چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
روزهای حضور در کاشفان

دیروز و امروز در کاشفان بودم به اتفاق سینا اوسطی. چند نفر از دانش آموزان آمده بودند و یکی دو ساعتی حرف زدیم. هفته آینده حامد معظمی هم خواهد بود. کارهای اولیه انجام شده، کماکان مرددم. اما ادامه خواهد داشت. روزهای پنج شنبه 3 تا 7 شب. با آرزوی آغار دلگرم کننده برای بچه ها در آزمون های آزمایشی فردا... .


مرتبط با: روز نوشت ,
مدرسه تازه و چند نکته

(پرتره زن گواتمالایی در کتاب اطلس زیبایی)
1- دبیرستان وینسار چهار کلاس دارد و شبانه روزی است: دو پایه اول کامپیوتر و جوشکاری و دو پایه دوم انسانی و مکانیک. در اصل دبیرستان/ هنرستان است و چهل تن دانش آموز بیشتر ندارد! سه کارگاه مکانیک، جوشکاری و کامپیوتر هم هست. ساختمان مدرسه شاید 50 ساله و درب و داغان و مایه شرمساری ست؛ سرویس بهداشتی ویران؛ میز و صندلی دبیران خجالت آور و اتاق دبیران به همچنین. با صفا و همت و علاقه برادرم و دوستانش تاکنون چهار میلیون و پانصد خرج اتاق دبیران، مبلمان آن و در ورودی ساختمان شده است.
2- بچه ها فاقد میل موفقیت و بیهوده در حال سوده شدند. اما این جور نخواهند ماند... اتاق مطالعه ای در خوابگاه دایر خواهد شد تا بعد از ظهرها با علاقه درس بخوانند. کار آن قدر زیاد است که در آن کمتر احساس ملال و از آن مهمتر احساس دلتنگی برای بچه های استعدادها خواهم کرد. طرفه این که کادر یکدل و با صفایی دارد که بی شیله پیله و همراهند اغلب.
3- کج دار و مریز از بچه ها، چه دانشجو یا دانش آموز ، خبر دارم و با لطف در تماسند. منتها برای گفتگو و دیدار و احیاناً کارهای مشاوره ای فاقد مکانیم.
برای همین از هفته آینده هر هفته پنج شنبه ها از 3 تا 7 عصر در آموزشگاه کاشفان رو به روی کانون خواهم بود. این حسن اتفاقی بود که دیروز ناچاراً برای مشاوره یکی از بچه ها چون جا نداشتم به آن آموزشگاه رفتم و همان جا این ایده به ذهنم رسید.
4- سال ها بود که در برابر مشاوره های پولی کنکور و غیره مقاومت کرده بودم. چون آن را نوعی شارلاتانی و شامورتی بازی می دانستم و می دانم. می دیدم که از میل و حرص و استرس و گیجی خانواده ها چه پول ها که پارو نمی کنند. گاهی دلم می سوزد برای برخی"بره های گمشده" و سرگردان که با خیال آسوده و در چند چشمه جیب شان را می زنند. این اواخر بر این مقاومتم تا حدی غلبه کرده ام که می شود بدون شارلاتانی و حداقل هزینه، با سابقه 15 ساله مشاوره ام، هم کمک بدون کلاهبرداری کرد و در کنارش صناری هم درآمد داشت. هر چند این مشاوره ها برای یازدهم و چهارم های استعدادهای درخشان، با اصرار من و توافقی که با مدیر کاشفان شده، رایگان خواهد بود.
5- مشاوره برای کنکوری ها به صورت تیمی متشکل از سینا اوسطی، وحید قادری(تجربی) حامد معظمی و محسن کاشفی کیا(ریاضی) خواهد بود.
6- برای جشن فرهیختگی دعوت شدم اما علیرغم میل زایدی که به دیدار شما داشتم بر وسوسه ام غلبه کردم و به خاطری که برخی می دانند دعوت را رد کردم. از لطف و نوای دستان با محبت شما، که آن را شنیدم، بسیار سپاس گزارم؛ همین تحفه ی گوارا مرا بس.!
"ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم"؛ همراه با شادی های افزون برای تان.


