» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را

خانمی از سارایوو
چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت 23:26 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

دمی آرامش پیش از توفان؛ سارایوو در آغاز قرن بیستم؛ آغازی که در آن نطفه مصائب انسان تاریخ نوین بسته شد و چهره دردناک این انسان را رقم می زند. 1914 به بهانه ترور فرانتس فردیناند در سارایوویی که به توصیف ایوو آندریچ شهری است که در آن چون چهار جهت زمان به چهار صدا واقعیت دارد، ساعت کاتدرال کاتولیک، کلیسای ارتدکس، برج ساعتی، مسجد، و سیناگوگ یهودی - جنگ جهانی اول شعله ور می شود. رایکا راداکوویچ خانمی از سارایوو، تنها دختر خانواده ای مرفه که فقط پدرش را دوست و باور دارد، با اوضاع جدید سیاسی - اجتماعی نابسامان رویاروست. دختری گوشه گیر و گوش به زنگ حوادث که آرام آرام به زنی ناخن خشک و رباخوار و بی رحم بازار بدل می شود... رمانی یا واقعیتی است که از برابر ما مرور می کند؟ از واقعیت تاریخی تا واقعیت ادبی نویسنده چه استحاله ذهنی را حکم می کند تا با ظرافتی کم نظیر به روانشناسی رایکا خانم بپردازد؟
آندریچ آنچه در انسان مقدر است و آنچه با قرار گرفتن در شرایط اجتماعی بر سرش می آید را چون پشت و روی جامه ای بررسی می کند. «خانمی از سارایوو» را رمانی تاریخی نمی توان به شمار آورد بل حکایت سرنوشت انسان کوچکی است در دام وقایع بزرگ تاریخی و حکایت این سرنوشت در قلمرو ادبیات به رنگ و شکل و زبانی که یکبار اتفاق می افتد، خواننده را با تخیلات روانی - انسانی و واقعیت اجتماعی - تاریخی پیوند می زند. سرنوشت رایکا، سرنوشت کدام خانم از خانم های دور و بر ماست؟
قصه - رمان اما به قلم نویسنده بزرگ منش و حساس به درون و بیرون انسان، ایوو آندریچ، نخستین برنده جایزه نوبل از بالکان، مؤلف اثر معروف «پلی بر رودخانه درینا» که ابعاد فضای رمان را گسترده و گسترده تر تا خط امتزاج دریا و آسمان گشود، در دست فارسی زبان است.



