چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
یادآر ز شمعِ مرده یادآر

(میرزا جهانگیرخان شیرازی ـ صور اسرافیل.)

ای مرغ سحر! چو این شب تار / بگذاشت ز سر سیاهکاری،
وز نفحه ی روح بخش اسحار / رفت از سر خفتگان خماری،
بگشود گره ز زلف زرتار / محبوبه ی نیلگون عماری،
یزدان به کمال شد پدیدار / و اهریمن زشتخو حصاری ،
یاد آر ز شمع مرده یاد آر

                                                                         (علامه دهخدا)




مرتبط با: مشاهیر ایران ,
شجره خانوادگی میرزاده عشقی


(سید محمدرضا کردستانی، میرزاده عشقی، (1273-1303)

به یاری بهروز هنری به سراغ شمس‌الملوک خانم یکی از کهنسال‌ترین‌ بازماندگان خاندان عشقی رفتم که به رغم کهولت سن، قریحه شعری و حافظه‌ای بسیار قوی داشت. او دختر میرشمس‌الدین، برادر ناتنی میرزاده عشقی و به عبارتی{ برادرزاده} ناتنی او از ماه شرف خانم، زن تهرانی سید ابولقاسم، پدر میرزاده عشقی است.

با اطلاعاتی که این زن از شجره خانوادگی خود می‌‌دهد معلوم می‌شود که عشقی ریشه‌ای اصفهانی دارد. ظاهراً جدش حاج میرابوتراب اصفهانی در تهران وزیر محمدشاه قاجار بوده‌است. پسران او حاج میرمحمود و امین‌التجار به دستور دربار هر سال محرم ده شبانه روز به مردم شام و ناهار می‌دادند. یک روز حاکم کردستان برای گرفتن وام به سراغ آنها می‌رود. مدتی بعد هنگامی که آقایان برای دریافت وجه خود به کردستان دعوت می‌شوند، حاکم از آنها می‌خواهد که در این شهر بمانند و تکیه‌هایی مشابه تهران را برگزار کنند. ظاهراً هدف او از این کار ترویج آئین تشیع درمیان کردها بوده‌است. پس از آن املاک بسیاری در منطقه قروه {کردستان}به نام این خانواده شده، لقب کردستانی به آنان داده‌ می‌شود. سیدابولقاسم، فرزند میرمحمودخان پس از چندی به همدان مهاجرت می‌کند و بیگم خانم را به زنی‌ می‌گیرد. او از این زن صاحب شش فرزند می‌شود که نخستین آنها میرزاده عشقی است. 

* از نوشته خانم سولماز نراقی، محقق و پژوهشگر، خبرگزاری مهرنیوز                  



مرتبط با: مشاهیر ایران ,
دکتر گلاره زاده

دکتر گلاره زاده سال ۱۹۷۱ در شیراز به دنیا آمد. در سن ۵ سالگی به خاطر ادامه ی تحصیل مادرش به انگلستان رفت و در ۹ سالگی به ایران بازگشت. او در سال ۱۹۸۳ همراه خانواده به وینی پگ کانادا مهاجرت کرد. دبیرستان را در وینی پگ به پایان برد و از آنجا که در آمریکا و کانادا برای ورود به دانشکده پزشکی باید در یکی از رشته های علوم تحصیل کرد، در رشته ریاضی دانشگاه مانیتوبا ثبت نام کرد و پس از پایان تحصیلات،  دوره ی پزشکی را آغاز کرد.
از دکتر گلاره زاده به عنوان جوانترین جراح مغز و اعصاب انگلستان نام برده شده بود که با بهره گیری از تکنیکی جدید به بیماران خود امکان می‌دهد، تنها چند ساعت پس از جراحی تومور مغزی که بدون بیهوشی نیز انجام می‌شود از بیمارستان مرخص شوند. این شیوه ی جراحی که برای نخستین بار در انگلستان انجام شد به دست این زن جوان ایرانی تبار انجام شده بود.


