چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
اجاق سرد آنجلا /فرانک مک کورت

فرانک مک کورت معلمی ساکن آمریکا اما اصالتا ایرلندی است که در این کتاب شرح کودکی و نوجوانی خود را در ایرلند نوشته است. کتاب فوق العاده است وقتی شروع کنید اصلا نمی تونید زمین بذاریدش همه چیز آرام و روان و در عین تلخی به صورتی بسیار شیرین پیش می ره . فوق العاده کتاب را دوست داشتم و شدیدا پیشنهاد می کنم بخونیدش. این کتاب با فروش بیش از ده میلیون نسخه، یکی از کتابهای پرخواننده قرن شناخته شده است.
پ ن : دیشب تا 5 صبح سرگرم خواندنش بودم. موافقم فوق العاده س.


مرتبط با: کتاب ,
دختری از پرو
رمان «دختری از پرو» نوشته‌ی «ماریو بارگاس یوسا» را «خجسته کیهان» به فارسی برگردانده است. دختری از پرو یک عاشقانه تاریخی از ماریو بارگاس یوسا برنده‌ی جایزه نوبل ادبیات است که به لحاظ پرداخت داستان، شخصیت‌پردازی و نیز ترسیم دوران سیاسی پرافت و خیز اروپا و امریکای لاتین در نیمه دوم قرن 20 در اوج قله داستان‌نویسی قراردارد. در توضیح پشت جلد آمده است: «ریکاردو نخستین بار در ابتدای نوجوانی در دهه‌ی 1950 در یکی از بهترین محلات لیما با دختری آشنا می‌شود که او را شیلیایی کوچک می‌نامند، آشنایی‌ای که بر سراسر زندگی او سایه می‌افکند. در آن دوران شادی و بی خیالی، آن دو نیز مانند سایر نوجوانان آن زمان از شنیدن موسیقی لذت می‌بردند و جز غم عشق نگرانی دیگری نداشتند. اما آن روزها نمی‌شد پیش بینی کرد که همان دختر، چند سال بعد در کوبای فیدل کاسترو به یک چریک مبارز تبدیل می‌شود و سپس در پاریس در دوران شاد پس از جنگ، به همسری یک سیاستمدار فرانسوی در می‌آید. و ریکاردو از سالی به سال دیگر و از یک کشور به کشوری دیگر با اشتیاقی پایان‌ناپذیر دختر آتش‌پاره را جست‌وجو می‌کند.» کتاب حاضر را انتشارات «کتاب پارسه» منتشر کرده است.


مرتبط با: کتاب ,
دهقان فداکار

«غروب یکی از روزهای سرد پاییز (سال ۴۰) خورشید در پشت کوه های پربرف یکی از روستاهای آذربایجان فرو رفته بود. کار روزانه ی دهقان‌ها پایان یافته بود. ریزعلی هم دست از کار کشیده بود و به ده خود باز می گشت. در آن شب سرد و تاریک، نور لرزان فانوس کوچکی راه او را روشن می کرد. دهی که ریزعلی در آن زندگی می کرد نزدیک راه آهن بود. ریزعلی هر شب از کنار راه آهن می گذشت تا به خانه اش برسد. آن شب، ناگهان صدای غرش ترسناکی از کوه برخاست. سنگ های بسیاری از کوه فرو ریخت و راه آهن را مسدود کرد. ریزعلی می دانست که، تا چند دقیقه دیگر، قطار مسافربری به آن جا خواهد رسید. با خود اندیشید که اگر قطار با توده های سنگ برخورد کند واژگون خواهد شد. از این اندیشه سخت مضطرب شد. نمی دانست در آن بیابان دور افتاده چگونه راننده ی قطار را از خطر آگاه کند. در همین حال، صدای سوت قطار از پشت کوه شنیده شد که نزدیک شدن آن را خبر داد.

