تبلیغات
خارج از مدرسه - مطالب روز نوشت
 
حسن محمدی (قروه)
  :: مدیر وب سایت : حسن محمدی
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را

دوست و دشمن
چهارشنبه 7 آذر 1397 ساعت 10:16 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

کسی که نگاه و سلیقه اش با تو متفاوت است، دشمنت نیست، دوستت هم نیست!

انسان دیگری است با دیدگاهی دیگر و انتخاب های خودش؛
فقط همین ...



:: مرتبط با: روز نوشت ,
بی خبر از خویش
شنبه 21 مهر 1397 ساعت 10:09 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

عمری گذشت
ز سر مستانه خیال
آه، که بی خبر از خویش
چه ریزه خوار تو بوده ام.
...







:: مرتبط با: روز نوشت ,
دور و نزدیک
شنبه 14 مهر 1397 ساعت 12:24 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

آه زندگی
 چه دوری و چه نزدیک
از تو لبریزم؛
 لبریز از
نفرت و عشق!



:: مرتبط با: روز نوشت ,
جشن صمیمی رضاوند
پنجشنبه 29 شهریور 1397 ساعت 11:23 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )


رضاوند را نمی توان دوست نداشت چون با کناره گرفتن از او وفا و صمیمت و نزاکت یک دوست را از دست خواهی داد؛ ویزگی هایی که در هر زمانه ای کیمیاست! نمی دانم فردی که این امتیازات را در خود دارد دیگر چه کم و کسری و نقصی در شخصیتش می توان یافت؟ در این چهار سالهء آشنایی بسیار دوستش داشته ام و خواهم داشت: با حافظه ای قوی، ذهنی تیز و فوران احساسات و طبع شعری بسیار خوب و البته قدری عجول، کم حوصله و بی قرار. خوشبختانه میل موفقیت بسیار بالایی دارد اما مهارت شکست خوردن و شکیبا بودن را باید در خود پرورش دهد که مثل نان شب برایش لازم است و تعیین کننده. شاید بهتر باشد اشاره کنم که برای رشد و موفقیت باید شور یک شاعر را داشت و شکیبایی یک دانشمند را. امیدوارم این جمله راهگشایش باشد:" چه می خواهی، فقط همان را بخواه!"
آرزو می کنم پزشک درجه یکی شود و با آغوش باز به استقبال زندگی تازه اش برود و همیشه سلامت باشد.





:: مرتبط با: روز نوشت ,
مهمانی میرکی
چهارشنبه 28 شهریور 1397 ساعت 01:55 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

ایستاده از راست: سعید(پزشکی اصفهان)، خلیلی(معماری ارومیه)، نوید (حقوق)، من، رستمی(پزشکی ایران)، خادمی(پرستاری اراک) ردیف دوم: کسرا، پهلوان(عمران تبریز)، محمدحسین، احمدی(پزشکی همدان)، میرکی(دندانپزشکی کردستان)، پویا (دندان کردستان)
جشن خوش و پر از خنده ای بود و همه اش از جنبه بالای میرکی بود. دمش گرم که از با جنبه ترین انسان هایی است که می شناسم؛ البته در عین سادگی، آب زیر کاهی است. از خاطراتش یکی این که در یکی از زنگ های تفریح یک گلوله برفی به پشتم زده و قایم شده... ناکس!



:: مرتبط با: روز نوشت ,
جشن موفقیت رستمی
پنجشنبه 22 شهریور 1397 ساعت 12:54 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

ایستاده از راست: فرهادی، نظری، اله ویسیان، من، احمدیان، آقای هاشمی، ؟ ردیف دوم: محمدرضا رستمی، بودلایی، سینا، شکری، پهلوان، محسن، سیدحسین، ؟ نشسته: حامد، اسدی، محمدحسین گل
"محمدرضا از دانش آموزانیست که از همان سال اول مهرش به دلم نشسته. عجیب دوست داشت در رشته پزشکی یکی از دانشگاه های تهران پذیرفته شود. اگرچه در ناباوری سال گذشته میسر نشد اما امسال با ذهن درست، برنامه ریزی صحیح و تلاش مداوم و مستمر، خارج از هر حاشیه ای، با تمرکز بسیار خوب و البته همراهی خانواده به خواسته اش رسید. دوستش دارم و برایش سلامتی و موفقیت های بسیار آرزو می کنم."




