» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را

كنكور؛ آزمونی همانند سایر آزمون ها
سه شنبه 28 خرداد 1398 ساعت 09:52 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
شاید تا به حال با داوطلبانی مواجه شده باشید که وقتی صحبت از کنکور به میان می‌آید ناگهان دچار استرس و اضطراب می‌شوند. بسیاری از این داوطلبان، کسانی هستند که مطالعه خوبی داشته و از آمادگی لازم برای کنکور نیز برخوردارند، اما خودشان هم علت این موضوع را نمی‌دانند. اضطراب امتحان، نوعی خود اشتغالی ذهنی است که خود کم انگاری و تردید در مورد توانایی­های فرد را با خود به همراه دارد و اغلب باعث ارزیابی منفی و عدم تمرکز حواس و واکنش­های جسمانی نامطلوب می‌شود، و این موضوع در نهایت باعث می‌شود تا شما نتیجه واقعی زحمات و معلومات خود را نگیرید.
    با اینکه سطحی از استرس برای انجام بعضی از کارها، از جمله امتحان دادن، طبیعی است، اما حتماً باید به این نکته توجه کنید که کنکور هم آزمونی مانند دیگر آزمون‌هاست و هیچ تفاوتی با بقیه آنها ندارد. بسیاری از داوطلبان سال‌های گذشته که کنکور را تجربه کرده‌اند این مطلب را تایید می‌کنند، و حتی برخی از آنان که دچار استرس بوده‌اند، اکنون با یادآوری این موضوع و علت استرس خود تعجب می‌کنند. اگر داوطلبی هستید که در زمان آمادگی برای کنکور دچار استرس بوده و احساس می‌کنید که ممکن است این استرس در جلسه آزمون نیز به سراغتان بیاید، باید از همین الان برای برطرف کردن این مشکل تلاش کنید و به مطالبی که در زیر اشاره می‌شود، هم در تست‌زنی سرعتی خود در منزل، هم در آزمون‌های آزمایشی و نیز در جلسه کنکور توجه داشته باشید.
      باز هم تکرار می‌کنیم که کنکور هم آزمونی همانند سایر آزمون‌های دیگر شماست و حتی ممکن است آسان‌تر از بعضی از آنها باشد؛ در ضمن، وجود اندکی اضطراب، میزان یادگیری و دقت شما برای پاسخگویی به سؤالات را بیشتر می‌کند. اضطراب هنگامی نگران کننده است که در عملکرد فرد تاثیر منفی داشته باشد؛ البته مرز بین اضطراب طبیعی و غیرطبیعی را باید شناسایی کرد و درصدد رفع آن برآمد. در زیر به مسایل مهمی که باعث می‌شود تا برخی از داوطلبان در جلسه کنکور دچار استرس شوند، می‌پردازیم:
مواجه شدن با چند سؤال دشوار
یکی از مهم‌ترین عوامل دستپاچگی داوطلبان در آزمون، وجود چند سؤال پی در پی مشکل در دفترچه است؛ در چنین مواقعی، دانش‌آموزانی که بیشتر مطالعه کرده‌اند بیشتر آسیب می‌بینند؛ زیرا عده‌ای از آنان فکر می‌کنند که آموخته‌ها و زحمات آنها کافی نبوده است و عده‌ای دیگر می‌خواهند به تمام یا اکثر سؤال‌ها پاسخ صحیح دهند. بد نیست بدانید برخی از کسانی که در بهترین و دشوارترین رشته‌های دانشگاهی قبول شده‌اند، در بعضی از درس‌ها نمره کمتر از 40 درصد به دست آورده‌اند؛ در چنین شرایطی، اگر دیدید که نمی‌توانید به چند سؤال متوالی پاسخ دهید، خود را نبازید، و مطمین باشید که این مساله کاملاً اتفاقی است و هرگز به معنای عدم تسلط و توانایی شما در پاسخ دادن به سایر سؤالات نیست. هر آزمون، مجموعه‌ای از سؤالات آسان تا سخت است و کسی موفق‌تر است که به سؤالات آسان و متوسط پاسخ گوید؛ از طرفی به اندازه‌ زمان و انرژی‌ای که صرف مطالعه‌ یک درس کرده‌اید، از خود توقع داشته باشید و تصور نکنید که باید تمام مطالب یک درس یا یک بخش را به یاد داشته باشید.
مطمین باشید که دیگران هم وضع شما را دارند. اعتماد به نفس خود را حفظ کنید و با خود بگویید وقتی که این سؤال‌ها برای من دشوار است، وای به حال دیگران! گفتن چنین سخنانی باعث می‌شود تا بر اعصاب خود مسلط شوید و درست مانند یک شطرنج باز ماهر یا یک فرمانده نظامی، در سخت‌ترین شرایط تصمیم بگیرید که چه کار کنید و بدانید که بهترین کار در هر لحظه کدام است؛ پس تست مشکل را که قادر به پاسخگویی آن نیستید رها کنید و بدون پریشانی و با قدرت، به پاسخگویی به بقیه سؤالات ادامه دهید.



ادامه مطلب
:: مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
جام جهانی فوتبال زنان 2019
دوشنبه 27 خرداد 1398 ساعت 12:31 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )



:: مرتبط با: عكس - كاریكاتور ,
انسان همینگوی
دوشنبه 20 خرداد 1398 ساعت 12:12 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

انسان برای پیروزی آفریده شده است. او را می توان نابود کرد ،اما نمی توان شکست داد.

                                                                      ارنست همینگوی




:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
از من و تو چه ماند؟
یکشنبه 19 خرداد 1398 ساعت 11:41 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
چایت را بنوش!
نگران فردا مباش،
از گندم زار من و تو مشتی کاه می ماند برای بادها......
(نیما یوشیج)



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
عروسکخانه: هنریک ایبسن
شنبه 18 خرداد 1398 ساعت 10:51 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
در نمایشنامه عروسکخانه، چندین مساله مختلف در دل داستان طرح ریزی شده است. مخاطبان این نمایشنامه معمولا با پرسش های این چنینی مواجه می شوند: آیا نورا حق داشت شوهر خود را ترک کند؟ آیا ازدواج آن ها ایده آل بود؟ آیا ازدواجی که ایده آل نباشد یک ازدواج واقعی نیست؟ آیا نورا باید شوهر خود را فریب می داد؟ آیا حق داشت به جعل سند بپردازد؟ آیا امکان ندارد کسی با توجیه خوب از قانون تخطی کند؟ آیا اقدامات نورا ایده آل بود؟ آیا ایبسن به ازدواج بدون اعتماد متقابل اعتقاد دارد؟


*سپاس از رضاوند که ترجمه نروژی این نمایش و مرغابی وحشی و روسمرس هلم ایبسن را از نمایشگاه برایم آورده بود. این آثار از زبان نروژی توسط میرمجید عمرانی و نشر شورآفرین ترجمه و چاپ شده است.



:: مرتبط با: روز نوشت ,
دیر یا زود: آلبا دسِس پِدس
پنجشنبه 16 خرداد 1398 ساعت 21:56 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

۱- ناگهان برای اولین بار، ارزش سختی زندگی، بین مردمی که مثل خانواده مان به ما بستگی ندارند و می بایستی روز به روز آن ها را برای خود نگاه داشته و بر آن ها پیروز شویم، درک کردم.

۲- در زندگی، آنچه که برای ما اتفاق می افتد فقط بستگی به شخصیت و اخلاق خودمان دارد.

۳- ما خودمان را گول می زنیم و تصور می کنیم کسانی را که دوست داریم با دیگران فرق دارند.

4- می دانم در این دنیا، دیر یا زود، باید بین خوشبختی و عقل یکی را انتخاب کرد.

5- باز قادر است بگوید: زن های خوشگل نباید فکر کنند. و من از این که زیبا بودم خجالت می کشیدم، ترجیح می دادم زشت تر باشم ولی حق تفکر به من داده شود.

6- دلم می خواهد زندگیم را مانند بسته ای در دست کس دیگری بگذارم و بگویم: بیا برای من دیگر بس است حالا تو فکرش را بکن.

7- روز به روز بیشتر می فهمم که انسان باید خودش را از دست احساسات بی دلیل و بیهوده خلاص کند.

8- درست همین موضوعات مادی است که به انسان معنی "وجود داشتن" را می فهماند.

9- درست وقتی آنچه را که هرکس برای زندگی کردن فراگیرد، آموخته بودم در نظر مادرم یک "بدبخت" و در نظر موریس یک "همسر بد" جلوه گر شده بودم.

10- نظم و ترتیب معرف اقتدار درونی هرکس است.

11- اشخاص ضعیف قادر نیستند طبیعت خود را تغییر دهند، تنها می توانند در مقابل اخلاق خویش از خود دفاع کنند.

12- ما بیشتر به خاطر کسانی میل داریم در زندگی و کار خود موفق بشویم، که در موفقیت ما شک دارند.

*خانم آلبا د سس پدس(1911-1997) نویسنده، شاعر و روزنامه‌‌نگار ایتالیایی‌ـ‌کوبایی قرن بیستم میلادی است كه او را به‌عنوان یکی از پیشگامان نهضت فمینیست در ایتالیا می‌شناسند.

آثار:
هیچ یک از آنها باز نمی‌گردد (1940)، ترجمه بهمن فرزانه، تهران، ققنوس، 1381
دفترچه ممنوع (1952)، ترجمه بهمن فرزانه، تهران، بدیهه، 1379
دیر یا زود (1956)
عذاب وجدان (1967)، ترجمه بهمن فرزانه، تهران، ققنوس، 1380
درخت تلخ، ترجمه بهمن فرزانه، تهران، ققنوس، 1382



:: مرتبط با: کتاب ,
جنجال "کارتخوان" در دفتر وزیر نفت؟
دوشنبه 13 خرداد 1398 ساعت 11:10 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
طبق شنیده‌ها در دفتر وزیر نفت برای نیروی‌های خدماتی حسابی باز شده است و مسئولان دفتر زنگنه از مراجعه‌کنندگان، افراد دارای قرارداد با وزارت نفت، مؤسسان شرک های نفتی و گازی و... درخواست واریز مبلغی به حساب نیروهای خدماتی جهت انجام کارشان را داشتند و در ادامه نیروهای خدماتی این مبالغ واریزی به حساب‌شان را تحویل مسئولان دفتر آقای زنگنه می‌دادند و حتی آنجا برای این کار دستگاه کارت‌خوان گذاشته بودند. نماینده مردم ایذه و باغملک در مجلس  ادامه داد: ظاهرا مسئولان دفتر زنگنه با این توجیه که گروه های واسطه‌ای برای انجام کار شما تشکیل می‌شود و وجه دریافتی نیز برای انجام کار توسط آن گروه‌هاست، از مراجعان درخواست کشیدن کارت می‌کردند. وی اضافه کرد: احتمالاً نیروهای خدماتی از اصل این جریان بی‌خبر بوده و یا مجبور و وادار به باز کردن حسابی برای واریز وجوه دریافتی از مراجعه‌کنندگان، افراد دارای قرارداد با وزارت نفت، مؤسسان شرکت‌های نفتی و گازی و... شده‌اند.

خادمی همچنین خبر داد: یکی از مسئولان دفتر وزیر نفت که گویا ارتباط خوبی نیز با آقای وزیر دارد و از دفتر وزیر به شرکتی در ترکیه رفت و آمد داشته، پس از شنیدن خبر حضور نیروهای امنیتی در دفتر وزیر و بازجویی از کارکنان سکته کرده و راهی بیمارستان شده است.