ریزعلی روزهایی را که به تماشای قطار می رفت به یاد آورد. صورت خندان مسافران را به یاد آورد که از درون قطار برای او دست تکان می دادند. از اندیشه ی حادثه ی خطرناکی که در پیش بود قلبش سخت به تپش افتاد. در جست و جوی چاره ای بود تا بتواند جان مسافران را نجات بدهد. ناگهان، چاره ای به خاطرش رسید. با وجود سوز و سرمای شدید، به سرعت لباسهای خود را از تن درآورد و بر چوبدست خود بست. نفت فانوس را بر لباسها ریخت و آن را آتش زد. ریزعلی در حالی که مشعل را بالا نگاه داشته بود، به طرف قطار شروع به دویدن کرد. راننده قطار از دیدن آتش دانست که خطری در پیش است. ترمز را کشید. قطار پس از تکانهای شدید، از حرکت باز ایستاد. راننده و مسافران سراسیمه از قطار بیرون ریختند. از دیدن ریزش کوه و مشعل ریزعلی، که با بدن برهنه در آنجا ایستاده بود، دانستند که فداکاری این مرد آنها را از چه خطر بزرگی نجات داده است.»



مرتبط با: کتاب ,
صد سال تنهایی/ گابریل گارسیا مارکز

قصه از صحنه اعدام سرهنگ آئورلیانو بوئندیا آغاز می‌شود. درحالیکه مقابل جوخه اعدام ایستاده و خاطرات گذشته اش را مرور می‌کند، یعنی زمان آغاز به وجود آمدن دهکده ماکوندو زمانی که جهان چنان تازه بود که بسیاری چیزها هنوز اسمی نداشتند و برای نامیدنشان می‌بایست با انگشت به آنها اشاره کنی. در این رمان به شرح زندگی شش نسل خانواده بوئندیا پرداخته شده است که نسل اول آن‌ها در دهکده‌ای به نام ماکوندو ساکن می‌شود. داستان از زبان سوم شخص حکایت می‌شود. سبک این رمان رئالیسم جادویی است. مارکز با نوشتن از کولی ها از همان ابتدای رمان به شرح کارهای جادویی آنها می‌پردازد و شگفتی های مربوط به حضور آنها در دهکده را در خلال داستان کش و قوس می‌دهد تا حوادثی که به واقعیت زندگی در کلمبیا شباهت دارند با جادوهایی که در این داستان رخ می‌دهند ادغام شده و سبک رئالیسم جادویی به وجود آید. ناپدید شدن و مرگ بعضی از شخصیت های داستان به جادویی شدن روایت ها می افزاید. در ۳۰ سالی که از نخستین چاپ این کتاب گذشت بیش از ۳۰ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته و به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده است.

پ ن1: پس از 16، 17 سال دارم این رمان زیبا را بازخوانی می کنم. پیش تر برگردان بهمن فرزانه و حالا برگردان اسپانیایی کیومرث پارسای.

پ ن 2: برگردان بهمن فرزانه بسیار بهتر است. به نظرم برگردان پارسای از اسپانیولی به بلوف بیشتر شبیه باشد!



مرتبط با: کتاب ,
منظر پریده رنگ تپه ها/ ایشی گورو

رمان «منظر پریده‌رنگ تپه‌ها» به ظاهر ماجرایی خانوادگی است که در آن زنی ژاپنی ـ مقیم انگلیس؛ خاطراتش را از دوران جوانی باز می‌گوید و در قالب آن به روابط پیچیده خود با خانواده و همسایگان اشارت می‌کند و طی آن روایتی از تقابل سنت و تجدد در جامعه‌ای در مرحله گذار را ارایه می‌دهد. اولین رمان ایشی‌گورو مانند باقی آثار ایشی‌گورو در دو زمان روایت می‌شود؛ در زمان حال راوی در انگلیس زندگی می‌کند، شوهرش مُرده و یکی از دخترهاش خودکشی کرده. دختر دیگرش که در شهر دیگری زندگی می‌کند برای چند روز نزد راوی آمده و در زمان گذشته رابطه راوی با زن و دختر همسایه‌شان در ژاپن بعد از جنگ جهانی روایت می‌شود.

پ ن: سومین کاری است که از این برنده نوبل 2017 خوانده ام. از این کار و "وقتی یتیم بودیم" زیاد خوشم نیامد. تا حالا که تنها از مجموعه داستان"شبانه ها"ش لذت برده ام؛ دو تای قبلی توقعاتم را برآورده نکرده است.



