‌عنوان اثری که برایم جالب بوده نام ببرم اما نکته‌ای که در کار بعضی جوان‌ها می‌بینم این است که شهرت و پول تأثیر بدی بر آنها گذاشته و برخی از آنها را از انجام کار جدید و زحمت‌کشیدن منصرف می‌کند و راحت‌طلبشان کرده.

- برای الهام‌گرفتن در فعالیت هنری‌ام می‌روم به: فرانسه، پاریس و یونسکو. در پاریس، به‌جز یونسکو، سازمان‌های مختلفی هست که روی اصالت آدمی کار می‌کنند و من برای الهام‌گرفتن همیشه به آنها رجوع می‌کنم.

- اگر بخواهم هنر را در یک واژه خلاصه کنم باید بگویم هنر عبارت است از: چیزی که با روح مردم و احساس آنها درآمیخته. امروز جهان دهکده کوچکی شده. یک زمان سفر به مشهد یک هفته طول می‌کشید، الان ٥٠ دقیقه‌ای به مشهد می‌رسید. امروز ماهواره‌ها به کرات مختلف می‌روند. ما باید هنرمان را با روحیه مردم زمانه تطبیق دهیم و این جوانی و نیرو می‌خواهد.

- موزیسینی که تمایل دارم با او ناهار بخورم؟ هروقت عصبی و ناراحت باشم، می‌نشینم یک‌ساز سولوی پرویز یاحقی، فرهنگ شریف، جلیل شهناز یا حسن کسایی را گوش می‌کنم و سرشار از سرخوشی و نشاط می‌شوم. به خدا نزدیک می‌شوم. نیرو می‌گیرم. «ناهار» خیلی کوچک است در مقابل اسم این بزرگان. من با موسیقی این بزرگان، در بدترین لحظه‌هایم همراه می‌شوم و با آنها معاشرت می‌کنم.

- بزرگ‌ترین معلمم: اول پدرم و بعد هم نورعلی‌خان برومند بود. دکتر برومند هم حق پدری بر گردن من دارد. او پدر عرفانی من است که ٩ سال‌ونیم شاگردش بودم.

- چه‌کاره بودم اگر کسی نمی‌شدم که حالا هستم؟ باز هم موزیسین می‌شدم. اگر هم موزیسین نمی‌شدم، حتما کار هنری می‌کردم. هروقت دلم بگیرد، می‌زنم زیر آواز و برای خودم می‌خوانم: «ای خدا این وصل را هجران مکن» و تمام زندگی و عرفان در این جمله است.

آن سال‌ها خواننده گلهای جاویدان بودم و ١٧ سال آواز خواندم، آن هم با هنرمندانی همچون احمد عبادی، مرتضی‌خان محجوبی و آقای ورزنده. آرزویم این است که این نسل و اصالتشان دوباره تکرار شود. اما کو؟ همه دنبال پول‌درآوردن هستند. پول هم البته بد نیست. هنرمند هم احتیاج دارد خوب زندگی کند اما در کنار یک هنر اصیل. مگر امثال کسایی با اصالت و شریف و زیبا زندگی نکردند؟

- محبوب‌ترین قطعه موسیقی زندگی‌ام؛ آهنگی است که آقای تجویدی تنظیم کرد و بنان هم خواند: مرا عاشق و شیدا، واله و رسوا تو کردی... . (شرق)

جام  جم آنلاین




:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,