چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
استاد محمدرئوف قنبری
من با استاد قنبری همین چند ساعت پیش از طریق وبلاگ محمدمهدی قربانی آشنا شدم، سپاس از قربانی عزیز:
استاد محمدرئوف قنبری در سال 1332 در قروه کردستان به دنیا آمد. نخستین درس های موسقی را از پدرش که خواننده ی محلی و مفسر مثنوی معنوی بود فراگرفت. در سال 1353 با ورود به تهران تحت تعلیم حاتم عسگری در مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی قرار گرفت. بعدها نزد استاد فقید علی داور که پدر مثنوی خوانی ایران محسوب می شود مثنوی خوانی را فراگرفت و ردیف آوازی را ادامه داد. محمدرئوف قنبری اکنون از معدود خوانندگانی است که سبکی غیرتقلیدی و نزدیک به قدما دارد
و شاگردانی چون سالار عقیلی و حمیدرضا گلشن در آواز تربیت کرده است...
ادامه...


مرتبط با: مشاهیر قروه ,
زلف را شانه مزن

عشق در پیله ی پروانه به رقص آمده است

                                                    (مهدی مظاهری)




مرتبط با: مشاهیر قروه ,
معرفی پژوهشگر آزاد تاریخ و فرهنگ قروه/ محسن صالحی


کردپرس- می نویسد اما نه برای شهرت و درآمد که برای دل خودش و مهم تر از همه برای معرفی شهر و زادگاهش. در یکی از غروب های دل انگیز تابستان در کوچه شهید صادقی دروازه خانه ای که یادآور زندگی ساده و صمیمی است گشوده شده و مردی کتاب به دست که بند عینکش به گردن آویزان است، مراسم استقبال ادیبانه ای را به همراه دارد. هنگام ورود سکوی حیاط خانه هنوز هم نقش سفره های مادرانه پهن شده را از خود به جای گذاشته است و بوی سرسبز درختان در چلچله گنجشکان، سمفونی عاشقانه ای را در هم می آمیزد. پس از ورود به اتاق، این سجاده سبز رنگ روی طاقچه کنار کتاب قرآن در حصار کتاب های مختلف است که به چشم برق می زند. خانه پر است از حس دلدادگی و شاعری، حس لطیف ادبیات را می توان به خوبی حس کرد.

...ادامه در خبرگزاری کردپرس


مرتبط با: مشاهیر قروه ,
گفتگو با استاد عربعلی شروه



مرتبط با: مشاهیر قروه ,
نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق


آپلود عکسآپلود عکس     


شروه و برخی از آثارش




مرتبط با: مشاهیر قروه ,
"استادی از دیار قروه"

استاد صاحبعلی ملکی در سال 1316 در قروه، یکی از شهرهای استان سرسبز کردستان بدنیا آمد. از اوایل کودکی چشمانش گلهای رنگارنگ فرشهای دست بافت را رج میزد و در جوانی دستهایش با چوبهای متنوع پنجه نرم مینمود. وی کار ادبی خود را از سال 1350 در انجمن ادبی قروه آغاز نمود و سپس در انجمن ادبی همدان ادامه داد. در سال 1360 با آغاز به کار انجمن خوشنویسان ایران در قروه کار خوشنویسی را به صورت جدی تا دریافت درجه عالی به راهنمایی استاد عزیزالله گلکارزاده ادامه داد.

او در سال 1369 به تهران آمد و از محضر اساتید بلند مرتبه انجمن خوشنویسان ایران، استاد عباس اخوین برای خط نستعلیق و استاد اسرافیل شیرچی برای خط شکسته بهره برد و همزمان در انجمن های ادبی خواجو، کمال، صائب، سخنوران، دانشوران و مولانا به عضویت پذیرفته شد و چند سالیست که در جلسات انجمن پژوهشی آفتاب حقیقت شرکت نموده و از محضر استادان سخن بهره میجوید.

وی در سال 1371 موفق به دریافت درجه ممتاز در مراتب خوشنویسی گردید و پس از آن شروع به خلق آثاری با تلفیق از چوب و خط (تراشه) نمود که ثمره آن در چندین نمایشگاه انفرادی و گروهی به نمایش گذاشته شد.