:: مرتبط با: کتاب ,
خاكستر گرم: شاندور مارایی
شنبه 5 بهمن 1398 ساعت 09:21 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
«
… زندگی‌ تنها زمانی‌ قابل‌ تحمل‌ می‌شود که‌ انسان‌ با همانی‌ که‌ هست‌ کنار آمده‌ باشد، چه‌ در چشم‌ خودش‌ و چه‌ در چشم‌ دیگران‌. همة‌ ما باید با آن‌ چیز و کسی‌ که‌ هستیم‌ کنار بیاییم‌، و باید بپذیریم‌ که‌ این‌ دانش‌ تمجیدی‌ هم‌ برایمان‌ همراه‌ نمی‌آورد، که‌ زندگی‌ نشان‌ افتخاری‌ به‌ ما نمی‌دهد که‌ غرور، یا خودخواهی‌، یا کچلی‌، یا شکم‌گنده‌مان‌ را پذیرفته‌ایم‌ و تحمل‌ می‌کنیم‌. نه‌، راز قضیه‌ همین‌ است‌ که‌ پاداشی‌ وجود ندارد و ما باید خصلت‌های‌ ویژه‌ و سرشت‌ خودمان‌ را تا حدّ امکان‌ تحمل‌ کنیم‌، زیرا هیچ‌ میزانی‌ از تجربه‌ یا بصیرت‌ کمبودها، خودخواهی‌ها، یا آزمندی‌هایمان‌ را اصلاح‌ نمی‌کند. باید یاد بگیریم‌ که‌ امیال‌ ما طنین‌ دُرُستی‌ در دنیا پیدا نمی‌کنند. باید قبول‌ کنیم‌ کسانی‌ که‌ دوستشان‌ داریم‌ ما را دوست‌ ندارند، یا آن‌ گونه‌ که‌ ما آرزو می‌کنیم‌ دوست‌ ندارند. باید خیانت‌ و نمک‌نشناسی‌ و از همه‌ سخت‌تر، این‌ را بپذیریم‌ که‌ کسی‌ هست‌ که‌ از حیث‌ شخصیت‌ یا فراست‌ از ما بهتر است‌.» (خاکستر گرم، ترجمه مینو مشیری)‌
رمان حاضر، داستانی با موضوع فلسفی و روان‌شناختی است که علاوه بر روایت یک مثلت عشقی، به موضوعات مختلفی از قبیل: تنهایی انسان، غم‌ها، دوستی، خیانت، خیانت و اصالت می‌پردازد. ژنرال سالخورده که پسر افسر فرماندة گارد است، در یک قصر بسته همراه دایة نود و یک سالة خود «نی‌نی» زندگی یکنواختی را می‌گذراند. او با دریافت نامه‌ای متوجّه می‌شود که «کانراد»، دوست مجارستانی وی، بعد از چهل و یک سال دوری، به مهمان‌خانة «وایت ایگل» آمده است. ژنرال او را به قصر دعوت می‌کند. ژنرال و «کانراد»‌ از ده سالگی با هم بزرگ شده و علاقة عمیقی نسبت به هم دارند. آن‌ها در جوانی هر دو عاشق دختری به نام «کریستینا» شده بودند و در یک مثلت عشقی گرفتار بودند که با مرگ «کریستینا» این موضوع برای «کانراد»‌ و ژنرال تمام می‌شود. ژنرال در قصر می‌ماند و «کانراد» آن‌جا را ترک می‌کند. آن‌ها اکنون بعد از چهل و یک سال همانند گذشته با یکدیگر به گفت‌وگو می‌نشینند و یکدیگر را اگرچه با احترام دیدار می‌کنند اما ‍نرال در پی حقیقت زندگی شان است.



:: مرتبط با: کتاب ,
«گل آفتابگردان»
دوشنبه 30 دی 1398 ساعت 09:46 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

«گل آفتابگردان» نوشته ویلیام كندی، تصویری از بیگانگی انسان با خود و سرنوشتش ارائه می دهد. این رمان زندگی یك انسان مسخ شده و رو به قهقرا را به تصویر كشیده و به موازات چهره یی كه از خانواده فیلان ترسیم می كند، زوایایی از زندگی، مناسبات اجتماعی و روابط میان افراد جامعه امریكا را در نیمه های قرن 20 به نمایش می گذارد. در این رمان با توصیف های عینی و جزییات نگاری فراوانی از زندگی شهری و روابط انسانی در امریكا روبه رو هستید. ویلیام كندی همچون یك فیلمنامه نویس (كما اینكه او یك فیلمنامه نویس نیز هست) نماهای متعددی از گوشه و كنار شهر، خیابان ها، كافه ها و مغازه ها را در داستان هایش ثبت كرده است. این رمان (برنده ی جایزه پولیتزر 1984), گویای بیگانگی انسان از خویشتن است‌؛ توصیف از زندگی که مسخ می‌شود و انسان را به ورطه هلاک می‌کشاند. ‘فرانسیس’ شخصیت اصلی داستان, شخصیتی است که خانواده‌اش را از دست داده و مبتلا به سرطان شده است. او می‌خواهد با بیماری‌اش مبارزه کند. فرانسیس با افرادی نیز در ارتباط است که هر یک به نوعی مبتلا به یک بیماری هستند. فرانسیس عاشق زنی است به نام ‘هلن’ که شخصیتی خاص دارد. در هنگامه‌ای که همه زنان و مردان به دنبال برآوردن کام دل هستند, هلن, خود را از آن دور می‌کند و از لذایذ آن چنانی می‌پرهیزد. همین ویژگی هلن سبب شده فرانسیس در اندیشه او باشد. این در حالی است که فرانسیس خود صاحب زن و فرزند است.