مرتبط با: کتاب ,
عشق سال های وبا

«عشق سالهای وبا» به قلم گابریل گارسیا مارکز نوشته شده و کیومرث پارسای آن را به فارسی ترجمه کرده است. این کتاب شاهکاری دیگر از نویسنده معاصر و چهره تابناک ادبیات آمریکای لاتین است و یکی از عاشقانه‌های معروف جهان رمان به شمار می‌رود. «عشق سالهای وبا» زندگی فلورنتینو را روایت می‌کند، جوانی لاغر اندام از یک خانواده متوسط، که با مادرش زندگی می‌کند. او که در تلگرافخانه مشغول به کار است، زمان رساندن یک تلگراف به خانه‌ای وارد می‌شود و با دیدن دختر خانواده (فرمینا) به او دل می‌بازد، سر راه دلدادگی این دو موانع زیادی به وجود می‌آید، اما با پیدا شدن سر و کله دکتر خوونال اوربینو، ماجرا شکل جدیدی به خود می‌گیرد...

پ ن: میانه های رمان از هم گسیخته و حوصله بر است.


مرتبط با: کتاب ,
آشیانه اشراف/ایوان تورگِنیف

ایوان تورگِنیف رمان آشیانه‌ی اشراف را در چهل‌سالگی نوشت؛ رمانی کوتاه که افکار و احساسات او را در آغاز میانسالی بیان می‌کند. لاورتسکی، شخصیت اصلی داستان، صفات مشترکی با تورگنیف دارد. او نجیب‌زاده‌ای است که برای تحصیل به مسکو رفت و همان‌جا هم، در یک سالن تئاتر، شیفته‌ی دختر جوان زیبایی شد و با او ازدواج کرد. اما در سفری به پاریس از فریب و خیانت همسرش آگاه شد و دلشکسته به روسیه بازگشت و در املاک خانوادگی‌اش ساکن شد. لاورتسکی پس از بازگشت نیز مجذوب دختر جوان دیگری می‌شود.
     آشیانه‌ی اشراف درباره‌ی شخصیت‌هایی است که در سال‌های قرن هجدهم و نوزدهم در روسیه به «آدم زیادی» معروف بودند؛ اشراف‌زاده‌هایی تحصیل‌کرده و باسواد که سودی به جامعه نمی‌رسانند و کار و فعالیتی ندارند.