مرتبط با: مشاهیر ایران ,
آن روزها

آن روزها رفتند/ آن روزهای خوب/ آن روزهای سالم سرشار/ آن آسمان های پر از پولک/ آن شاخساران پر از گیلاس...

* به مناسبت پنجاه و یکمین سالروز درگذشت فروغ فرخزاد




مرتبط با: مشاهیر ایران ,
صد و پانزدهمین زادروز صادق هدایت

صادق هدایت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدری در تهران تولد یافت. پدرش هدایت قلی خان هدایت (اعتضادالملك)‌ و مادرش خانم زیورالملك هدایت دختر حسین قلی خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلی خان هدایت یكی از معروفترین نویسندگان، شعرا و مورخان قرن سیزدهم ایران میباشد كه خود از بازماندگان كمال خجندی بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدایی در مدرسه علمیه تهران شد و پس از اتمام این دوره تحصیلی در سال 1293 دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال 1295 ناراحتی چشم برای او پیش آمد كه در نتیجه در تحصیل او وقفه ای حاصل شد ولی در سال1296 تحصیلات خود را در مدرسه سن لویی تهران ادامه داد كه از همین جا با زبان و ادبیات فرانسه آشنایی پیدا كرد.


ادامه مطلب

مرتبط با: مشاهیر ایران ,
یاد فروغ

بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
و با تمام افق های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید.

و رفت تا لب هیچ
و پشت حوصله نورها دراز كشید
و هیچ فكر نكرد
كه ما میان پریشانی تلفظ درها
برای خوردن یك سیب
چقدر تنها ماندیم.


مرتبط با: مشاهیر ایران ,
فیلم فرزندخوانده‌ی ویرانگر/سهراب شهیدثالث

کارگردان: سهراب شهیدثالث. تهیه‌شده توسط Tele Film Saer. رنگی،‌35 میلیمتری، زمان اصلی 213 دقیقه ( کوتاه شده ۱۳۵ دقیقه). محصول 1986 آلمان فدرال.

* هرمان و لوییز بچه‌دار نمی‌شوند و این را دلیل سردی و یکنواختی زندگی‌شان می‌دانند. به همین دلیل و برای رفع مشکل، دختربچه‌ای به نام گابی را به فرزندخواندگی می‌پذیرند. زن چون در کودکی‌اش رابطه‌ی بدی با مادرش داشته، نمی‌تواند با این کودک کنار بیاید ولی مرد می‌تواند. بچه هم با زن کنار نمی‌آید و او را اذیت می‌کند. پس از مدتی بچه نامه‌ی خداحافظی می‌نویسد و زیر بالشش می‌گذارد و از هرمان که اسمش را عمو گذاشته،‌خواهش می‌کند او را دوباره به پرورشگاه بازگرداند. لوییز هنگام تمیز کردن اتاق، نامه را پیدا می‌کند و می‌ترسد که هم مرد را از دست بدهد و هم بچه برود. ظهر وقتی‌که لوییز و گابی در حال خوردن غذا هستند لوییز نامه را جلوی گابی می‌گذارد و می‌گوید:‌«پاره‌اش کن، تو از این‌جا هیچ‌جا نمی‌روی.» گابی نامه را پاره نمی‌کند. لوییز پس از چند بار اصرار و امتناع گابی، با ملاقه بر سر او می‌زند که مقداری خون از دهان گابی می‌آید و از خانه بیرون می‌رود. غروب، هرمان او را به پرورشگاه می‌برد و برمی‌گردد. در پایان، دوربین به طرف صورت لوییز می‌رود، درحالی‌که نشسته و انگشتری را که مادرش به گابی هدیه داده و او آن را دزدیده بود در دست دارد. صدای معمول پاهای مرد می‌آید. در باز می‌شود، بسته می‌شود. در یخچال باز می‌شود، بسته می‌شود. در شیشه نوشابه باز می‌شود و تصویر صورت لوییز نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود.