:: مرتبط با: کتاب ,
«محبوس» ونه‌گات
پنجشنبه 19 دی 1398 ساعت 23:10 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

این رمان نخستین بار در سال 1979 با عنوان «Jailbird» (پرنده زندانی) منتشر شد و روایتی خاطره‌وار دارد. در این كتاب خواننده با شرایط كنونی زندگی شخصیت‌ اول داستان آشنا می‌شود. شخصیت محوری داستان كم‌كم به گذشته باز می‌گردد و از دو روز ابتدایی پس از آزادی‌اش سخن می‌گوید.
كورت ونه‌گات با این اثر مخاطب خود را وارد دنیای خاص و  طنزآمیز خود می‌كند؛ دنیایی كه در آن فساد و تباهی در بین دولتمردان آمریكا و به تبع آن در میان انسان‌ها روز به روز افزایش می‌یابد. به عبارتی ونه‌گات تصویری فراموش‌نشدنی از قدرت و سیاست را در این زمانه به تصویر می‌كشد.
نویسنده در این اثر به تناوب بین زمان حال و گذشته در حركت است و شخصیت‌هایش گاه با بصیرت و گاه از سر حادثه زندگی خود را به پیش می‌برند. در این رمان مفاهیمی مربوط به كاپیتالیسم و حكومت كمونیستی مورد بررسی قرار می‌گیرند و لایه‌های معنایی مختلف خود را از لابه‌لای حقیقت،داستان و هویت انسانی بیرون می‌كشند.



:: مرتبط با: کتاب ,
پنج دوست كمبریجی من/ یوری مودین
جمعه 13 دی 1398 ساعت 23:21 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

درباره گروه كمبریج كتابهای زیادی در غرب و به خصوص در بریتانیا چاپ و منتشر شده است؛ با وجود این كتاب «پنج دوست كمبریجی من» در سال 94م سر و صدای زیادی به پا كردو به فاصله كوتاهی در كشورهای غربی ترجمه و منتشر شد. این كتاب روایت چگونگی شكل گیری و فعالیت گروه موسوم به جاسوسان كمبریج است و پرده از اسرار عجیب ترین ماجرای جاسوسی قرن بر می دارد. اما دراینجا دو نكته را نباید از نظر دور داشت: این كتاب را یوری ایوانوویچ مودین , ماموراطلاعاتی شوروی و رابط و دوست پنج كمبریجی نوشته است بنابراین چه بسا خالی از پیش داوری و برداشت های نادرست و جانبدارانه نباشد.
"پنج دوست كمبریجی من" كتابی است بسیار خواندنی و حتی می توان آن را نوعی رمان جاسوسی به شمار آورد- كتابی كه مانند آثار گراهام گرین, فردریك فورسایت و جان لوكاره جذاب و هیجان انگیز است.




:: مرتبط با: کتاب ,
میدل مارچ: جورج الیوت
جمعه 6 دی 1398 ساعت 16:51 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

"میدل مارچ" از چنان جاذبه‌ای برخوردار است که روی برخی از جمله‌هایش توقف می‌کنی و دوباره و دوباره تکرارشان می‌کنی. ژرفای اندیشۀ جورج الیوت و نبوع خارق‌العاده‌اش در به تصویر کشیدن افکار شخصیت‌ها یکی از نکات برجسته این رمان بلند کلاسیک است. این سبک تجزیه و تحلیل روانشناسانه را الیوت خود بنا نهاد.

