چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
یلدا عباسی / موسیقی کردی خراسان

«قصدم این است به موسیقی کردی در خراسان جانی دوباره ببخشم»

در شمال شرقی ایران در استان خراسان شمار زیادی از کردها ساکن هستند که طبق آمارهای غیررسمی تعدادشان حدود دو میلیون نفر است. هدف اصلی‌ من از فعالیت هنری جان بخشیدن دوباره به موسیقی‌ کردی خراسان است.

موسیقی‌ را از سن دوازده سالگی شروع کرده و نزد اساتید بزرگی‌ ان را ادامه داده و ضمن آموزش دوتار کلام و اواز کردی را نیز از مادرم آموخته ام. کردهای خراسان صدها سال است از اصل خود دور افتاده‌اند ولی‌ هنوز زبان و موسیقی شان را حفظ کردند. قصد دارم تمام ترانه‌ها و فلوکلورهای کردی خراسان را با شکلی‌ نو و مدرن اجرا, بازسازی و احیا نمایم, کار اولم با نام کووات به زبان کردی کورمانجی بوده و همچنان قصد دارم کارهای جدیدم را نیز بروی ملودی و فلوکلورهای کورمانجی ادامه دهم. مشوق من برای حفظ و احیای موسیقی‌ اصیل گذشتگانمان مادرم بود. با حمایت و تشویق‌های ایشان من فعالیت هنری‌ام را ادامه دادم.

موسیقی‌ کردی در خراسان سینه به سینه نقل شده تا امروز به امانت در دستان بوده و ماست و ما هم باید این امانت را به نسلهای بعدی منتقل نمائیم، در سالهای اخیر موسیقی‌ در بین کردهای خراسان با استقبال خوبی مواجه بوده است، تحصیلات عالى در زمینه موسیقی‌ را امری مهم و حیاتی در جهت پیشرفت و شکل گرفتن موسیقی‌ می‌دانم.  با وجود اینکه رشتهٔ تحصیلی ام فناوری و اطلاعات بوده ولی‌ هدف اصلی ام تحقیق و تحصیل در زمینه موسیقی‌ است و چندین سال است که بروی اواز و موسیقی‌ تمرکز نموده ام. من و سایر هنرمندان خراسان در کارهایمان از سرودهای شاعران همان منطقه سود میبریم، به نظر من بهترین و زیباترین آوازها، کلام و فولکلورهای منطقه هستند، در سالهای اخیر شاعران نامداری چون حسن روشان، علیرضا سپاهی، اسماعیل حسین پور اشعار زیبایی را سروده اند که من و سایر هنرمندان از سرودهای این بزرگان استفاده کردیم.

تا کنون برنده چندین جایزه هنری بوده ام و از اینکه تعداد زیادی از خانمهای کرد در خراسان در زمینه موسیقی‌ مشغول به فعالیت هستند اظهار خوشحالى نموده و امیدوارم بانوان کرد در موسیقی‌ خراسان نقش موثرتری را ایفا نمایند. همچنین در سال ۲۰۰۸ در فیلم مستند طرقه ایفای نقش نمودم  و این مستند برنده چندین جایزه داخلی‌ و بین‌المللی شده است. به همراه گروه کووات تا کنون در هیچ کنسرتی شرکت نداشته ام، ولی‌ امیدوارم اگر از طرف کردستان عراق از گروه به صورت رسمی دعوت به عمل آید، آمادهٔ اجرای کنسرت در كردستان می‌باشیم. در مورد کارها و فعالیتهایم در آینده، به جز تحقیق و تلاش بر روی ملودیها و فلوکلورهای کردی قصد دارم بروی موسیقی‌ فارسی هم فعالیت داشته باشم، و همچنان قصد دارم به اجرای کنسرت در ایران و خارج از کشور نیز بپردازم.