مرتبط با: مشاهیر ایران ,
فیلم وقت بلوغ/ سهراب شهیدثالث


وقت بلوغ (زمان بلوغ) Reife Zeit
فیلمنامه: سهراب شهیدثالث، هلگا هوزر. فیلمبردار: رامین رضامولایی. بازیگران: اوا مانهارت، مایک هنینگ، اوا لیسا، چارلز هانسن‌فوگت. سیاه‌وسفید، 35 میلیمتری، 106 دقیقه. محصول آلمان فدرال، 1976. برنده جایزه هوگوی نقره از جشنواره شیکاگو، تحسین هیأت داوری جشنواره‌ لوکارنو، نمایش در جشنواره‌های تهران و لندن.
* نگاهی به تحولات روانی پسری که تنها با مادرش ـ که بیش‌تر شب‌ها به سر کار می‌رود ـ زندگی می‌کند. او که در آرزوی داشتن یک دوچرخه است، خریدهای زن نابینایی را که در همسایگی آن‌ها زندگی می‌کند، انجام می‌دهد و گاهی مختصری از پول پیرزن را به جیب می‌زند. در مدرسه او با کسی رابطه نزدیک ندارد، چون همه او را به‌عنوان یک دزد، مظنون هستند. سرانجام وقتی پسرک متوجه می‌شود مادرش یک بدکاره است رابطه‌اش با او هم قطع می‌شود.
پ ن: سپاس از اکبر محمدی که فیلم را پس از سال ها پیدا کرد و برایم فرستاد.


مرتبط با: مشاهیر ایران ,
به یاد مریم میرزاخانی

طرحی زیبا از محمدحسین بابامحمدی


مرتبط با: مشاهیر ایران ,
ساز زندگی گلپا کوکِ کوک است
 

اکبر گلپایگانی در گفتگویی تازه گفت:
- ساز زندگی‌ام کوک است چون: برنامه منظمی دارم. هرشب ساعت٩:٣٠ می‌خوابم و صبح روز بعد ساعت ٢٠ دقیقه به شش بیدار می‌شوم، ورزش می‌کنم و بعد می‌روم سراغ پیانو و هرروز به‌دنبال یک زندگی نو و یک خلق تازه‌ام.

- این‌روزها مشغول هستم به: تدوین مدولاسیون‌هایی برای مرکب‌خوانی. من به همراه عده‌ای دیگر از هنرمندان بزرگ مثل فرهنگ شریف، انوشیروان روحانی و... در حال تدوین یک فرمول برای مرکب‌خوانی هستیم.

- موسیقی‌ای که به‌تازگی بیشترین تأثیر را بر من گذاشت یا برایم جالب بود؟ من همواره از مواجهه با یک موسیقی ناب و اصیل متأثر می‌شوم، بنابراین نمی‌توانم فقط از یک اثر به‌عنوان اثری که برایم جالب بوده نام ببرم اما نکته‌ای که در کار بعضی جوان‌ها می‌بینم این است که شهرت و پول تأثیر بدی بر آنها گذاشته و برخی از آنها را از انجام کار جدید و زحمت‌کشیدن منصرف می‌کند و راحت‌طلبشان کرده.

- برای الهام‌گرفتن در فعالیت هنری‌ام می‌روم به: فرانسه، پاریس و یونسکو. در پاریس، به‌جز یونسکو، سازمان‌های مختلفی هست که روی اصالت آدمی کار می‌کنند و من برای الهام‌گرفتن همیشه به آنها رجوع می‌کنم.

- اگر بخواهم هنر را در یک واژه خلاصه کنم باید بگویم هنر عبارت است از: چیزی که با روح مردم و احساس آنها درآمیخته. امروز جهان دهکده کوچکی شده. یک زمان سفر به مشهد یک هفته طول می‌کشید، الان ٥٠ دقیقه‌ای به مشهد می‌رسید. امروز ماهواره‌ها به کرات مختلف می‌روند. ما باید هنرمان را با روحیه مردم زمانه تطبیق دهیم و این جوانی و نیرو می‌خواهد.