ویرجینیا وولف این کتاب را رمانی نادر برای آدم‌های بالغ توصیف می‌کند. در سال ۲۰۰۷ این اثر جزء ده رمان برتر برای تمامی اعصار شناخته شد. این اثر زندگی چند خانواده میدل مارچی را روایت می‌کند. قهرمان کتاب دورتا بروک دختر جوانی است که به درخواست ازدواج کشیشی فرتوت و دانشمند! به نام ادوارد کازوبن پاسخ مثبت می‌دهد. الیوت این ازدواج را نشانه‌ای از احساسات و عقاید افراطی دورتا می‌داند که باعث می‌شود زنی جوان از خانواده‌ای محترم چنین خطای وحشتناکی مرتکب شود. میدل مارچ وضع زنان، طبیعت ازدواج، ایده‌آل‌گرایی، منافع شخصی، مذهب، اصلاحات سیاسی و آموزشی، ظهور پزشکی جدید، احداث خط راه آهن و ... را در روستایی کوچک و در قالب ۸۴ فصل به نمایش می‌گذارد. الیوت با واقع‌بینی دلایل شکست یا موفقیت ازدواج‌های میدل مارچ از جمله رزاموند زیبا و دکتر لایدگیت، فرد وینسی و مری گارت و در نهایت لادیزلا و دورتا را بررسی می‌کند.




:: مرتبط با: کتاب ,
بابا گوریو
یکشنبه 24 آذر 1398 ساعت 17:36 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

داستان بابا گوریو که فیلیپ برتو آن را شاهکار نبوغ انسانی می خواند، چون ستاره ای تابناک در میان سایر آثار اونوره دو بالزاک،نویسنده نامی فرانسه،می در خشد و بی شک از شاهکارهای ادبیات جهانی به شمار می رود. مقصود نهایی کتاب نشان دادن اجتماع خوش ظاهرو بد باطن آن زمان پاریس است.در داستان بابا گوریو احساساتی که از مشاهدۀ مفاسد اجتماعی عالیه شهر پارسی به راستینیاک دست می دهد همان احساساتی است که در جوانی به خود بالزاک، هنگامی که به پاریس آمد، دست داده بود. همان عشق به زندگی پاریس و همان انزجار از اوضاع اجتماعی این شهر، همان طور که خود بالزاک احساس می کرده است، در فکر و روح اوژن راستینیاک جلوه می کند. اساس داستان، مانند اغلب داستانهای بالزاک، بر فقر و مسکنت نهاده شده و این هم یکی از خصایص بالزاک است، چه خود بالزاک مدام با بی نوایی و تنگدستی دست به گریبان بوده است.
کلود فارر می گوید که این داستان را صد بارخوانده و در دفعۀ صدم همان هیجان مطالعۀ اول به او دست داده است. داستان باباگوریو نه فقط بزرگترین رمان دنیاست،بلکه،به عقیدۀ کلود فارر، شاهکار های ادبی جهان و به عقیدۀ فیلیپ برتو شهاکار نبوغ انسانی است.
پ ن: پس از بیست سال بازهم بازخوانی اش خواندنی بود.



:: مرتبط با: کتاب ,
وداع با اسلحه
چهارشنبه 13 آذر 1398 ساعت 23:27 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

کتاب وداع با اسلحه (A farewell to arms) از جمله نام‌دارترین و نام‌آورترین آثار ارنست همینگوی است. رمان وداع با اسلحه را در سی سالگی (۱۹۲۹) نوشت و بلافاصله به کتابی پرفروش تبدیل شد. در حدی که بسیاری از مردم، همینگوی را به عنوان نویسنده وداع با اسلحه می‌شناسند.
کتاب از جنس روایت اول شخص است و ما با داستان حضور یک آمریکایی به نام فردریک هنری را در جنگ جهانی اول و در جبهه ایتالیا آشنا می‌شویم. بخش عمده‌ای از داستان وداع با اسلحه در ایتالیا و سوییس می‌گذرد. وداع با اسلحه را معمولاً به خاطر روایت شفاف و اثرگذاری که از جنگ دارد تحسین می‌کنند. برخی منتقدان، این نوع توصیف‌های اثرگذار را ناشی از حضور همینگوی در جنگ جهانی اول و علت تجربه‌ی مستقیم او از جنگ می‌دانند. اگرچه ظاهراً او صرفاً چند هفته و در مقام راننده آمبولانس صلیب سرخ، جنگ را در جبهه ایتالیا تجربه کرده است.
پ ن: میس كاترین، شخصیت عاشق داستان، از ماندگارترین و با وقارترین كاراكترهایی است كه خوانده ام.