از فیسبوک یلدا عباسی



مرتبط با: مشاهیر کردستان ,
ارمان ارمان / محسن میرزاده

اوره آسمین ارمان ارمان دگورمژن دگورمژن

کریه برخان خاده جان دبارژن
همدل هوال عزیز جان ته ناویژم
چاو شور پرن ارمان ارمان سره ساوو
اورزه لنگه هوال جان ورین راوه؟
بکن برا عزیز جان درد بلاوه
ترجمه به فارسی:
ابرهای آسمان می غرند (دل پری دارند)
گله بره ها زار می زنند (بارژ: بع بع حاصل از دلتنگی برای دیدن مادر توسط بره را گویند)
ای یار و همدم من، من تو را ترک نمی کنم
حسودان زیادند مواظب خودت باش
اسپند سر راه خودت دود کن
بخند و شادی کن تا غمها و دردهایت دور بشوند

آهنگ کرمانجی ارمان ارمان محسن میرزاده سریال هشت و نیم دقیقه





مرتبط با: مشاهیر کردستان ,
سواره ایلخانی زاده

شاعر"پدر شعر نو کردستان ایران(1316بوکان- 1354تهران)
کتاب ها: خه‌وه به‌ردینه، زه مزه مهٔ لال، شه نگه سوار


مرتبط با: مشاهیر کردستان ,
تأثیر حسن زیرک بر مجتبی میرزاده

سال 1341خواننده پر آوازه کرد حسن زیرک از تهران به رادیو کُردی کرمانشاه می آید. در ماه باید چهار برنامه پانزده دقیقه­ ای در رادیو توسط ارکستر آماده ضبط و پخش می گردید. سرپرست گروه رادیو تلویزیون کرمانشاه محمد عبدالصمدی نوازنده  کلارینت و آهنگساز( آثار ماندگاری توسط وی ساخته و نواخته گردیده و در بیشتر ترانه­های خوانندگان بنام آنزمان ساز او شنیده می شود). میرزاده جوان هیچ ارتباط و شناختی در مورد موسیقی کُردی نداشت نوازندگی او آینه­ ای از پنجه ­ی هنرمندان بنام آن عصر بود. با آمدن زیرک به رادیو در واقع آینده مجتبی­ی جوان رقم زده میشود، این ارتباط بود که زندگی وی را دگرگون نمود. او از زیرک ترانه­ها و آوازها و مقامها را میآموزد. دیری نپایید مجتبی در کنار  حسن توانست آفرینش و ذوق خویش را آشکار نماید و روحش در گلزار آوازها و ترانه­های کردی به پرواز درآید. در مدت سه سال زیرک به همراه ارکستر رادیو تلویزیون توانست َصد ترانه­ی ماندگار اجرا و ضبط نماید. بیشتر آوازها به همراه سلوی میرزاده است، به جرات میتوان گفت شصت تا هفتاد درصد ترانه­ها و آواز­ها تنظیم اوست. زیرک ملودی را برای او میخواند کار را نُت میکرد بعد از تمرین با گروه به همراه خواننده برای اجرا و ضبط به استودیو میرفتند (در اوایل تاسیس رادیو تمامی برنامه­ها مستقیم بروی آنتن میرفت) میرزاده با ساخت این آثار شیوه و نگرشی نوین را خواسته یا ناخواسته بنیان گذارد ملودی ها و تِم هایی را تنظیم نمودند که اگر اجرا نمی گردیدند به فراموشی سپرده می شدند و با امکانات اجرایی آن زمان ضبط کردند. شاید هم اگر حسن زیرک به کرمانشاه نیامده بود میرزاده هم آن استعداد را در موسیقی نشان نمی داد و چون سربازی گمنام در دنیای موسیقی ناشناس می ­ماند و چون بسیاری از  هنرمندان  توانا اما ناکام از هنرش باقی می­ ماند و به دست فراموشی سپرده می شد. زیرک  حدود 1345 از کرمانشاه رفت گویی به کردستان عراق. از او در آن رادیو در حدود َصد آواز، مقام و ترانه از خویش بجای گذارد این  تنها گوشه­ های از گنجینه­ ی شنیداری موسیقی کُردی در چهل سال گذشته است که بعدها شاهد سوختن  بی رَحمانه­ ی بیشتر این آثار در حیاط همان رادیو تلویزیون پارس هستیم.  پس از آن دوره شکوفایی دیگر رادیو خواننده­ای چنین به خویش ندید که با صدای خاصش، ذوق وافر میرزاده را متاثر بنماید. زیرک توانست احساس او را چون جوشش رودخانه الوند که آوازهای منطقه گرمیان را به بلندای کوهستان بیستون در خویش زمزمه می کرد به جوش آورد.