- موزیسینی که تمایل دارم با او ناهار بخورم؟ هروقت عصبی و ناراحت باشم، می‌نشینم یک‌ساز سولوی پرویز یاحقی، فرهنگ شریف، جلیل شهناز یا حسن کسایی را گوش می‌کنم و سرشار از سرخوشی و نشاط می‌شوم. به خدا نزدیک می‌شوم. نیرو می‌گیرم. «ناهار» خیلی کوچک است در مقابل اسم این بزرگان. من با موسیقی این بزرگان، در بدترین لحظه‌هایم همراه می‌شوم و با آنها معاشرت می‌کنم.

- بزرگ‌ترین معلمم: اول پدرم و بعد هم نورعلی‌خان برومند بود. دکتر برومند هم حق پدری بر گردن من دارد. او پدر عرفانی من است که ٩ سال‌ونیم شاگردش بودم.

- چه‌کاره بودم اگر کسی نمی‌شدم که حالا هستم؟ باز هم موزیسین می‌شدم. اگر هم موزیسین نمی‌شدم، حتما کار هنری می‌کردم. هروقت دلم بگیرد، می‌زنم زیر آواز و برای خودم می‌خوانم: «ای خدا این وصل را هجران مکن» و تمام زندگی و عرفان در این جمله است.

آن سال‌ها خواننده گلهای جاویدان بودم و ١٧ سال آواز خواندم، آن هم با هنرمندانی همچون احمد عبادی، مرتضی‌خان محجوبی و آقای ورزنده. آرزویم این است که این نسل و اصالتشان دوباره تکرار شود. اما کو؟ همه دنبال پول‌درآوردن هستند. پول هم البته بد نیست. هنرمند هم احتیاج دارد خوب زندگی کند اما در کنار یک هنر اصیل. مگر امثال کسایی با اصالت و شریف و زیبا زندگی نکردند؟

- محبوب‌ترین قطعه موسیقی زندگی‌ام؛ آهنگی است که آقای تجویدی تنظیم کرد و بنان هم خواند: مرا عاشق و شیدا، واله و رسوا تو کردی... . (شرق)

جام  جم آنلاین



مرتبط با: مشاهیر ایران ,
یادی از حنجره طلایی

"من تو را آسان نیاوردم به دست"
اکبر گلپایگانی(گلپا) بدون کوچکترین تردید یا شک و شبهه ای برترین خواننده موسیقی اصیل ایرانی در طول تاریخ این سرزمین و در مدت قریب به یک صد سال از شکل گیری آن در قالب نوین به شمار می رود. استاد گلپا مبدع و مروج شیوه جدیدی از تصنیف خوانی در قالب های اصیل به شمار می رود که در آن پیش از او هیچ خواننده دیگری تا آن اندازه در ژرفای ترکیبات الحان، ملودی ها، و سازها غور و تفحص نکرده بود . ایشان در تمام ادوار خوانندگی خود تنها حول و حوش 50 ترانه خوانده اند که اغلب در نوع خود بی بدیلند . وسواس خاص استاد در گزینش اشعار، سازها، و ملودی ها وجه فراق و تمایز ایشان از سایرین است .


مرتبط با: مشاهیر ایران ,
ایران، ایران

نوروز چند سال پیش در تخت جمشید این آهنگ را شنیدم. بغض کردم، خیلی احساساتی شده بودم. فوق العاده زیباست. دیروز آلبومش را خریدم و مدام آن را گوش می دهم:
در روح و جان من می‌مانی ای وطن

  به زیر پا فتد آن دلی، که بهر تو نلرزد

  شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن

  که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیرزد

   ای ایران ایران دور از دامان پاکت دست دگران ، بد گهران

  ای عشق سوزان ، ای شیرین‌ترین رویای من تو بمان ، در دل و جان

  ای ایران ایران ، گلزار سبزت دور از تاراج خزان ، جور زمان

  ای مهر رخشان ، ای روشنگر دنیای من به جهان ، تو بمان

  سبزی صد چمن ، سرخی خون من ، سپیدی طلوع سحر ، به پرچمت نشسته

  شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن

  بمان که تا ابد هستیم ، به هستی تو بسته

  ای ایران ایران دور از دامان پاکت دست دگران ، بد گهران

  ای عشق سوزان ، ای شیرین‌ترین رویای من تو بمان ، در دل و جان

  ای ایران ایران ، گلزار سبزت دور از تاراج خزان ، جور زمان

  ای مهر رخشان ، ای روشنگر دنیای من به جهان ، تو بمان
دانلود موسیقی ایران ایران با صدای محمد نوری