صاحبعلی ملکی با تخلص "صاحب" تاکنون 4 مجلد از سروده های خود را با نامهای "پگاه"، "پرواز"، "پیام" و "پرنیان" منتشر نموده و در دسترس علاقمندان به شعر کهن قرار داده است.

وی در نمایشگاه خوشنویسی "نگاره های عشق" که بوسیله انجمن خوشنویسان ایران برگزار شده بود با کار تلفیقی خط و چوب شرکت نمود که تابلوی وی مورد توجه هیئت داوران قرار گرفته و جهت نگهداری در موزه ثبت گردید. در سال 1378 در نمایشگاه قرآن با چند تابلوی تراشه چوبی شرکت نمود که مورد استقبال کارشناسان قرار گرفت.در سال 1380 تابلوی خوشنویسی برجسته وی معروف به "خط ناخنی" در جشنواره میراث فرهنگی رتبه اول را کسب نمود.

"صاحب" هم اکنون در هنر نگارگری و تذهیب نزد استاد محسن آقامیری مشغول کسب تجربه و تحقیق است.


مرتبط با: مشاهیر قروه ,
کا حبیب اله چراغ ساز!

در نوجوانی همسایه ی همیشه مستأجری داشتیم به نام کا حبیب اله، مردی آرام  و خوش صحبت، که چندین سال از همسرش نازدار خانم بزرگتر بود. آن وقت ها مغازه ی کوچک تعمیر چراغ های نفتی و نان پزی داشت و درآمد بخور و نمیری. دو پسرش در کوچه ی ما به دنیا آمدند و بزرگ شدند، علی و امیر و یکی دیگر که یادم نیست. عضو قدیمی کوچه شده بود و با اکثر ساکنان نشست و برخاست و شب نشینی داشت. به خانه پدرم بیشتر از بقیه رفت و آمد داشت. انسان آرام اما کم دل و جرأتی بود. گاهی شب ها برای ما می خواند. با وجود بیسوادی اشعاری سروده بود. صدای نرم و گرم و فوق العاده ریتمیکی داشت. من مخصوصا از آهنگ "هه نار هه نار"ه اش حسابی لذت می بردم و اغلب می خواستم آن را برای مان بخواند. از ویژگی هایش زبان و خلق و خو نرمش مخصوصا با خانواده اش بود. بعد دیدیم ای دل غافل این حبیب مله ای خواننده شناخته شده منطقه لیلاخ بوده و کاست ها دارد. اما چون از سوی همسرش منع شده بود دیگر جز جمع های دوستانه صدایش در نمی آمد. آن وقت ها جوی به وجود آمده بود که نظر مردم نسبت به خواننده ها چنان منفی بود که این آرتیست مادرزاد لال مانی گرفته بود. حالا که ساکن قلعه است و ما شبی او را به خانه پدرم آوردیم و یک ساعتی ازش فیلم گرفتیم فرت و فرت مسئول و غیرمسئول است که به دیدارش می رود و گنج در خرابه را یافته اند و همسرش با افتخار در کنارش جلو دوربین ها می ایستد. پیش ترها به سرش دستمال نمی بست کلاه سبزی داشت و کاپشنی شبیه مدل آمریکایی سبز رنگ و رو رفته و اکثرا شلوار کردی قهوه ای می پوشید. موتور 80 لق و لوقی هم داشت.

  هنرمند «حبیب مله ای» در سال 1315 در روستای "مله" در منطقه لیلاخ که از روستاهای توابع شهرستان دهگلان است به دنیا آمده و حدود 15 آلبوم در حوزه موسیقی فوکلور منطقه ضبط کرده و بیش از 100 نوای این منطقه از آثار تولیدی وی هستند.
این هنرمند دارای ده ها اثر در عرصه موسیقی فولکلور، نواهای محلی منطقه لیلاخ است و آثاری زیبا و ماندگار برای آیندگان و علاقمندان و مردم منطقه ضبط و ثبت کرده که بیشترین زحمات های ثبت و ضبط آثارش توسط خود مردم و به صورت بسیار ساده و نشست های هنری محفلی بوده است.



مرتبط با: مشاهیر قروه ,
رضا هدایت، نقاش

رضا هدایت متولد سال 1345 روستای ناظم آباد قروه کردستان است.او خواهرزاده استاد شروه می باشد.
مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه هنر گرفته است و نقاشی هایش را در نمایشگاه های متعدد گروهی و انفرادی شرکت داده است. هدایت برگزیده نمایشگاه طبیعت از منظر شرق در سال 84 ، برگزیده بی ینال جهان اسلام در سال 85 و برنده جایزه تشویقی تصویرسازی نومای ژاپن در سال 1383 است. دو کتاب به نام های" حیوانات نانجیب" و" زندگی یک لبخند" توسط او نوشته و تصویرسازی شده اند. او عضو هیئت علمی دانشکده هنر سوره تهران است و به تدریس هنر در دانشگاه های هنری و هنرستان ها اشتغال دارد.



مرتبط با: مشاهیر قروه ,
برگزاری یادبود و یک یادداشت
دیروز با رئیس اداره ارشاد صحبت کردم که بزرگداشتی برای استاد شروه در قروه - زادگاهش - برگزار شود. بزرگداشتی کشوری با حضور اساتید دانشگاه؛ و اگر بشود تندیس شان را ساخت و یکی از خیابان ها را هم با هماهنگی شورای شهر به اسم ایشان کرد. استقبال کرد. تنها مشکل حامی مالی است که درباره اش با آشنایی صحبت کردم. امیدوارم تا تابستان آینده امکان برگزاری این مراسم همراه با با نمایشگاه ترجمه ها و آثار گران قدرشان مهیا شود و به این طریق قروه به یکی از بزرگترین هنرمندان معاصر ایران ادای احترام کند.


                                     (استاد در جوانی، اطراف تهران)                                     (استاد و همسر هنرمندشان)
   
                                                                 (مرضیه قره داغی، استاد شروه، رضا هدایت،آل داوود)
ادامه مطلب

مرتبط با: مشاهیر قروه ,
نامه ی یكی از شاگردان به استاد شروه

سلام
شما آن زمان کنارم نبودید. بگذارید به عقب برویم. زمانی که دخترکی 13 ساله بودم و سودای نقاش شدن داشتم.
ادامه مطلب

مرتبط با: مشاهیر قروه ,
عربعلی شِروه، هنرمند نام آشنای ایران


استاد عربعلی شروه در سال 1318 در روستای شکوه آباد قروه کردستان چشم به جهان گشود. پس از دریافت دیپلم سال ها در روستاهای همدان معلم بود. در سال 1348 برای تحصیل نقاشی وارد دانشکده ی هنرهای زیبا شد. پس از فارغ التحصیلی در سال 1354، برای تدریس آناتومی، به هنرستان هنرهای تجسمی دعوت شد؛ و در همان حال ، در دانشکده هنرهای زیبا نیز تدریس کرد. در همین سال کار ترجمه را آغاز و کتاب های مهم و متعددی را ترجمه کرد. شروه را پیشرو ترجمه ی کتاب های هنری در ایران می دانند که با ترجمه و تألیف بیش از صد عنوان کتاب آموزشی و آکادمیک، در زمینه های مختلف هنری از جمله نقاشی و طراحی، نقش مهمی در توسعه ی هنر ایران داشته است. کتاب های " طراحی با سمت راست مغز"، " کتاب رنگ اتین"، " مبانی پرسپکتیو"، " پایه های هنر نو"، " زیبایی شناسی بصری"، " تحلیل آثار هنری"، " رنگ شناسی مدرن" و ... از ترجمه های او می باشد. وی در اردیبهشت 1390 به علت بیماری درگذشت تنها سفارشش این بود: " شاهنامه بخوانید." مرضیه قره داغی همسر استاد درباره اش می‌نویسد: « شروه، عاشق ادبیات فارسی به خصوص شاهنامه بود و آن را هویت و فرهنگ ایرانی می‌دانست و برای حفظ هویت و زبان فارسی، خواندن روزانه ی شاهنامه را توصیه می‌کرد. » او می نویسد: « شروه، نگاه ژرفی به زندگی داشت. هنر دغدغه اش بود و نبود امکانات برای رشد هنر و برخوردار نبودن هنر از جایگاهی مناسب در زندگی از دغدغه هایش بود. او معتقد بود چرا همه نباید اطلاعاتی درباره ی هنر داشته باشند... بنابراین او 30 سال از عمرش را به پژوهش پرداخت و سعی کرد هنر را با زبان ساده به همگان بیاموزد! »


       (نقاشی استاد)


مرتبط با: مشاهیر قروه ,