:: مرتبط با: کتاب ,
رمان"اشتیلر" ماكس فریش
یکشنبه 10 آذر 1398 ساعت 00:06 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )


مردی که خود را وایت معرفی می کند، در هنگام یک سفر با قطار دستگیر می شود. هم کوپه یی او معتقد است که این مرد همان اشتیلری است که شش سال گذشته همسرش را رها کرده و غیبش زده است. وایت اما انکار می کند.
او از تابعیت امریکایی-آلمانی خود می گوید و دلایل زیادی بر برائت خود دارد. او به وکیلش می گوید که سال ها در مکزیک بوده است و داستان هایی دارد که در این کشور بر او گذشته است. ماجرا وقتی شکل دیگری به خود می گیرد که همسر اشتیلر به دیدار زندانی می آید. از اینجاست که کم کم همه چیز شروع به تغییر می کند، روایتی که در نهایت به آنجا می رسد که زندانی اقرار می کند همان کسی است که به دنبالش هستند.
او همان اشتیلری است که شش سال قبل همسرش را رها کرد و گریخت. آنچه که در رمان اشتیلر اهمیتی انکار نشدنی دارد، جزئیاتی است که نویسنده در کارش مورد استفاده قرار می دهد. نویسنده در این رمان می خواهد کار خود را از یک روایت پرداز صرف خارج کند و به سوی یک متن روانکاوانه پیش ببرد.
از همین رو است که او به جای آنکه به داستانش شاخ و برگ ماجرایی بدهد، آن را به عمق شخصیت هایش می کشاند؛ مردی از خودش، همسرش، محل کارش و در نهایت از همه چیزش فرار می کند تا زندگی دیگری را آغاز کند. او آنچنان احساس پوچی و سرخوردگی دارد که حتی حاضر است بمیرد و زندگی قبلی اش تکرار نشود.



:: مرتبط با: کتاب ,
بیلیارد در ساعت نه و نیم
جمعه 24 آبان 1398 ساعت 23:06 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
داستان کتاب بیلیارد در ساعت نه و نیم   Billiards at Half-Past Nine، درباره‌ی سه نسل از خانواده قدیمی و معمار فهمل و برخوردشان با رژیم نازی است. زمان داستان در سال 1958 و تولد هشتاد سالگی هانریش فِهمِل، بزرگ خاندان فهمل رخ می‌دهد. هانریش فهمل معمار صومعه‌ی باشکوه سن آنتونی است. صومعه‌ای که پسرش، رابرت فهمل در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم مجبور به تخریب آن شد و دقیقا همان صومعه‌ای که یوزف پسر رابرت، در حال بازسازی آن ‌است. هاینریش بٌل در این داستان هر سه نسل از خانوانده‌ی فِهمِل را در برابر آثار خودشان قرار می‌دهد این رمان را كیكاووس جهانداری ترجمه كرده است .