مرتبط با: مشاهیر ایران ,
زندگی روشنفکر و حقوقدانی برجسته

دکتر مصطفی رحیمی(زادهٔ ۱۳۰۵ هـ.ش نائین، اصفهان ـ درگذشتهٔ ۹ مرداد ۱۳۸۱تهران). استاد دانشگاه، نویسنده و مترجم ایرانی است. تحصیلات ابتدایی را در همان شهر به پایان رساند و برای تحصیلات دوره اول دبیرستان به یزد رفت و دوره دوم دبیرستان را در اصفهان خواند و سپس به تهران آمد و در دانشکده حقوق دانشگاه تهران به ادامه تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۳۷ به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن دوره دکتری حقوق را گذراند. در پاریس با افکار ژان پل سارتر آشنا شد. در بازگشت به تهران وارد دادگستری شد. در سال‌های دهه ۴۰ به ترجمه پرداخت، و مدتی در دانشگاه تهران به تدریس ادبیات غرب اشتغال داشت.

کتاب‌شناسی —————————————————————-

شعر
بهشت گمشده، ۱۳۲۸
داستان
اتهام، ۱۳۵۷
باید زندگی کرد ۱۳۵۶
قصه‌های آن دنیا ۱۳۵۶
نمایشنامه
آناهیتا، ۱۳۴۹
تیاله، ۱۳۵۶
دست بالای دست، ۱۳۵۷
هملت، ۱۳۷۱

ادامه مطلب

مرتبط با: مشاهیر ایران ,
توهم توطئه و جنون خود قهرمان‌پنداری
«دایی جان ناپلئون» سالهاست که به رمانی کلاسیک در ادبیات داستانی ایران بدل شده است. یکی از آثاری که به دلیل برخورداری از شاخصه های گوناگون، بعنوان اثری منحصر به فرد و ماندگار شناخته می شود. این ویژگی ها که سیاهه بلند و بالایی را تشکیل می دهد که برخی از این قرارند: توفیق رمان در میان مخاطب خاص و عام، بدل شدن به یکی از پرفروش ترین رمانهای ادبیات فارسی، ساخت اقتباسی وفادارانه از آن در قالب سریالی بسیار پرمخاطب و دیده شده؛ ترجمه رمان به زبانهای مختلف، وارد شدن دیالوگ های تکرار شونده شخصیت ها در زبان مردم کوچه و بازار، بدل شدن نام رمان به مفهومی کنایی در حافظه جمعی مردم، شناخته شدن آن به عنوان رمانی نوستالژیک برای چند نسل گذشته  و.... باوجود اینکه دایی جان ناپلئون چه در قالب رمان و چه در قالب سریال قریب چهار دهه امکان عرضه رسمی پیدا نکرده اما از محبوبیت و شهرت آن کم نشده و البته به دلیل همین محبوبیت برخی فرصت طلبانه آن را به صورت غیر مجاز و با کیفیت چاپ پایین منتشر کرده و به صورت انبوه عرضه کرده اند...
«دایی جان ناپلئون»
نویسنده: ایرج پزشکزاد
ناشر: فرهنگ معاصر، چاپ اول
692 صفحه، 38000 تومان
ادامه...


مرتبط با: مشاهیر ایران ,
عشق نامه سعدی

گرت کسی بپرستد ملامتش نکنم من

تو هم در آینه بنگر که خویشتن بپرستی

"به مناسبت روز سعدی شیرین سخن"



مرتبط با: مشاهیر ایران ,

تعداد کل صفحات: 4