:: مرتبط با: روز نوشت ,
زندگی رسم خوشایندیست
دوشنبه 19 شهریور 1397 ساعت 10:50 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

میلاد(مهندسی شیمی)، سینا(پزشکی)، من، راشد(مهندسی برق)، پویا(مهندسی مکانیک) -  احسان(دبیری ریاضی) که در عکس نیست(عکاس سینا ایزدی (دبیری ریاضی) - ویهج تابستان 97 جای پوریا و قربانی خالی)


پ ن: املت دستپخت ایزدی و نان سنگک تازه و هوای مطبوع و دیدار تازه بی بدیل بود.






:: مرتبط با: روز نوشت ,
من رؤیایی دارم
جمعه 2 شهریور 1397 ساعت 10:06 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
- من رؤیایی دارم!
- آه، چه عالی! راه رسیدن به رؤیایت را هم یافته ای؟
- راهش... نه... نه فعلاً.
- پس خوب مراقب رؤیایت باش که حسرت نشود.
- ... !



:: مرتبط با: روز نوشت ,
پشت به خدمت دو تا
پنجشنبه 1 شهریور 1397 ساعت 08:18 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زور بازو نان خوردی. باری توانگر گفت درویش را: که چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی. گفت: تو چرا کار نکنی تا از مذلّت خدمت رهایی یابی که خردمندان گفته‌اند نان خود خوردن و نشستن به که کمر شمشیر زرّین به خدمت بستن.

به دست آهن تفته کردن خمیر           به از دست بر سینه پیش امیر

عمر گرانمایه در این صرف شد       تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا

ای شکم خیره به نانی بساز       تا نکنی پشت به خدمت دو تا

پ ن: از نادر شعر و حکایت های فارسی دبستان و در کل مدرسه که در یادم است، به ویژه بیت آخر که بسیار دوستش دارم.




:: مرتبط با: روز نوشت ,
فیلم اعجوبه (Wonder)
دوشنبه 1 مرداد 1397 ساعت 07:49 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

فیلم شگفتی یا اعجوبه، با نام اصلی Wonder از دسته فیلم‌های «حال خوب کن» یا همان Feel Good است که سال ۲۰۱۷ به نمایش درآمد. فیلم بر اساس رمانی با همین نام نوشته آر. جی. پالاچیو ساخته‌شده و کارگردانی آن را استفن چبوسکی بر عهده داشت که پیش از این کارگردانی فیلم‌های موفقی چون Perks of Being a Wallflower را در کارنامه‌اش دارد. داستان فیلم درباره پسر کوچکی به نام آگوست "آگی" پولمن است که از نقص چهره مادر زادی رنج می‌برد و در تلاش برای تطابق خود با محیط اطراف، مخصوصاً هم سن و سالان خود است. مادر آگی (جولیا رابرتز) و پدرش (اون ویلسون) هم برایش سنگ تمام می‌گذارند و زندگی خود را وقف آگی کرده‌اند. فیلم از آن جایی شروع می‌شود که آگی تصمیم می‌گیرد به مدرسه عادی برود و دیگر نمی‌خواهد مادرش معلم سرخانه او باشد. داستان فیلم حول یک سال تحصیلی آگی و فراز و نشیب‌های آن در قالب چند نریشن از شخصیت‌های متفاوت می‌گذرد و ما را با رنج و شادی تمام شخصیت‌های اطراف آگی آشنا می‌کند. فیلم تا کنون توانسته امتیاز ۸۵ از ۱۰۰ را در سایت Rotten Tomatoes به دست آورد و با بودجه ۲۰ میلیون دلاری خود، به فروش ۲۵۲ میلیون دلاری دست‌یافته است.