در بخشی از کتاب بیلیارد در ساعت نه و نیم می‌خوانیم: فِهمِل این را به یک اصل تبدیل کرده بود که هرگز بیش از روزی یک ساعت در دفتر نماند؛ در این مدت اسم خود را زیر «با ادای احترام»، زیر حواله‌ی حق‌الزحمه‌ها می‌نوشت. اگر تشخیص می‌داد انجام سفارشی بیش از یک ساعت از وقتش را خواهد گرفت، آن را نمی‌پذیرفت. در چنین مواردی از نامه‌های کوچک استنسیل شده استفاده می‌کرد با این متن: «به علت تراکم کارها متاسفانه ناگزیریم از پذیرفتن سفارش ارزشمند شما چشم بپوشیم. امضا، ف حتی یک‌بار هم نشد که صبح‌ها بین ساعت هشت و نیم و نه و نیم، وقتی روبه‌روی او نشسته بود، فهمل را در حال انجام دادن یک کار انسانیِ خودمانی ببیند؛ مثلا در حال خوردن یا نوشیدن. هرگز پیش نیامد که متوجه شود فهمل مبتلا به زکام است. البته گاهی به کارهای از این خودمانی‌تر هم فکر می‌کرد؛ در چنین لحظاتی بلافاصله گونه‌هایش از شرم گل می‌انداخت. این‌که فهمل سیگار می‌کشید کافی نبود و جای خالی چیزهایی را که او در ذهن داشت پر نمی‌کرد؛ سیگاری که می‌کشید، به سفیدی برف و بیش از حد لزوم بی‌عیب و ایراد بود. تنها مایه‌ی دلگرمی‌اش خاکستر و ته سیگار بود که در زیر سیگاری دیده می‌شد: دست‌کم این‌ها زباله به شمار می‌آمد و نشان می‌داد که چیزی به مصرف رسیده است




:: مرتبط با: کتاب ,
یادداشت هایی در باب سینماتوگرافی
یکشنبه 10 شهریور 1398 ساعت 12:06 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
یادداشت‌‌هایی در باب سینماتوگرافی دربرگیرندۀ یادداشت‌‌هایی است که برسون از سال 1950 تا 1974 به رشتۀ تحریر در آورده‌است. وی در این یادداشت‌‌ها، به اصیل ترین شکل ممکن، نظرهای خود را در باب یکۀ سینماتوگرفی بیان می‌کند.این یادداشت‌‌ها نه فقط برای دست‌‌اندرکاران سینما، بلکه برای هنرمندان سایر رشته‌‌های هنری نیز درس‌‌هایی مهم به همراه دارد.  روبر برسون (1901-1999) سینماگر برجستۀ فرانسوی، در طی دورۀ چهل سالۀ فیلمسازی خود سیزده فیلم ساخت که هر کدام جایگاه والایی را در تاریخ سینما به خود اختصاص داده‌است؛ از آن جمله می‌توان از جیب بر، موشت، ناگهان بالتازار، شاید شیطان و آخرین فیلمش پول یاد کرد.



:: مرتبط با: کتاب ,
رویای آمریکایی
چهارشنبه 6 شهریور 1398 ساعت 10:26 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
کتاب رویای آمریکایی نوشته هاوارد زین امتیاز ویژه‌ای را به علاقه‌مندان فارسی زبان می‌دهد تا به دور از آثار پژوهشی و علمی آکنده از عبارات و اصطلاحات دانشگاهی، اثری تاریخی، اما روان و سلیس را دربارهٔ تاریخ مردم آمریکا پیش رو داشته باشند.

پروفسور هاوارد زین (Howard Zinn)، مورخ، نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس، متفکر و استاد علم سیاست در «دانشگاه بوستون» بود. او بیش از بیست عنوان کتاب را به رشتهٔ تحریر درآورد، که کتاب «تاریخ مردم ایالات متحده» پرفروش‌ترین و تاثیرگذارترین اثر او به شمار می‌رود.