مرتبط با: روز نوشت ,
فرخنده جشن مهرگان

پرستیدن مهرگان دین اوست
که آبادی خاک آیین اوست



مرتبط با: روز نوشت ,
بدرود استعدادهای درخشان

"مرده آن است که نامش به نکویی نبرند"
«بدرود بچه های خوب استعدادهای درخشان، با دنیایی رضایت و خاطره... همراه با بهترین آرزوها برای امروز و فردای شما»


مرتبط با: روز نوشت ,
برگزاری یادبود شروه در قروه

1- روز گذشته مراسم بزرگداشت استاد شروه در قروه با حضور بسیاری از علاقمندان برگزار شد. به دست اندرکاران  این مراسم  خسته نباشید باید گفت، چرا که دعوت ها و جمع و جور کردن این چنین مراسم هایی بسیار زمان بر و سخت می باشد؛ آن هم با توجه به این که تجربه برگزاری مراسماتی از این دست در قروه بسیار بسیار اندک است.
2- از نکات جالب مراسم حضور چشمگیر علاقمندان بود که متأسفانه با تمرکز و سکوت همراه نبود و برخی با خود کودکانشان را آورده بودند که جای شان در این گونه مراسم ها نیست. همچنین دعوت از همسر استاد، خانم قره داغی، و همکاران استاد و پخش کلیپ هم جالب توجه بود.
3- نکات آزارنده مراسم اجراهای اولیه مثل رژه پرچم و غیره بود که ضعف مجری گری و اجرای دو نفره و خرابی بلندگوها هم مزید بر علت بود.
4- قروه با این جمعیت هنوز سالن اجتماعات آبرومندی ندارد و آموزش و پرورش هم سالن اجتماعاتش را به روز نمی کند و دکور صحنه و پرده هایش خجالت آور است.
5- بخش گفت گو با حضور رضا هدایت و دو تن از نقاشان و دوستان به نام استاد، آقایان فتوت و فیروزه ای، بسیار خوب بود تنها آقای صالحی جایش آنجا نبود، چون به نظرم تا یکسال گذشته حتی استاد را نمی شناخت و در کل شناختی از نقاشی و ترجمه های استاد شروه ندارد. ضعف دیگر میزگرد مجری آن بود که گاهی حواسش کاملاً پرت بود.
6- پخش پوسترهای فراوان و طراحی آن اگرچه اندکی کم رنگ بود بسیار خوب انجام گرفته بود که هزینه بر است و دست شان درد نکند.
7- پیش از ورود به سالن جلو در از افراد خواسته می شد با نوشتن مشخصات و گرفتن امضاء و ظرف میوه وارد سالن شوند. این دیگر از آن کارهای احمقانه و من درآوردی بود. بزرگداشت و گرفتن امضاء و ظرف میوه، جل الخالق!
8- امیدوارم برگزار کنندگان این مراسم با دلگرمی و سلیقه ی بیشتر به برگزاری بهتر این گونه یادبودها در آینده بپردازند.
9- یاد استاد شروه گرامی باد و وانت پارچه فروشی که جلو تابلو «بولوار استاد شروه» بساط کرده و تابلو را محو کرده چند متری جلوتر برود و بگذارد تابلو نفسی چاق کند... .


مرتبط با: روز نوشت ,
فیلم اسب تورین، حکایت ملال و زوال
اسب تورین: حکایت زندگی تکراری و رو به زوال یک مرد و دخترش …

  (بلا تار) به مجاری: Tarr Béla کارگردان و فیلم‌ساز مجارستانی



مرتبط با: روز نوشت ,
فیلم "ثریا" اکبر محمدی

پوستر فیلم مستند-داستانی «ثریا» ساخته اکبر محمدی
دو روز پیش فیلم مستند-داستانی «ثریا» اولین ساخته برادرم اکبر محمدی را با ذوق و شوق فراوان دیدم. داستان دلدادگی انسانی است تنها و حسرت زده و مسئول. پر است از خوش سلیقگی با کادربندی ها و نماهای موثر و زیبا. فیلم با ریتم روانی پیش می رود و در هر صحنه نکته ای تأمل برانگیز دیده می شود. طرفه این که در چند صحنه پدرم هم حضور دارد. بسیار خوشحالم و بابت اولین تجربه کارگردانی اش به او تبریک می گویم؛ با سلیقه و فهمی که در او سراغ دارم مطمئنم در آینده فیلم های خوبی خواهد ساخت.