مرتبط با: کتاب ,
آقای چوخ بختیار/صمد بهرنگی
" به مناسبت(5 اکتبر) 13 مهر روز جهانی معلم"
هر اتفاقی می‌خواهد بیفتد، هر بلایی می‌خواهد نازل شود، هر آدمی می‌خواهد سر کار بیایید، در هر صورت آقای چوخ بختیار عین خیالش نیست، به شرطی که زیانی به او نرسد، کاری به کارش نداشته باشند، چیزی ازش کم نشود.
رئیسی خوب است که غیبت او را نادیده بگیرد و تملق ­های او را به حساب خدمت صادقانه بگذارد. وزیری خوب است که برای او ترفیع رتبه‌ای و پولی در بیاورد.
زندگی او مثل حوض آرامی است. به هیچ قیمتی حاضر نیست سنگی تو حوض انداخته شود و آبش چین و چروک بردارد. آدم سر به راه و پا به راهی است. راضی نمی‌شود حتی با موری اختلاف پیدا کند. صبح پا می‌شود و همراه زن و بچه‌اش صبحانه می‌خورد و بعد به اداره‌اش می‌رود.
حتی با بقال و قصاب سر گذر هم سلام و علیک گرم و حسابی می‌کند که لپه را گران حساب نکند و گوشت بی ‌استخوان بهش بدهد.
وی معتقد است که در اداره نباید حرفی بالای حرف رئیس گفت و دردسر ایجاد کرد. کار اداری یعنی پول درآوردن برای گذران زندگی.
پس چه خوب که بکوشد با کسی حرفش نشود و زندگی آرامش به هم نخورد. معتقد است که شرف و کله شقی آن قدر‌ها هم ارزش ندارد که به خاطرش با رئیس و وزیر در افتاد. برای این که او را آدم پست و بی‌ شخصیتی ندانند، به جای شرف و کله شقی، کلمه ­ی زندگی را می‌گذارد که حرف گنده‌ای زده باشد و هم خود را تبرئه کند. وی زن و بچه‌اش را خیلی دوست دارد.
همیشه می‌ترسد که مبادا بلایی سر آن‌ها بیاید، یا بی ‌سرپرست بمانند. دل مشغولی‌اش این است که نکند با رئیس اختلافی پیدا کند و از کار برکنار شود و آن‌ها از گرسنگی بمیرند. آقای چوخ بختیار خیلی رنج می‌برد. اما نه مثل گالیله و صادق هدایت.
وی در همسایگی من و شما و همه زندگی بی‌دردسری را می‌گذراند و خود را آدم خوشبختی می‌داند  وی رنج می‌برد که چرا فلان هم­کلاسش یک رتبه بالا‌تر از اوست، یا چرا باجناقش خانه­ی دو طبقه دارد و او یک طبقه. بزرگ‌ترین آرزویش داشتن یک ماشین سواری است از نوع فلوکس واگن، و انتقال به تهران، پایتخت.
برای این که به آرزویش برسد، به خود حق می‌دهد که مجیز مافوقش را بگوید و وقت زادن زنش به خانه‌اش برود و تحفه‌ای ببرد.
پیش از ازدواجش، ‌گاه گداری پیاله‌ای می‌ هم می‌زد. اما بعد‌ها زنش این را قدغن کرد. از اداره یک راست به خانه‌اش می‌آید. عصرها‌ گاه گاهی همراه زنش به سینما می‌رود. این دو دوستدار سرسخت فیلم‌های ایرانی هستند. می‌گویند فیلم ایرانی هر قدر هم که مزخرف باشد، آخر سر مال وطن­مان است. چرا پول‌مان را به جیب خارجی‌ها بریزیم؟
زن می‌کوشد مثل هنرپیشه‌های فیلم‌های وطنی خود را بیاراید و لباس بپوشد. توی خانه با کفش پاشنه بلند راه می‌رود و شورت طبی به کار می‌برد. بچه‌اش را فارسی یاد داده است فقط. مثل این که هر دو معتقدند که ترکی حرف زدن مال آدم­های بی‌ سواد و امل است.
گاهی از پزشک خانوادگی هم دم می‌زنند. و آن پزشکی است که سر کوچه­ی آن‌ها مطب دارد و در همسایگی آن‌ها خانه. همیشه­ ی خدا پیش او می‌روند که آقای دکتر سر بچه‌مان درد می‌کند، برایش آسپرین تجویز می‌کنید یا ساریدن؟
یک تختخواب دو نفره دارند. هیچ شبی جدا از هم نمی‌خوابند. با این که ده سال است که زن و شوهرند، فقط یک بچه دارند. دوا درمان می‌کنند که بچه‌شان نشود. پول­شان را در بانک ملی ذخیره می‌کنند. می‌خواهند ماشین شخصی بخرند.
آقای چوخ بختیار هم اکنون مشق رانندگی می‌کند. سرگرمی‌اش همین است. به ظاهر وقت کتاب خواندن پیدا نمی‌کند. به علاوه، می‌گوید توی کتاب‌ها افکار ضد و نقیضی بیان می‌شود که به درد نمی‌خورد و ناراحتی فکری تولید می‌کند.
اما‌ گاه بیگاه یکی از مجله‌های هفتگی را خریدن برای سرگرمی بد نیست. آموزنده هم هست. زنش از قسمت مد لباس و آشپزیش استفاده می‌کند و خودش هم جدولش را حل می‌کند. و بعضی گزارش­های مربوط به هنرپیشگان سینما را می‌خواند و برای این که سوادش زیاد شود گاهی کتاب‌های ادبی و اجتماعی می‌خواند؛ مثلا کتاب‌های جواد فاضل را که شنیده است همه ادبی و اجتماعی است. هر دوشان هم شنونده­ی پر و پا قرص داستان‌های رادیویی هستند. جمعه‌هاشان اغلب پای رادیو می‌گذرد. هفته‌ای دو بلیت بخت­آزمایی هم می‌خرند که برنده­ی جایزه­ی ممتاز شوند. مذهب را بدون چون و چرا قبول دارد، حاضر نیست حتی در جزیی‌ترین قسمت آن شک روا دارد. اما فقط روزهای نوزده تا بیست و یک رمضان روزه می‌گیرد و نماز می‌خواند. آقای چوخ بختیار را همه می‌شناسند و دیده‌اند. وی در همسایگی من و شما و همه زندگی بی‌دردسری را می‌گذراند و خود را آدم خوشبختی می‌داند.
* صمد بهرنگی؛ مجموعه­ ی مقاله‌ها، انتشارات شمس، چاپ اول ۱۳۴۸