اسعد نقشبندی یکی از گویندگان و نویسندگان قدیمی رادیو کردی کرمانشاه در دهه 40 و 50 توصیف زیبایی از چگونگی این مراودات هنری دارد: «از حسن زیرک و مجتبی میرزاده خاطرات بسیاری دارم. همیشه در اتاق تمرین، میرزاده کمانچه اش را در دست می گرفت و می گفت: “زیرک چه بزنم؟” و زیرک در جواب می گفت: “فعلاً دست از سرم بردار!” و این جریان چند بار تکرار می شد و به ناگاه حسن زیرک ترانه ای به ذهنش می آمد و به میرزاده می گفت: “این را برایم بنواز”. و در همان جا آواز و شعر را نیز از حفظ برایش می گفت. برای مثال یک بار که من هم حضور داشتم مجتبی میرزاده چند بار به زیرک گفت: “چه بنوازم؟” و به ناگاه حسن زیرک گفت: “ترانه جوانی لای بانه”. و این ترانه یکی از ترانه های مشهور کردی است که زیرک همانجا آنرا ارائه کرد و میرزاده نت آن را نوشت و آوازش را نواخت پس از 15 دقیقه تمرین آماده شد.» (1) در واقع میرزاده با نبوغ والایش هرآنچه را که در مخیله حسن زیرک می گذشت را با بهترین شکل تنظیم می کرد و آن را مهیای نواختن شدن توسط همکارانش در ارکستر رادیو کردی کرماشاه می نمود. حاصل این همکاری ها نیز رنگین کمانی از آهنگ های شنیدنی همچون: «کرماشان»، «ئای شله‌ نازه‌نین»، «ئه‌ی مانگ«، «ئه‌ی وه‌ی بارانه»،‌ «لۆرکێ»، «رێگاکه‌م دووره‌»، «هه‌روایه‌« و ده ها اثر ماندگار دیگر است.



مرتبط با: مشاهیر کردستان ,
علی اشرف درویشیان

درویشیان در آثارش چهرهٔ خشن و بی‌رحم فقر را به تصویر می‌کشد و چه زیبا، چه تکان دهنده و چه تأثیرگذار دست به قلم می‌برد. مردی که از ستون های ادبیات معاصر ما به شمار می‌رود و چقدر غم انگیز است که او در آستانهٔ ۷۴ سالگی، باید منتظر چاپ آثارش باشد که هنوز خبری از انتشار آن‌ها نیست. 

درویشیان یکی از نویسندگان خوش فکر و روشنی است که همیشه با دیکتاتوری و استبداد در ستیز بود. او سال ۱۳۲۰ در خانواده‌ای کارگر در محلهٔ آبشوران شهر کرمانشاه چشم به جهان گشود. در سال ۱۳۳۷ دانشسرای مقدماتی را گذراند و سپس برای معلمی به روستاهای اطراف کرمانشاه و گیلان غرب رفت. در سال ۱۳۴۵ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی را در دانشگاه تهران آغاز کرد و پس از دریافت مدرک کار‌شناسی، تحصیلات خود را در مقطع کار‌شناسی ارشد در رشتهٔ روان‌شناسی تربیتی ادامه داده و همزمان در دانش سرای عالی تهران در رشتهٔ مشاوره و راهنمای تحصیلی به تحصیل پرداخت. 