:: مرتبط با: روز نوشت ,
فیلم درخشان فِراری
دوشنبه 1 مرداد 1397 ساعت 06:49 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )



فیلم فِراری از چند  لحاظ قابل اهمیت است. ابتدا اینکه با وجود ورود به عرصه معضلات اجتماعی،  روایت سالم و به دور از سیاهنمایی ارائه می‌کند. این درست بر خلاف آثار  مشابهی است که این روزها در سینمای ایران شاهد آن هستیم. فیلم با وجود  پرداختن به موضوعاتی همچون دختران فراری، فاصله طبقاتی، تهاجم رسانه‌ای و  فرهنگی سریال‌های ماهواره‌ای و حتی خودفروشی زنان، سعی کرده به دور از  سیاهنمایی به بیان مسائل زیر پوست شهر بپردازد و این موضوع علاوه بر  دلنشین‌تر کردن خود اثر، قصه آن را برای مخاطب قابل هضم‌تر می‌کند. در عین  حال فیلم ادعایی ندارد و از ادا و اطوارهای روشنفکری هم بخوبی دوری می‌کند و  در این دام نمی‌افتد. «دغدغه‌مندیِ شریف» فیلمساز در روزگاری که  کارگردان‌های هم‌دوره‌اش فقط می‌سازند تا حضورشان را ثبت کنند و دائما در  حال تنزل هستند، قابل تحسین است. اینکه داوودنژاد بعد از این سال‌های  متمادی کار در عرصه سینما به فرم و محتوا توامان اهمیت می‌دهد و بالطبع به  مخاطبش احترام می‌گذارد بسیار ارزشمند است. از طرف دیگر فیلم در عین اینکه  حرف‌هایش را بخوبی و رسا می‌زند، شعار هم نمی‌دهد و آنقدر لطیف به معضلات  می‌پردازد که اگر در برخی مسائل مخاطب با روایت و نوع نگاه فیلم مخالف  باشد، باز هم از تماشای ادامه فیلم دلسرد نمی‌شود. نقد شبکه‌های اجتماعی و  تاثیر آن روی جوانان و به طور کلی جامعه آنقدر درست و بجا به تصویر درآمده  که می‌تواند به تلنگری مفید بر مخاطب منتهی شود.
* متن از آصف سعادتی، سایت سلام سینما
پ ن: دوبار فیلم را تماشا کردم. در این چند ساله فیلم این چنین خوش ساختی ندیده بودم. بازی تنابنده و البته نقشش عالی بود؛ همچنین نقش و بازی ترلان پرانه، و بازی کوتاه اما تأثیرگذار رضا دادود نژاد. علاوه بر این ها فیلم از زوایه درستی روایت می شود و ...




:: مرتبط با: روز نوشت ,
سالمرگ اسطوره ادبی و پزشک موفق
سه شنبه 26 تیر 1397 ساعت 11:54 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

«پزشکی، همسر قانونی و ادبیات معشوقه‌ی من است» 24 تیر(15 ژوئیه-1904) ‌یکصد و چهاردهمین سالروز درگذشت «آنتون پاولوویچ چِخوف»، نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس و دراماتورژ سرشناس روسیه و ادبیات جهان است.  آنتون چخوف را بیشتر به عنوان آفریننده‌ی ماندگارترین داستان‌های کوتاه روسیه و نمایشنامه‌های مشهوری چون «باغ آلبالو» می‌شناسند، اما جالب است بدانید که وی در تمام طول حرفه‌ی نویسندگی‌اش در نقش پزشکی متعهد فعالیت می‌کرد. چخوف بیش از 700 داستان کوتاه نوشت و از دیگر آثار مهم او به «سه خواهر»، «دایی وانیا» و «دوئل» می‌توان اشاره کرد.



:: مرتبط با: روز نوشت ,
خداحافظ آقای فردوسی پور!
پنجشنبه 21 تیر 1397 ساعت 09:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

            (دو تابلو نقاشی از شهرزاد حضرتی)

1- روز سه شنبه بیشتر از دو ساعت با آقای شهرزاد حضرتی، نقاشی شصت و یک ساله ایرانی ساکن تورکو فنلاند، هم صحبت شدم. یک ماهی است که به ایران برگشته اما تا یکی دو روز پیش میسر نشد که ببینمش: بسیار بی آلایش، صمیمی، مهربان و در کارش خبره. از چگونگی مهاجرت و هنر نقاشی و گالری مخصوصش در شهر کوچک تورکو گفت؛ و این که از دست طراحان{!} شهری و مهندسان و ساختمان های شلخته و خشونت در و دیوار و مردم و رانندگی مان ناراحت بود؛ و بسیار از همسرش سپاس گزار که با درک بالایی با کارش کنار آمده؛ و این که 21 سال است از 8 صبح تا 7 غروب در گوشهء گالریش به ایده هایش فکر می کند، اتود می زند و نقاشی می کشد و ... . دریغ که تاکنون شرایط برپایی نمایشگاه آثارش را در ایران پیدا نکرده است.
2- در این یک ماههء پخش مسابقات جام جهانی روسیه، بیش از جذابیت های فوتبال، این مشت خالی فردوسی پور و کارشناسانش{!} بود که باز شد. برنامه هایی تهی و مملو از تبلیغات پوچ و جیب تماشاچی را زدن. به نظرم "روبیکا" و تلویزیون از میزبان جام بیشتر پول پارو کرده باشند. همچنین باید به بیشتر گزارشگرانی که جانبدارانه و گاهی خارج از نزاکت بازی ها را گزارش می کنند اشاره کرد که به راحتی تیم یا بازیکنی را تحقیر می کنند. شاید به دوره و تجربه ای از برنامه سازی رسیده باشیم که دیگر باید گفت:"
خداحافظ جام جهانی و شاید خداحافظ عادل."
3- گاه گداری با درخواست بچه ها
برای مشاوره به کاشفان می روم. این طور راحت تر کنار می آیم، تا که بر حسب وظیفه و منظم آن جا باشم. امیدوارم مشاوره ام یاری دهنده بوده باشد.



:: مرتبط با: روز نوشت ,
یادی از سردشت و آنچه بر مردمانش گذشت
جمعه 8 تیر 1397 ساعت 12:15 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

نام شهرستان مرزی سردشت با شیمیایی پیوندی دیرینه دارد و با وجود گذشت 31 سال از بمباران شیمیایی سردشت صدای نفسهای خون آلود و خشدار کودکان و زنان سردشتی همچنان بلندتر از گذشته به گوش مردم جهان می رسد. شاید خیلی ها سردشت را با بازارچه های مرزی یا انگور سیاهش بشناسند اما بعید است کسی بمباران شیمیایی را بشنود و از سردشت با صدای خشدار مردمش و سرفه های کودکانش یادی نکند. اکنون 31 سال است سرنوشت سردشت با گاز خردل، تاول و زخم گره خورده است. بعدازظهر روز هفتم تیر ماه سال 1366 درحالی که جنگ ایران وعراق در اوج خود بود،شهر سردشت چهار نوبت ازسوی هواپیماهای رژیم بعثی مورد حمله شیمیایی قرارگرفت و بلافاصله یکصد ونه نفر جان خود را از دست دادند. پس از جنگ جهانی اول، این نخستین باری بود که از سلاحهای شیمیایی به صورت وسیع درجنگ استفاده می شد و این موضوع آشکارا مغایر با پروتکل 1925 ژنو بود. فاجعه شیمیایی سردشت بی تردید یکی از مهم ترین حوادث تاریخ کشورمان و حتی در تاریخ جهان به دلیل کاربرد آشکار سلاح‌های شیمیایی علیه مردم غیرنظامی است.



:: مرتبط با: روز نوشت ,
آهنگ زیبای رعنا: ملوک ضرابی
دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 ساعت 09:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

( ۱۲۸۶ کاشان - ۱۳۷۸ تهران)
نرمک نرمک از لب چشمه می آید، رعنا
خندان خندان ناز و کرشمه می آید، رعنا
مه رو، رعنا
سیه مو، رعنا
مایه نازی، عمر درازی، گل مایی، رعنا
چه بلایی، رعنا

اندک اندک در سر کویت افتادم، رعنا
لنگان لنگان راه وصالت پیمودم، رعنا
دلبر، رعنا
ستمگر، رعنا

*بشنوید، زیباست...





:: مرتبط با: روز نوشت ,