زین، از فعالان حوزهٔ حقوق مدنی، آزادی‌های اجتماعی، حقوق گروه‌های نژادی و جنبش ضد جنگ بود. او در محله‌ای فقیر نشین در «بروکلین» در خانواده‌ای به دنیا آمد که پیش از وقوع جنگ جهانی اول به تازگی به «آمریکا» مهاجرت کرده بودند. جنگ جهانی دوم، نقطه عطف مهم زندگی زین به شمار می‌رفت. او که با شروع این جنگ به نیروی هوایی ارتش پیوست، به عنوان خدمهٔ بمب‌افکن‌های هواپیماهای جنگی به خدمت گمارده شد. این تجربه یکی از عوامل مؤثر در فعالیت‌های ضد جنگ زین در سال‌های بعد بود؛ زیرا دریافت حملات هوایی که او در آن‌ها نقش دارد، موجب کشته شدن بیش از هزار غیرنظامی فرانسوی و سرباز آلمانی شده است. به گفتهٔ وی، تجربهٔ خدمت در جنگ جهانی دوم، تحقیقاتش دربارهٔ علل این جنگ و نیز تأثیرات بمباران‌ها، حساسیت او را برانگیخت است و سبب شد که به انتقاد از حملات نظامی «آمریکا» و بمباران شهرهای درزدن، «هیروشیما» و «ناکازاکی» در جنگ جهانی دوم، جنگ «ویتنام» و حمله به «عراق» و «افغانستان» که موجب کشتار غیرنظامیان و مردم بیگناه شده بود، بپردازد.

کتاب رویای آمریکایی (A young people’s history of the United States) از زمان چاپ اولین نسخه‌اش در سال 1980 میلادی به جایگزینی برای کتب رسمی درس تاریخ در دبیرستان‌های «آمریکا» مبدل شد و به عنوان مشهورترین اثر منتقدانه از تاریخ ایالات متحده شناخته شد. کتاب حاضر در سال 1981 میلادی برندهٔ جایزهٔ کتاب ملی در آمریکا شد. این کتاب به زبان‌های مختلف ترجمه شده و در کشورهای متعدد، جایزه‌هایی نصیب خود کرده است. زین در سال 2003 میلادی جایزهٔ دوستان انجمن دیپلماتیک را به خاطر نسخهٔ فرانسوی کتابش دریافت نمود.

دانلود...




:: مرتبط با: کتاب ,
برسون از زبان برسون
یکشنبه 3 شهریور 1398 ساعت 09:13 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
"هر حرکتی ما را آشکار می سازد"

روبر برسون (1901 یا 1907 ـ 1999) کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس مینی‌مالیست فرانسوی است. او تأثیر بسیاری بر کارگردانان نسل‌های بعد از خود از جمله جیم جارموش و پل شریدر گذاشت. برسون در پوی دو دوم به دنیا آمد. در ابتدا بیشتر حول و حوش نقاشی و عکاسی کار می‌کرد تا اینکه اولین فیلم کوتاهش را در سال ۱۹۳۴ ساخت. در طول جنگ جهانی دوم به مدت یک سال در زندان‌های ارتش نازی به سر برد. در سال ۱۹۴۳ برسون اولین فیلم بلند خود را «فرشتگان خیابان» ساخت. او در فیلم خانم‌های بوا دوبولون (خانم‌های پارک) آخرین همکاری خود را با بازیگران حرفه‌ای انجام داد. با فیلم خاطرات یک کشیش روستا او شروع به ساختن آثاری مینی‌مالیستی کرد و از آن به بعد نیز این سبک برای بقیه فیلم‌های او باقی ماند. البته بدین تربیت چون فیلم‌های او بسیار شخصی بودند و هیچ عنصر عامه‌پسندی در آنها وجود نداشت، به زحمت می‌توانست برای خود تهیه‌کننده‌ای پیدا کند و برای او ساختن بیش از یک فیلم در پنج سال تقریباً غیر ممکن بود، اما در هر حال در اطراف کارهای او منتقدان متعصب بسیار زیادی وجود داشت. او در دهه هشتاد از فیلم‌سازی دست کشید و در سال ۱۹۹۹ به مرگ طبیعی درگذشت.
مصاحبه‌های این کتاب که توسط همسر برسون گردآوری شده و بر ترتیب تاریخی فیلم‌ها تنظیم شده‌اند، به خواننده کمک می‌کنند تا بفهمد برسون گرچه در دورۀ کاری خویش رشد کرده بود، ولی تغییر چندانی نداشت. در ضمن آنگونه که برسون چند جایی گفته بود، او خود را در تصویری که دوست‌داران فیلم‌هایش به او نشان می‌دادند به جا نمی‌آورد.