او در سال ۱۳۵۲ اولین مجموعه داستان کوتاه خود را منتشر کرد. از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ برای نگارش کتاب «از این ولایت» و فعالیت‌های سیاسی، سه بار دستگیر و ممنوع القلم شد. دستگیری اول وی در کرمانشاه ۸ ماه به طول انجامید، اما درویشیان ۲ ماه بعد در تهران دوباره دستگیر و به ۷ ماه زندان محکوم شد. وی همچنین به دنبال این حکم از دانشگاه اخراج و از معلمی نیز منفصل شد. دستگیری بعدی درویشیان در ۱۳۵۳ اتفاق افتاد که منجر به صدور حکم ۱۱ سال زندان برای او شد. درویشیان از این تاریخ به زندان رفت و تا پیروزی انقلاب در زندان ماند. درویشیان در آثارش چهرهٔ خشن و بی‌رحم فقر را به تصویر می‌کشد و چه زیبا، چه تکان دهنده و چه تأثیرگذار دست به قلم می‌برد. او فقر را خوب می‌شناسد، سال‌هایی را در کنار کودکان روستا به سر برده بود و رنج‌های آنان دل و جانش را به درد آورده بود. بسیاری از داستان‌های او شرح تصاویری است که در زندگی دیده؛ چه زندگی خودش و چه رنجی که دیگران بر اثر حکومت‌های دیکتاتوری برده‌اند را در آثار خود منعکس کرده است. علاوه بر این، درویشیان استاد فرهنگ عامه بود و تألیفاتی در این زمینه دارد. خودش بار‌ها اعلام کرده که علاقه‌اش به فرهنگ عامه را وامدار قصه گویی‌های مادربزرگش است.

ادامه مطلب

مرتبط با: مشاهیر کردستان ,
یادی از «مهدی رئوفی» بزرگمرد دلسوز وطن و خدمتگزار مردم کردستان/دکتر اسعد ارلان*

خبرگزاری زریان -دهم تیرماه جاری برابر بود با دهمین سالگرد درگذشت مردی که هم در زادگاهش کرمانشاه و هم در ایلام و کردستان نامی آشنا و مورد احترام است. کردستانی های هم نسل ما هر چیزی را از سیاست در پیش از انقلاب فراموش کنند، دوران طلایی 4 ساله استانداری بزرگ مردی به نام مهدی رئوفی را از یاد نخواهند برد. از سال 1337 که کردستان به استان تبدیل شد تا انقلاب اسلامی تا آن جا که به یاد دارم 5 نفر عهده دار این مسئولیت بودند. اما هیچکدام نتوانستند کارنامه ای متناسب با اختیار و مسئولیتشان از خود به جای گذارند.

مهدی رئوفی در آن میان یک استثنا بود. او خود را خدمت گزار مردم می دانست و تلاشی چشم گیر برای اثبات این نقش صورت داد. همان زمان گفته شد که به خاطر اجابت درخواست مردم بیجار برای عمران این شهرستان یک بار 37 روز در آن شهر ماند تا با طرح ها و آغاز فعالیت های عمرانی رضایت مردم را گرفت و به سنندج بازگشت. بر خلاف این روزگار که مسایل استان ترکیبی پیچیده از فرهنگ و سیاست و اجتماع و اقتصاد و امنیت است، و نیاز به هم اندیشی و خرد جمعی دارد، رفع مشکل آن زمان وابسته به پیشرفت خدمات و چشم اندازهای شهری و آسان سازی ارتباط میان مناطق مختلف استان با مراکز شهری بود و از عهده فرد نیز بر می آمد.

رئوفی با کوششی درخور ستایش نه تنها به این مسایل پرداخت بلکه انتظار مردم از حکومت را برای عمران و آبادانی استان به شدت افزایش داد و خود پیش گام مطالبات مردم از دولت شد.

شادروان مهدی رئوفی در سال 1296 در کرمانشاه و در خانواده ای متدین دیده به جهان گشود. پس از پایان تحصیلات دبیرستان در 1315 وارد دانشکده افسری شد و با رتبه ممتاز از آن فارغ التحصیل گردید اما در سال بعد 1319خدمت نظام را ترک کرد و با سمت معاونت پالایشگاه کرمانشاه وارد خدمت در شرکت نفت شد و در 1321 نیز از این سمت استعفا داد و با تلاش و امکانات شخصی به تاسیس نخستین باشگاه ورزشی در این شهر اقدام کرد.