مرتبط با: کتاب ,
بینوایان
ویكتور هوگو نویسنده سرشناس فرانسوی در كتاب بینوایان به تشریح بی‌عدالتی‌های اجتماعی و فقر و فلاكت مردم كشورش می‌‌پردازد، همان عوامل و محرك‌های اجتماعی كه منجر به انقلاب كبیر فرانسه شد. انحصار توزیع قدرت و ثروت در دست خانواده فاسد سلطنتی كه از مشكلات جامعه فرانسه كاملاً بی اطلاع بودند، سبب ایجاد معضلات اقتصادی و اجتماعی در جامعه فقیر فرانسه شد و انقلاب فرانسه ناشی از همین تحولات زیرساخت‌های اجتماعی جامعه فرانسه بود. ویكتور هوگو در خلال پردازش شخصیت‌های داستان و روانشناسی آنها، نحوه درگیری و دخالت آنان را در این نهضت اجتماعی و توده‌ای نشان می‌‌دهد. قهرمان داستان، مرد فقیری به نام ژان وال ژان است كه بر اثر یك ملاقات تصادفی با یك كشیش خیر، دچار تحول می‌شود و از فردی درمانده و منفعل و خلافكار، به انسانی نوع دوست تبدیل می‌شود.
پ ن: سال ها بود دوست داشتم این رمان را بخوانم اما در کتابخانه ها معمولا یک جلدش بود و یکیش نبود. ارمغان این مدرسه تازه وجود خاک خورده هر دو جلد در قفسه های بی استفاده و پرت افتاده است. هانری تروایا می نویسد: داستایفسکی چند روزی که به خاطر قرض زندانی بوده است بسیار احساس رضایت می کند که سرانجام وقتی پیدا کرده تا فارغ بال و دور از هیاهو بینوایان را بخواند...


مرتبط با: کتاب ,
نقب زدن به آمریکا/ آن تایلر

رمان «نقب زدن به آمریکا» نوشته آن تایلر با ترجمه گلی امامی منتشر شده است. این رمان به زندگی سام و زیبا، یك زن و شوهر ایرانی می‌پردازد كه در امریكا زندگی می‌كنند و قرار است کودکی را به فرزندی قبول کنند. داستان، بیشتر حول محور مادر سام می گذرد كه پس از ازدواج به امریكا آمده و در دنیایی متفاوت از فرهنگ خود زندگی كرده است. آن تایلر داستانش را حول محور زندگی زیبا و سام یزدانی و مادر سام –مریم- می‌سازد، در عین‌حال او به سبک زندگی مهاجران دیگری از آسیای شرق هم می‌پردازد و رمانی را می‌سازد که نیویورک تایمز آن را دری تازه به زندگی جامعه مهاجر در آمریکا نامیده است، این رمان سال 2006 به مدت سه هفته در فهرست پرفروش‌ترین‌های آمازون بود.
صرف نظر از اینکه نقب زدن به آمریکا در میان کتاب‌های آن تایلر کتابی ویژه محسوب می‌شود، خود آن تایلر نیز نویسنده‌ای خاص برای ما ایرانیان (در میان نویسندگان امریکایی) محسوب می‌شود. آن تایلر همسر تقی مدرسی نویسنده ایرانی است  که که با انتشار رمان «یکلیا و تنهایی او» در میانه دهه 30 نامش  در ایران سرزبان‌ها افتاد. «یکلیا و تنهایی» او نه تنها با تایید منتقدان همراه شد بلکه به عنوان بهترین اثر سال جایزه‌ای نیز بدان داده شد. تقی مدرسی چندی بعد برای تحصیل پزشکی به آمریکا رفت. با آن تایلر ازدواج کرد و در آمریکا ماندگار شد. تقی مدرسی که آثار دیگری نیز به فارسی و انگلیسی نوشته است، چند سال پیش در گذشت.

پ ن: رمان پر جذبه ای بود و با کنجکاوی و دقت آن را خواندم. زیبا بود.



مرتبط با: کتاب ,
کتاب

همه نیکی ات باید آغاز کرد

چو با نیکنامان بوی همنورد



مرتبط با: کتاب ,
درباره عامه پسند بوکفسکی

عامه پسند را بهترین رمان چارلز بوکفسکی نامیده اند. داستان کتاب در مورد یک کارآگاه پیر است که برخلاف انتظار چندان زیرک و باهوش نیست. کارآگاه بلان در طول کتاب چندین مشتری دارد و تلاش می کند پرونده های آن ها را حل کند. اما فقط شانس و اتفاقات عجیب و غریب او را در این مسیر کمک می کنند. کارآگاه بلان در طول کتاب فضایی بین مرگ و زندگی را تجربه می‌ کند در بیشتر مواقع به تنهائی نمی‌ تواند از مخمصه عبور کند و معمولاً یکی از مشتری هایش، فرشته مرگ ( زنی که خود را با این نام معرفی می کند)، به کمکش می‌آید.

«یکی از چیزهایی که آدم‌ ها را دیوانه می‌کند همین انتظار کشیدن است. مردم تمام عمرشان انتظار می‌ کشیدند. انتظار می‌ کشیدند که زندگی کنند، انتظار می‌ کشیدند که بمیرند. توی صف انتظار می‌ کشیدند تا کاغذ توالت بخرند. توی صف برای پول منتظر می‌ ماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صف‌ های درازتر می‌ رفتند. صبر می‌ کردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر می‌ کردی تا بیدار شوی. انتظار می‌ کشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن می‌شدی. منتظر باران می‌ شدی و بعد هم صبر می‌ کردی تا بند بیاید. منتظر غذا خوردن می‌ شدی و وقتی سیر می‌ شدی باز هم صبر می کردی تا نوبت دوباره خوردن برسد. توی مطب روان‌ پزشک با بقیهٔ روانی‌ ها انتظار می‌ کشیدی و نمی‌ دانستی آیا تو هم جزء آن‌ ها هستی یا نه.»

  •  رمان عامه‌ پسند/نویسنده: چارلز بوکفسکی/ترجمه: پیمان خاکسار/انتشارات: چشمه/تعداد صفحات: 198/قیمت: ۱۵۰۰۰ تومان



مرتبط با: کتاب ,
کتاب "با آخرین نفس هایم"

کتاب «با آخرین نفس‌هایم» نوشته لوئیس بونوئل با ترجمه علی امینی نجفی به تازگی از سوی نشر کتاب‌سرای نیک روانه بازار کتاب شده است. لوئیس بونوئل، کارگردان و فیلمساز مشهور اسپانیایی است. بونوئل را به جرات می‌توان از پایه‌گذاران و پدر فیلمسازی سورئالیسم دانست. از وی تاکنون مقالات زیادی در مطبوعات به چاپ رسیده است و برخی فیلنامه‌هایش به فارسی برگردانده شده است. شخصیت بونوئل محدود به قالب و شرایط خاصی نیست و سنت‌شکنی به تمام معنا است. کتاب «با آخرین نفس‌هایم» گواهی است از جسارت‌هایش در تمام طول عمر.

بونوئل توجه زیادی به اخلاق‌گرایی دارد و در روابطش میان انسان‌ها مهربانی و آشتی برایش اولویت دارد. مهربانی او را شاید بتوان از لحن وی دریافت، لحنی که در کتاب «با آخرین نفس‌هایم» همراه با شرم و نجابتی مثال زدنی است. او در متن‌هایش به دور از هر گونه خودستایی است، تا جایی که در مصاحبه با دوست خود ماکس میگوید : «از خودم که حرف می‌زنم، حالم بد می‌شود. این کار همیشه حالم را بد می‌کند . با این وجود اندیشه و تجربیات او و دانستن هر چه بیشتر پیرامون وی همیشه مورد توجه اهالی سینما و منتقدان بوده است. در کتاب پیش رو بونوئل زندگیش را به تفصیل شرح می‌دهد و ما را با ژرفای ذهن خود آگاه می‌سازد.

کتاب «با آخرین نفس‌هایم» نوشته لوئیس بونوئل با ترجمه علی امینی نجفی در ۴۶۴ صفحه و در قطع رقعی به بهای ۳۹ هزار تومان از سوی نشر کتاب‌سرای نیک منتشر شده است.