مرتبط با: روز نوشت ,
خبرهای مدرسه
1- امتحانات خرداد به پایان رسید و متأسفانه یک کلاس کامل از دانش آموزان پایه دهم تجربی شرایط را از دست داده اند که علت اصلی اش نبود آزمون ورودی است؛ و یکی دیگر نحوه نمره دهی در دوره راهنمایی.
2- در درس ریاضی چهارم تجربی هم خیلی ها افتاده اند!
3- نتایج امتحانات نهایی سوم فعلاً نیامده. اما وضعیت خوب است.
4- کلاس های دوره تابستان برای چهارم ها از 15 مرداد تا 15 شهریور تشکیل خواهد شد. مرور پایه و تست زنی.
5- پیشنهاد شده که برای ورودی های جدید پایه دهم هم کلاس تشکیل دهیم. لااقل برای دانش آموزانی که بنیه تحصیلی ضعیف تری دارند. با هماهنگی با دوره راهنمایی استعدادهای درخشان.
6- مدرسه از اول تیر روزهای دوشنبه و چهارشنبه از 8 تا 12:30 دایر خواهد بود.
7- روز چهارشنبه 31 خرداد ساعت 9:30 یک دوره راهنمایی برنامه ریزی کنکور برای چهارم های جدید با حضور سه نفر از بچه هایی که امسال کنکور دارند تشکیل خواهد شد.
8- تا کنکور امسال وقتی نمانده. خوشبختانه وضعیت بچه ها خوب است. امیدوارم نتایج مورد دلخواه را کسب کنند.
9- امروز احمدرضا احمدیان پرتره ام را که با مداد طراحی و قاب گرفته شده بود به من هدیه کرد، فوق العاده زیباست و بسیار خوشحال شدم. از او و سایر بچه ها که به هر وسیله به من یادگاری داده اند سپاس گزارم و برایشان بهترین آرزوها را دارم.
10- اواخر شهریور به حضور چهارساله و پر از خوشی و خاطره ام در استعدادهای درخشان پایان خواهم داد و دو سال آخر خدمت به دبیرستان وینسار خواهم رفت. یاد همه در قلبم خواهد بود
: چه دانش آموزان گل دبیرستان و چه بسیاری از دبیران که در این مدت از دوستانم خوبم شده اند. هیچ وقت به اندازه این چهار سال دوست یکدل و صمیمی نداشته و نخواهم داشت.


مرتبط با: روز نوشت ,
گردش آخر سال بچه ها

دیروز با بچه ها یک روز خوش داشتیم؛ سفری کوتاه به یکی از روستاهای نمونه و هدف گردشگری که در ضلع جنوب غربی قروه و در دامنه کوه مانگادول واقع شده است. منطقه ای که سرشار از لاله های واژگون و سبزیهای صحرایی است. برای رسیدن به طبیعت این روستا باید ابتدا از  مسیر سنگلاخی گذر کرده و آن وقت است که به محوطه وسیعی به نام «مانگه دول» می رسی. «مانگه دول» در زبان کردی به دشتی که در ارتفاع واقع شده و محل چرای گاو و گوسفندان می باشد، گفته می شود. این مسیر به قدری زیباست که واقعاً وصف ناشدنی است از هر تپه ای که پایین می روی، پشتش یک بهشت و دنیایی از از رنگ های طبیعی به همراه انواعی از گیاهان صحرایی خودنمایی می کند.  

در بالای روستا آثار ویران شده از قلعه ای هست به نام «نور به سر» که بنا به گفته آگاهان منطقه دارای چند اتاق بوده اما چند سال پیش به دست عوامل انسانی به تاراج رفته و خراب شده است. اهالی روستا معتقدند قبلاً یک فرد روحانی در آن قلعه زندگی می کرده و مردم روستا برای گرفتن حاجات آنجا می رفتند به همین دلیل احترام خاصی برای این منطقه قائلند. در نزدیکی قله فاصله ای بین آسمان و زمین حس نمی کنی و آنچنان لذتی می بری که بسان یک رؤیای دست نیافتی می ماند.



مرتبط با: روز نوشت ,
بزرگداشت فردوسی در طوس

روز ۲۵ اردیبهشت در ایران به نام فردوسی نام‌گذاری شده‌است. هر سال در این روز آیین‌های بزرگداشت فردوسی و شاهنامه‌خوانی در دانشگاه‌ها و نهادهای پژوهشی برگزار می‌شود. روز گذشته در شهر طوس کنار آرامگاه فردوسی مراسمی با حضور مردم و مسئولین برگزار شد.


مرتبط با: روز نوشت ,
شکر خنده ایلیا خزائل

گر تو شیرین شکر لب بشکر خنده در آئی

بشکر خنده‌ی شیرین دل خلقی بربائی


مرتبط با: روز نوشت ,
روز به یاد ماندنی

"صد باد صبا این جا با سلسله می‌رقصند"
امروز ساعت هشت نشده، بی خبر، در حال گرفتم کپی دیدم هر پنج برادرم از همدان و قروه آمدند توی دفتر. با شیرینی و کادو. شگفت زده شدم . نیم ساعتی که بودند از بهترین لحظات عمرم بوده تا حالا. دمشان گرم و دلشان همیشه شاد.



مرتبط با: روز نوشت ,
اختتامیه جشنواره
اختتامیه چهارمین دوره جشنواره با نظم و انضباط بسیار خوبی برگزار شد. دم بچه های پایه دهم گرم که درست و درمان همکاری کردند. در کل این دوره با تجربه ی خوبی اداره شد و به هر یک از نفرات برگزیده علاوه بر سپاس نامه و جایزه نقدی سه جلد کتاب داستان هم اهداء شد که از هر سه جلد، دو جلدش اهدایی برادرم به این جشنواره بود. نفر اول که تندیس را برد متین کرمی دانش آموز پایه دهم دبیرستان ما بود که به او تبریک می گویم. از زحمات خانم عزیزی و آقایان علیزاده و گروسی و خزائل سپاس گزارم؛ همچنین از مجری متین و کارکشته آقای حسنی پور. قرار بود آقای عطا نهایی داستان نویس شناخته شده بانه ای پیام برای جشنواره بفرستد که متأسفانه جور نشد. دوره پنجم با یادبود و بزرگداشت استاد شروه برگزار خواهد شد.


مرتبط با: روز نوشت ,
یادی از یک دبیر، یک اسطوره

(از چپ نفر دوم، 96/1/7)
سال 80 حدود نود مشاور در دوره ای یک هفته ای در تربیت معلم سنندج بودیم. روزی یکی از مدرسان نیامده بود و به جایش مدیر مرکز در کلاس خاطره ای تعریف کرد. گفت: پیش از انقلاب همه دبیران فیزیک در رامسر جمع شده، دوره ای ضمن خدمت داشتیم. در بین ما دبیران شناخته شده ای بودند از سراسر ایران" از جمله ابرمردی مثل آقای عزیز انتصامی، از قروه" . با این حرفش موی بدنم از ذوق و شگفتی سیخ شد. چون سال 70 دبیر فیزیک محبوب من و همه دانش آموزان قروه بود. مردی خوش پوش، فوق العاده با سواد و با ابهت که نفس کشیدن سر کلاسش به شماره می افتاد.
گفت مدرس جوان آن دوره در حین تدریس مسئله ای را اشتباه حل کرد. یکی از دبیران جوان و تازه کار مچش را گرفت و اشتباهش را گوشزد کرد. مدرس نپذیرفت و یکی به دو کردند تا زنگ خورد. گفت از پشت سر ما چند نفر جوان که مچ گیر هم بین مان بود آقای انتصامی و دوستانش می آمدند تا به ما رسیدند. رو به آن دبیر تازه کار کرد و گفت تو درست می گفتی، این را همه ی ما می دانستیم اما به روی آن مدرس جوان نیاوردیم. کاش تو هم او را خراب نمی کردی. ما آمده ایم دور هم باشیم و هوایی عوض کنیم و برگردیم. کاش توی ذوقش نمی زدی... .
این خاطره را هرگز فراموش نمی کنم. استاد انتصامی دبیری بود که همه ی ما و بزرگ ترهای ما وقتی در جمعی حرف معلم باشد از او به عنوان اسطوره ای بی بدیل یاد می کنیم. همیشه کت و شلوارهای خوش دوخت و خوش رنگ می پوشید. با صورتی براق و پر و همیشه اصلاح کرده، و چشمانی براق، جدی و نافذ. یادم است همیشه گچی را که با آن می نوشت از پیش کادو پیچ کرده بود و آن را از جیب کتش در می آورد و با آن می نوشت تا به دست و لباس و کتش نپاشد. به همه هم بر اساس درصدی که ورقه را نوشته بودند نمره می داد.
سه سال پیش که همایش دبیران فیزیک ایران در سنندج برگزار شد فانی وزیر وقت شخصاً از استاد انتصامی تقدیر کرد و دست او را بوسید.
استاد اصلاً همدانی است. پس از بازنشستگی به همدان برگشت و کماکان ساکن آن جاست. عمرش دراز باد که یادش همیشه در قلب های ماست. 


مرتبط با: روز نوشت ,
شادباش نوروزی
فرا رسیدن جشن باستانی نوروز را به همه مخاطبین وبلاگ، به ویژه دانش آموزان و فارغ التحصیلان دبیرستان استعدادهای درخشان، شادباش می گویم. با آرزوی بهترین ها برای همه و موفقیت برای داوطلبان آزمون سراسری، امیدوارم سال 96، سال کامیابی ها و خبرهای خوش باشد.



مرتبط با: روز نوشت ,

تعداد کل صفحات: 9