ادامه مطلب

مرتبط با: مشاهیر کردستان ,
مجسمه شیرزن کوبانی

                                                              اثر استاد هادی ضیاء الدینی

                                                                                                               استاد در حال ساخت مجسمه مظهر خالقی


مرتبط با: مشاهیر کردستان ,
یادی از مترجم بلندآوازه ایران


محمد قاضی (زادهٔ ۱۲ مرداد ۱۲۹۲ در مهاباد - درگذشتهٔ ۲۴ دی ۱۳۷۶ در تهران) مترجم برجستهٔ ایرانی، و مترجم آثاری چون دن کیشوت و زوربای یونانی و شازده کوچولو به زبان فارسی است.

محمد قاضی فرزند میرزاعبدالخالق قاضی در ۱۲ مرداد ۱۲۹۲ در شهر مهاباد در استان آذربایجان غربی ایران به دنیا آمد. وی در کتاب سرگذشت خود به نام خاطرات یک مترجم می‌نویسد: پدر من ابتدا یک فررند به نام محمد داشت که فوت کرد، سپس یک دختر داشت، آن هم فوت کرد، ولی به دلیل اینکه پدرم به نام محمد علاقه داشت من را محمدثانی نامید. میرزاعبدالخالق امام جمعه مهاباد بود. محمد قاضی آموختن زبان فرانسه را در مهاباد نزد حسین حزنی مکریانی(گیو مکریانی) آغاز کرد. قاضی در سال ۱۳۰۸ با کمک عموی خود میرزاجواد قاضی که از آلمان دیپلم حقوق گرفته بود و در وزارت دادگستری کار می‌کرد، به تهران آمد و در سال ۱۳۱۵ از دارالفنون در رشته ادبی دیپلم گرفت. در سال ۱۳۱۸ دورهٔ دانشکده حقوق دانشگاه تهران را در رشتهٔ قضایی به پایان برد. او در طول این دوران همیشه جزو بهترین شاگردان زبان فرانسه بود. از سال ۱۳۱۸ تا ۱۳۲۰ دورهٔ خدمت نظام را با درجهٔ ستوان دومی در دادرسی ارتش گذراند. محمد قاضی در مهرماه ۱۳۲۰ به استخدام وزارت دارایی درآمد. در سال ۱۳۵۵ از خدمت دولتی بازنشسته شد.محمد قاضی در سحرگاه چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۷۶ در ۸۴ سالگی در تهران درگذشت. همسر وی، «ایران» پیش از او درگذشته بود. محمد قاضی در شهر زادگاه خود مهاباد به خاک سپرده شد. در فروردین ۱۳۸۶ خورشیدی در کوی دانشگاه مهاباد از تندیس محمد قاضی به بلندی چهار متر پرده‌برداری شد.

ادامه مطلب

مرتبط با: مشاهیر کردستان ,
گوران، نیمای شعر کردی

عبدالله سلیمان (۱۹۰۴-۱۸ نوامبر ١٩٦٢) که در ادبیات کردی، او را گوران می‌نامند، پیشوای شعر نوین کردی سورانی به‌شمار می‌آید. عبدالله گوران و تنی چند از شاعران سلیمانیه در دو دههٔ آغازین قرن بیستم جنبش ادبی را با تأثیر از تحولات ادبی ترک‌های عثمانی آغاز کردند که این جنبش سنگ بنای شعر نوین سورانی را پی‌ریزی نمود. جنبشی که بعدها گوران به تنهایی آن را پی گرفت و فعالیت‌ها و نوآوری‌ها او منجر به تثبیت نام گوران به عنوان پیشوای شعر معاصر کرد در ادبیات کردی شد. گوران آثار زیادی از نظم، نثر، ترجمه و نقد در مجلات عراق و کردستان چاپ و منتشر نمود. ترجمه‌های او از شعر و ادبیات غرب تأثیر زیادی بر شاعران و نویسندگان کرد بر جای نهاد، اما «بهشت و یادگار» و «سرشک و هنر» تنها آثاری بودند که به صورت کتاب در زمان زندگی خود گوران منتشر گردیدند.

پاییز

پائیز

پائیز

عروس موی زرد

من غمگین و تو رنجیده

هر دو هم‌دردیم

من اشکم و تو بارانی

من نفسم و تو باد سردی

من اندوه و تو ابر گریانی

پائیز

پائیز

سینه
و گردن عریان

من
غمگین و تو رنجیده

هر
دو با هم

هرگاه
که گلی پژمرده شود

ما
می‌گرییم

آنگاه
که درختی از ریشه‌اش جدا شود

ما
می‌گرییم

پرندگان
که کوچ می‌کنند ما می‌گرییم

گریه
کن

اشک‌هامان
را نزداییم

هرگز

هرگز

پائیز

پائیز

 

ادامه مطلب

مرتبط با: مشاهیر کردستان ,
یادی از خواننده "صبری گل فروش"

یادم است سال ها پیش در شهر قروه زنی زندگی می کرد که کمتر کسی او را می شناخت. زنی آرام و مهربان که هر روز در پیاده روهای شهر اغلب بی هدف پرسه می زد، زنی معمولی، کمی خمیده با چهره ای کم و بیش زرد و حواس پرت. بعدها بود که به اقلیم کردستان دعوت شد و او را در یکی از شبکه های تلویزیونی کردی دیدم. آهنگ های قدیمی او را گذاشته بودند و از او پرسش هایی می کردند. صدای زیر گرم و صمیمی ای داشت اما متأسفانه در همان جوانی به علت ظاهراً بیماری روحی از هنرش دست می کشد و جز چند آهنگ چیز دیگری ندارد. این عکس علیزاده است که در روستای حسن آباد سنندج از فتانه ولیدی، خواننده نامدار کرد، دیدار می کند. استاد در عکسی که تار در دست دارد آن چنان با بغض و دلسوزی و حسرت پیرزن را نگاه می کند که دل انسان می گیرد.



مرتبط با: مشاهیر کردستان ,
هادی ضیاءالدینی، نقاش و مجسمه ساز

سال 1335 در سنندج و محله « جور آباد » و در خانواده ای اهل شعر و عرفان بدنیا آمدم . پدرم انسانی شریف و بیش از حد پرهیزكار بود . او بود كه رفتار و زندگی شرافتمندانه  را به ما آموخت و مادرم در نهایت دلسوزی و فداكاری در تربیت ما آنی غافل نبود . قبل از دبستان به نقاشی پرداختم و بعد ازدوره ابتدائی اولین گامها را در مجسمه سازی برداشتم و این دو را با رنج فراوان و بدون آموزش و كلاسی آكادمیك همزمان پیش بردم . سال 1356 وارد دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شدم . اولین استاد شریف و دلسوزم « هانیبال الخاص » مرا با ارزشهای طراحی آشنا ساخت و بمن آموخت كه پیمودن راه هنر جز با كار ،كار و كار فراوان میسر نیست شاید بدین خاطر است كه از آن هنگام تا كنون از پركارترین نقاشان و طراحان سرزمینم هستم. مدت هفده سال همزمان با تحصیل به آموختن به آموزش پرداختم و خوشحالم كه بنیادهای آكادمیك هنر طراحی ،نقاشی و مجسمه سازی را در كردستان پایه ریزی كردم .
ادامه مطلب

مرتبط با: مشاهیر کردستان ,
دکتر مظفر پرتوماه، فیزیکدان برجسته ناسا

دکتر مظفر پرتو ماه در سال 1314 در سنندج متولد شد. با عنوان شاگرد ممتاز وارد دانشسرای عالی تهران شد. سپس به عنوان دانشجو ممتاز عازم آمریکا می شود. قبل از اعزام یک سال و نیم در سقز به دانش آموزان ریاضی و فیزیک و ادبیات فارسی تدریس می کند. سرانجام در سال 1964 وارد دانشگاه وسکانسین می شود و فیزیک هسته ای را تا دوره دکترا ادامه می دهد. پس از دریافت دکترا فعالیت خود را در سازمان فضایی آمریکا آغاز می کند. به علت مشکلاتی با دولت آمریکا فوق دکترای فیزیک پزشکی خود را می گیرد و در بیمارستان ناسا در زمینه درمان سرطان فعالیت خود را ادامه می دهد. سرانجام در دیماه 1388 در آمریکا از دنیا می رود.


مرتبط با: مشاهیر کردستان ,