:: مرتبط با: خبر ,
پرنده من: فریبا وفی
شنبه 11 خرداد 1398 ساعت 08:57 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
پرندهٔ من نخستین رمان فریبا وفی بود و در سال ۱۳۸۱ منتشر شد که بسیار مورد استقبال منتقدین قرار گرفت. این کتاب برنده جایزه بهترین رمان سال ۱۳۸۱، جایزه سومین دوره جایزه هوشنگ گلشیری و جایزه دومین دوره جایزه ادبی یلدا شده است و از سوی بنیاد جایزه ادبی مهرگان و جایزه ادبی اصفهان مورد تقدیر واقع گشته است.
پرنده‌ی من داستان زنی با دو بچه کوچک است که بعد از مدت‌ها دربد‌‌ری صاحب خانه‌ای پنجاه متری می‌شود و از این بابت خوشحال است اما خوشحالی‌اش زیاد طول نمی‌کشد. شوهرش امیر می‌خواهد خانه را بفروشد و به کانادا مهاجرت کند. زن نمی‌خواهد جایی برود. تازه دارد با نگاه به گذشته و تجزیه تحلیل آن جایگاه خودش را در زندگی پیدا می‌کند. در واکاوی گذشته ما نکته‌های ظریف و تازه‌ای از زندگی یک زن ایرانی درمی‌یابیم و همراه با رنج‌ها و شادی‌های او با بغرنجی موقعیت کنونی‌ روبرو می‌شویم. همزمان با رفت و برگشت بین زمان حال و گذشته به محل زندگی‌اش نیز سر می‌کشیم و به مفهوم ماندن و رفتن فکر می‌کنیم. در این تامل و و درون‌نگری است که راوی متوجه می‌شود هر کس برای خودش پرنده‌ای دارد و از خودش سوال می‌کند آیا او هم پرنده‌ای دارد؟
  بخشی از کتاب:
این جا چین کمونیست است. من کشور چین را ندیده‌ام ولی فکر می‌کنم باید جایی مثل محلة ما باشد. نه در واقع محلة ما مثل چین است. پر از آدم. می‌گویند در خیابان‌های چین هیچ حیوانی دیده نمی‌شود. هر جا نگاه کنی فقط آدم می‌بینی. با این حساب محلة ما کمی بهتر از چین است. چون یک گربة هرزه داریم که روی هرة ایوان می‌نشیند و همسایه‌ طبقه سوم هم از قرار طوطی نگه می‌دارد. یک مغازة پرنده‌فروشی هم سر خیابان داریم.
 به این خانه که آمدیم تصمیم گرفتم این جا را دوست داشته باشم. بدون این تصمیم، ممکن بود دوست داشتن هیچ‌وقت به سراغم نیاید. سروصدا زیاد بود و روز اول انگار برای آشناتر شدن ما با محیط،‌ آقای هاشمی دختر چهارده‌ساله‌اش را زیر شلاق گرفت و فحش‌هایی که معجونی از چند زبان بود، مثل سنگریزه‌هایی توی حیاط خلوت ما ریخت.



:: مرتبط با: کتاب ,
ظلمت در نیمروز
یکشنبه 5 خرداد 1398 ساعت 10:54 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
آرتور کوستلر در ابتدای ظلمت در نیمروز نوشته شخصیت های این داستان خیالی اند و شرایط تاریخی که آنها را به عمل واداشته واقعی است. کتاب اتفاقات شوروی در سال ۱۹۳۸؛ یک سال قبل از شروع جنگ جهانی دوم را بازنمایی می کند. روباشوف شخصیت اصلی داستان یکی از رهبران انقلاب ۱۹۱۷ است که حالا گرفتار زندان و حکمی سنگین شده و جزئیاتی تکان دهنده و آشنا از زندان را برای خواننده شرح می دهد. اهمیت ظلمت در نیمروز در این است که نویسنده در آن از خلال تامل در یک واقعه تاریخی خاص، به تامل در وضعیت‌هایی دست می‌زند که انسان در تمام ادوار تاریخی و البته در هر دوره به نحوی وبرحسب شرایط همان دوران، با آنها مواجه می‌شود؛وضعیت‌هایی که می‌توان از آنها با عنوان وضعیت‌های تکرارپذیر یاد کرد و یکی از این وضعیت‌ها، تردید در همه آن اصل‌هایی است که زمانی خدشه‌ناپذیر قلمداد می‌شده است. روباشف مردد است، اما مساله این است که تردید لزوما مقدمه عصیان نیست.



:: مرتبط با: کتاب ,
زن و فردیت2
شنبه 4 خرداد 1398 ساعت 09:02 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
زن و فردیت1
چهارشنبه 1 خرداد 1398 ساعت 11:15 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

سلنا گومز:

«به زنان نگویید با بدن خود چکار کنند.»

آهنگی از گومز




:: مرتبط با: جملات کوتاه ,