پ ن: این کتاب هدیه حامد معظمی و محمدحسین رضایی است که از خواندنش لذت بردم و آموختم.



مرتبط با: کتاب ,
ببر سفید آراویند آدیگا

رمان "ببر سفید" قصه مدرنی از رویه تاریک زندگی در هند روزگار معاصر است. آراویند آدیگا، نویسنده هندی برنده جایزه ادبی بوکر در سال 2008، در این رمان با بردن خواننده به عمق جامعه هند زیرلایه‌های این اجتماع میلیاردی را شکافته و حقیقتی را که در پوشش سنگین معجزه و تحول اقتصادی پنهان شده، به او نشان می‌دهد:
«قربان. وقتی بیایید اینجا، به شما می گویند ما هندی ها همه چیز را از اینترنت گرفته تا تخم مرغ اب پز و سفینه فضایی اختراع کرده ایم و بعد انگلیسی ها همه ی آنها را از ما دزدیده اند. مزخرف می گویند. مهم ترین چیزی که طی ده هزار سال تاریخ از این مملکت بیرون آمده، قفس مرغ و خروس است. بروید به دهلی کهنه پشت مسجد جامع و ببینید آنجا مرغ و خروس ها را توی بازار چطور نگه می دارند. صدها مرغ پریده رنگ و خروس رنگ و وارنگ را تنگ هم توی قفس های تور سیمی چپانده اند و مثل کرمهای داخل شکم توی هم می لولند، همدیگر را نوک می زنند و روی هم می رینند، و همدیگر را هل می دهند تا بلکه جایی برای نفس کشیدن باز شود؛ تمام قفس بوی گند وحشتناکی می دهد—بوی گند گوشت پردارِ وحشت زده. روی میز چوبی بالای این قفس، قصاب جوانی با نیش باز می نشیند و گوشت و دل و جگر مرغی را که تازه تکه تکه شده و هنوز اغشته به خون تیره رنگ است، با افتخار نشان می دهد. خروس های توی قفس بوی خون را از بالای سرشان احساس می کنند. دل و جگر برادرهایشان را می بینند که دور و برشان ریخته. می دانند بعد نوبت خودشان است. ولی شورش نمی کنند. سعی نمی کنند از قفس بیرون بیایند. توی این مملکت دقیقا همین بلا را سر آدم می آورند.» (ص 155)
ببر سفید/نویسنده: آراویند آدیگا/مژده دقیقی/ نشر نیلوفر /300ص
پ ن: فوق العاده بود با طنز جاندار و تأثیر گذار.


مرتبط با: کتاب ,
جنگ آخرالزمان یوسا

"جنگ آخر الزمان" ماریو وارگاس یوسا از زمانی آغاز می شود که شخصیت مرشد و همراهان در کانودوس که ملکی رها شده و متعلق به مهمترین مالک و سیاستمدار ایالت است ساکن شده اند و فرماندار، گروهانی از ارتش را به سوی آنها روانه کرده است...در 850 صفحه پس از آن یک روایت داستانی دقیق، حرفه ای و ناب از این واقعه تاریخی را خواهیم دید.

شاید یوسا در هنگام انتخاب این واقعه برای رمان، جامعه هدفش آمریکای جنوبی بوده است؛ اما خواندن این کتاب را برای هرجایی که جدال سنت و مدرنیسم حاضر است لازم است. چه بسا روزی از راه برسد که انسانها بتوانند حرف هم را بشنوند و پیش فرض های ذهنی شان مانع از عدم درک یکدیگر نباشد.

یوسا استاد روایت است و برای نوشتن این رمان تمام نوشته های مربوط به این واقعه را خوانده است. از تمام مناطقی که مرشد به آنجا سر زده، دیدن کرده و با مردم آنجا حرف زده است و در نهایت با آن دید وسیع، رمانی نوشته است که واقعن حیف است نخوانید.

پ ن: چه خوشحالم که پیش از مرگ این رمان تأثیر گذار را خواندم.

جنگ آخر زمان/ ماریو بارگاس یوسا / عبدا... کوثری / انتشارات آگاه / سال نشر :1377


مرتبط با: کتاب ,

تعداد کل صفحات: 7