:: مرتبط با: کتاب ,
مرگ قسطی
سه شنبه 15 مرداد 1398 ساعت 20:48 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

لویى فردینان سلین قبل از هر چیز یک نویسنده بى رحم است. انگار عادت ندارد حقایق و تلخى ها را تلطیف کند و یا حداقل با آمادگى ذهنى بگوید! بلکه هر چه بدبختى و لعن است را یک باره و یک جا تنها در چند سطر روى سر مخاطب آوار مى کند.»رمان «مرگ قسطی» نوشته‌ی «لویی فردینان سلین» نویسنده‌ی مشهور فرانسوی را «مهدی سحابی» به فارسی برگردانده است. این رمان که یکی از سه شاهکار سلین است، داستان فقر و فلاکتی که نویسنده در دوران کودکی از سر گذرانده را روایت می‌کند. در بخشی از داستان می‌خوانیم: «... از زمان جنگ تا حالا جنون همین‌طور در تعقیبم بوده، یک‌بند به مدت بیست و دو سال. معرکه‌ست. هزار جور سروصدا و قشقرق و هیاهو را روم امتحان کرده. اما من از خودش هم سریع‌تر هذیان بافته‌م، روش را کم کرده‌م. روی «خط پایان» هذیان و جنون همیشه ترتیبش را داده‌ام و برنده هم بوده‌م. بله! مسخره‌بازی درمی‌آرم، خودم را به لودگی می‌زنم، مجبورش می‌کنم فراموشم کند... رقیب بزرگم موسیقی‌ست، ته گوشم گیر افتاده و رفته‌رفته خراب شده... مدام باام درمی‌افتد... شب و روز دست و پا می‌زند و به خودش می‌پیچد... برای خودم تنهایی یک دسته کامل سه هزار و پانصد و بیست و هفت پرنده کوچک کوچک دارم که یک لحظه هم آرام نمی‌گیرند... همه ارگ‌های دنیا منم. همه چیز از من است، گوشت و روح و نفس... فکرها توی کله‌ام سکندری می‌رود و کله‌پا می‌شود. بااشان خوب تا نمی‌کنم. کارم ساختن اوپرای سیل و توفان است... بیست و دو سال است که هر شب می‌خواهد کلکم را بکند... درست سر ساعت دوازده... اما من هم می‌دانم چطور از خودم دفاع کنم... با دوازده سمفونی کامل طبل و سنج... دو سیلاب بلبل... برای یک آدم عزب بد سرگرمی‌ای نیست... انصافا ... زندگی دومم است... به کسی چه...» کتاب حاضر را نشر «مرکز» منتشر کرده و در اختیار مخاطبان قرار داده است.



:: مرتبط با: کتاب ,
آوریل سرخ
یکشنبه 6 مرداد 1398 ساعت 23:01 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
چاکالتانا، دادستان منطقه، قصد دارد معمای جسدی را که سوزانده شده است حل کند. او از قوت گرفتن مجدد گروه چریک‎های «راه درخشان» در هراس است، اما مقامات شهر به دلایلی خواهان سرپوش گذاشتن بر کل ماجرا هستند. او از پا نمی‌نشیند و در طول تحقیقات خود شاهد عمق بی‌عدالتی، فساد و سرکوب در جامعه‌ای است که روزی به کارآمدی نظام و قوانین حاکم بر آن ایمان داشت. این رمان از زبان اصلی، اسپانیایی، به فارسی ترجمه شده است.

پ ن:
سانتیاگو رونکاگلیولو (۱۹۷۵) نویسنده پرویی سومین رمانش، آوریل سرخ را در سال ۲۰۰۶ نوشت و جایزه‌ی آلفاگوارا (اسپانیا) را دریافت کرد. ترجمه‌ی انگلیسی این رمان جایزه‌ی روزنامه‌ی ایندیپندنت (۲۰۱۱) را نصیب این نویسنده و روزنامه‌نگار پرویی کرد.



:: مرتبط با: کتاب ,
 

 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic