تبلیغات
خارج از مدرسه - مطالب آذر 1397
 
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را

به دورها خواهم رفت
پنجشنبه 29 آذر 1397 ساعت 16:59 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

هرچه خواهی بگوی،
به دورها خواهم رفت.
زندگی گوارا و شاد خواهد بود
در شهری دوردست.
نخواهم کردن زاری،
نخواهم کردن اصلا زاری،
بر آن نیستم تا کنم زاری.
 (جلد اول برادران کارامازوف: داستایفسکی ترجمه ص حسینی – صفحه ۳۱۷)



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
نجات فرزنداز تفکر منفی
چهارشنبه 28 آذر 1397 ساعت 11:11 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
تفکر منفی به شدت غیردقیق، اغراق‌آمیز و توانفرساست. لحظه‌ای درنگ کنید و ببینید بار آخر که مرتکب اشتباه بزرگی شدید به خود چه گفتید؟ اگر نخستین فکر شما این بود: «اشکالی ندارد، می‌توانم این وضعیت را اصلاح کنم»، خود را شاگرد اول به شمار آورید. اما اگر نخستین واکنش شما بیشتر شبیه این بود: «چه کار احمقانه‌ای کردم، چقدر بی‌شعور هستم؛ چه فاجعه‌ای. همه چیز خیلی خراب شد»، بدانید که خیلی‌ها به شما شباهت دارند. این کم صبریها و سخت‌گیریها به بیشتر ما این امکان را می‌دهد که فشار را تا حدودی از خود دور کنیم و به روزمان ادامه دهیم. وقتی چنین حرفهایی را در سرمان می‌شنویم دست از کار نمی‌کشیم و نمی‌گوییم: «چقدر بی‌شعور هستم. دوباره بگو؟!» به افکار خود چنین اختیاری را نمی‌دهیم. افکار منفی گذرا و افکار منطقی پایدار هستند. اما برای کسانی که به تفکر منفی گرایش دارند نسبت برعکس است. واکنش منفی آنها فقط وقفه‌ای گذرا نیست. اولین لرزش منفی در آنها، بی‌آنکه اختیاری داشته باشند، واکنشی منطقی‌تر و گسترده‌تر را به دنبال ندارد، بلکه همان واکنش نخستین، واکنشی غیرارادی و کلام اول، آخر و نهایی می‌شود. اگر کسی ـ مثلاً یک بچه قلدرـ به سراغ آنها بیاید ممکن است فوری بگویند: «همان جا بایست رفیق!» اما نمی‌دانند که در مقابل افکار خود نیز همین حق انتخاب را دارند. هنگامی که این کودکان رشته افکار منفی یعنی تهمت‌های پیاپی به خویش و سرزنش خود را بارها و بارها می‌شنوند، تحت‌تأثیر این تبلیغات منفی آنها را باور می‌کنند.

*
نجات فرزند از تفکر منفی»، نوشته تامار چنسکی با ترجمه فرناز فرود در 3000 نسخه و به قیمت 12000 تومان از سوی «کتابهای دانه» (موسسه انتشارات صابرین) منتشر شده است.



:: مرتبط با: کتاب ,
کوری ژوزه ساراماگو
یکشنبه 25 آذر 1397 ساعت 10:23 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
undefined

رمان کوری نوشته ژوزه ساراماگو نویسنده پرتغالی است که در سال ۱۹۹۸ موفق به دریافت جایزه نوبل شد. رمانی در مورد کور شدن و کور ماندن است. در این کتاب خبری از نام شهر و نام شخصی وجود ندارد و شخصیت های اصلی این رمان را افراد زیر تشکیل می دهند. سرگشتگی انسان مدرن و تصویری سردرگم از این انسان که قدرت تجزیه و تحلیل و نقد خود را از دست داده است به بهترین شکل در کوری به تصویر کشیده شده است. به قول ساراماگو: “این کوری واقعی نیست و تمثیلی است و کور شدن عقل انسان‌هاست. ما عقل داریم و عاقلانه رفتار نمی‌کنیم.”


*ممنون از محمدحسین رضایی برای هدیه این کتاب که سال ها در برابر خواندنش مقاومت کرده بودم.




:: مرتبط با: کتاب ,
تلاقی آب و آتش: (خاکستر غرور)
سه شنبه 20 آذر 1397 ساعت 11:39 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

عشق آستانه ی تلاقی آب و آتش است
دود می کند
آتش خاموش و آب بخار؛
سردرگمی در خواب و بیداری
گویا آسوده تر از بیداری بدون فرار است.
بانگ پوچ ارزش
در سرسرای پر هیاهوی تمدن طنین انداز است.
فصل جنون و عاشقی ...
زردی پاییز و باران؛
 دو بال زندگی گرم هستند؛
روالی تکراری
سیاهی زندگی را بر ذهن عرضه می دارد.
همگی تلخ اند
 و زیبایی خالص در غرق شدن در واقعیات سیاه است.
لحظات شکاف می خورد؛
 و از میان جنگل انبوه افکار،
دشتی از شکوفه های سیاه میوه ی تجربه می روید.
خارهای دشت تنهایی 
حسی مرکب از  عطش و شعر و زندگی
با کولباری از غم و اشک و فسردگی

عام پسندی در امید واهی
توهمات زمانی را می پروراند
اشتهای سیری ناپذیر بشر برای مقبولیت
با تاریخ سیر می شود.
و اینگونه شد که نویسندگان عام پسند از نوشتار تهی شدند.



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
تکرار و تکرار و تکرار: حامد معظمی
دوشنبه 19 آذر 1397 ساعت 10:04 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
امشب هم گذشت 
چون شبهای دیگر 
و فردا در راه است؛
شاید همین، فردای دیگر است
که تکرار می شود
تکرار
تکرار
تکرار
این واژهء پر از سکوت 
رهایم نمی کند
چون تخته پاره ای به سطح اقیانوس آمده ام
اینجا هر رازی معنای دیگری دارد
گفتگوها از جنس دیگری است
داشته هایم را به تو قرض می دهم
نداشته ها را ز تو وام می گیرم
و بدان که در آخر هردو مساوی می شویم ـ در پاره ای از زمان ـ
تو به سوی چیزی می روی که به سمت من می آید
و من به آن چیزی فکر می کنم که تو را اندیشیده است
تو
 تو 
تو
تفکری از جنس آدم
آدمی با پیراهنی آهنین
آهنی جا مانده از تیرهای این خانه
خانه ای با قلب کاغذی
کاغذی با پوسته تبر 
تبری بر این درخت
درختی در فکر من
و فکری در قالب تهی
و ، هیچ
هیچ،
هیچ را به خود تلقین کن
چرا که هیچ بر تو نمایان است
و بر دفتر شعر من تکرار کن
سیاهی را 
که روشنی از آغاز سهم ما نبوده است...




:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
من گردش تصویرم
یکشنبه 18 آذر 1397 ساعت 13:11 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

هرگونه که گردونم سرگشته بگرداند
من گردش تصویرم، سرگیجه نمی گیرم
بگذار که تقدیرم همواره بگرداند.




:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
بیشتر خود را شاد کنیم
پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت 22:16 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

«انسان از آغاز وجود، خود را بسی کم شاد کرده‌است. برادران، «گناه نخستین» همین است و همین! هرچه بیشتر خود را شاد کنیم، آزردن دیگران و در اندیشهٔ آزار بودن را بیشتر از یاد می‌بریم.» ف. نیچه



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
جنگل نروژی / هاروکی موراکی
سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت 10:33 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
واتانابه داستان بهترین دوستش در دوران نوجوانی به نام کیزوکی و دوست او که دختری به نام نائوکو بود را نقل می‌کند، اینکه کیزوکی خودکشی می‌کند و رابطه وی با نائوکو رفته رفته عمیق‌تر می‌شود و آنها عاشق یکدیگر می‌گردند. لیکن بیماری خاص نائوکو و روحیه بسیار گوشه‌گیرش باعث می‌گردد تا مسیر داستان تغییر کند و واتانابه در ادامه با دختری به نام میدوری آشنا می‌شود و با گذشت زمان نسبت به او علاقه‌مند می‌گردد. در ادامه داستان جنگل نروژی ، احساس عذاب وجدان نسبت به نائوکو و یاد و خاطره کیزوکی باعث سردرگمی واتانابه می‌گردد و برای رهایی از این وضعیت وی از توکیو خارج می‌شود و با دختری دیگر به نام ریکو که هم‌اتاقی نائوکو بود کمک می‌گیرد و در نهایت درمی‌یابد که از میان افراد نامبرده عشق واقعی وی کدام است و سعی می‌کند تا با وی تماس گرفته و این موضوع را با وی در میان بگذارد. داستان کتاب در اینجا پایان می‌یابد.



:: مرتبط با: کتاب ,
اگر بتوانم یک بار دیگر زندگی کنم/بورخس
یکشنبه 11 آذر 1397 ساعت 10:24 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

اگر بتوانم یک‌بار دیگر زندگی کنم

می‌کوشم بیشتر اشتباه کنم

نمی‌کوشم بی‌نقص باشم


راحت‌تر خواهم بود

سرشارتر خواهم بود از آن‌چه حالا هستم

در واقع، چیزهای کوچک را جدی‌تر می‌گیرم

کمتر بهداشتی خواهم زیست

بیشتر ریسک‌ می‌کنم

بیشتر به سفر می‌روم

غروب‌های بیشتری را تماشا می‌کنم

از کوه‌های بیشتری صعود خواهم کرد

در رودخانه‌های بیشتری شنا خواهم کرد

جاهایی را خواهم دید که هرگز در آن‌ها نبوده‌ام
بیشتر بستنی خواهم خورد، کمتر لوبیا
مشکلات واقعی بیشتری خواهم داشت و دشواری‌های تخیلی کمتری
من از کسانی بودم
که در هر دقیقه‌ی عمرشان
زندگی محتاط و حاصلخیزی داشتند
بی‌شک لحظات خوشی بود اما
اگر می‌توانستم برگردم
می‌کوشیدم فقط لحظات خوش داشته باشم

اگر نمی‌دانی که زندگی را چه می‌سازد
این دم را از دست مده!

از کسانی بودم که هرگز به جایی نمی‌روند
بدون دماسنج
بدون بطری آب گرم
بدون چتر و چتر نجات

اگر بتوانم دوباره زندگی کنم- سبک سفر خواهم کرد
اگر بتوانم دوباره زندگی کنم - می‌کوشم پابرهنه کار کنم
از آغاز بهار تا پایان پاییز
بیشتر دوچرخه‌سواری می‌کنم
طلوع‌های بیشتری را خواهم دید و با بچه‌های بیشتری بازی خواهم کرد
اگر آنقدر عمر داشته باشم
-
اما حالا هشتادو پنج ساله‌ام
و می‌دانم رو به موتم
.
*این پست را قبلا هم نوشته بودم. خیلی دوستش دارم.



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
دوست و دشمن
چهارشنبه 7 آذر 1397 ساعت 10:16 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

کسی که نگاه و سلیقه اش با تو متفاوت است، دشمنت نیست، دوستت هم نیست!

انسان دیگری است با دیدگاهی دیگر و انتخاب های خودش؛
فقط همین ...



:: مرتبط با: روز نوشت ,
جلوی کودکانتان دعوا کنید، خوب است
چهارشنبه 7 آذر 1397 ساعت 09:11 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

همیشه به ما گفته‌اند جلوی فرزندان دعوا نکنید چراکه خوب نیست و تأثیر بد روی آن‌ها می‌گذارد. اما اکنون یافته‌های محققان دانشگاه ایالتی واشنگتن نشان می‌دهد که همه‌چیز باید برعکس باشد و دعوا کردن (با پایان خوش) جلوی کودکان خوب هم هست! به گفته این محققان پنهان کردن احساسات و اینکه فرزندان بفهمند والدین چیزی را از آن‌ها پنهان می‌کنند؛ باعث سردرگمی‌شان می‌شود.بنابراین بروز احساسات منفی نه‌تنها امری منفی تلقی نمی‌شود، بلکه سازنده بوده و رابطه فرزند با پدر و مادر را منطقی‌تر می‌کند.



:: مرتبط با: خبر ,
عشق آمد و خیمه زد به صحرای دلم
سه شنبه 6 آذر 1397 ساعت 11:58 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

عشق آمد و خیمه زد به صحرای دلم

زنجیر وفا فکنده در پای دلم
عشق اگر به فریاد دل ما نرسد
 ای وای دلم وای دلم وای دلم





:: مرتبط با: موسیقی ,
مایک جردن
دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت 10:31 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
سهم استانها از برترین‌های کنکور 97
دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت 09:08 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

از میان نفرات برتر کنکور سراسری سال ۹۷، هیچ داوطلب تهرانی در کنکور تجربی در میان ۱۰ نفر اول قرار ندارد اما با این وجود استان تهران دارای بیشترین تعداد نفرات برتر کنکور است. بررسی اسامی نفرات برتر سراسری سال ۹۷ نشان می دهد در گروه علوم تجربی هیچ یک از داوطلبان تهرانی در میان نفرات برتر قرار ندارند. با توجه به اینکه نفر اول گروه علوم تجربی، نفر اول گروه زبان های خارجی نیز است از میان ۳۲ نفر برگزیده گروه های آزمایشی پنجگانه ۱۲ داوطلب دختر و ۲۰ داوطلب پسر هستند. استان تهران با ۱۲ نفر دارای بیشترین تعداد نفرات برتر کنکور ۹۷ است. پس از آن آذربایجان شرقی، اصفهان و خراسان رضوی با ۳ نفر برتر در رده بعدی قرار دارند. استان های مازندران، هرمزگان، البرز با ۲ برتر در رده بعدی قرار دارند. استان های قم، گیلان، چهارمحال و بختیاری، آذربایجان غربی، خراسان جنوبی، سمنان و کردستان هر کدام یک نفر برتر در میان برترین های کنکور ۹۷ دارند. در گروه های علوم انسانی بیشترین تعداد نفرات برتر از میان تهرانی هستند. در گروه علوم ریاضی نیز ۴ نفر از میان تهرانی ها و ۶ نفر از سایر استان های کشور هستند.

گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی
ردیفنام و نام خانوادگیشهراستان
۱علیرضا شاطریبابلسرمازندران
۲سید محمد صادق کشاورزیتهرانتهران
۳بهار رادمهرقمقم
۴محمدرضا اسکندریتهرانتهران
۵روزبه امین تفرشیتهرانتهران
۶سجاد فقفور مغربیتهرانتهران
۷علی سالارحسینیبندرعباسهرمزگان
۸امیرحسین استقامتیزدیزد
۹احمد سلیمیبندرعباسهرمزگان
۱۰عرفان مظفری واتانیشهرکردچهارمحال و بختیاری
گروه آزمایشی علوم تجربی
۱امیررضا براتیقوچانخراسان رضوی
۲علی عبدالله زادهتربت حیدریهخراسان رضوی
۳عرفان آبادی فردتبریزآذربایجان شرقی
۴امیررضا صدریکتاکرجالبرز
۵سارا کمالی زنوزیتبریزآذربایجان شرقی
۶علی افخمی نیاارومیهآذربایجان غربی
۷امیرحسین زارعبیرجندخراسان جنوبی
۸سیدشایان شجاعیمشهدخراسان رضوی
۹آرمان زینالیتالشگیلان
۱۰پریا ولیزاده ایلخچیتبریزآذربایجان شرقی
گروه آزمایشی علوم انسانی
۱فاطمه ملکیتهرانتهران
۲طنین زاهدی کیااصفهاناصفهان
۳علی مرتضی قلیتهرانتهران
۴فرنوش فخارکاشاناصفهان
۵محمدامین زارعتهرانتهران
۶محسن سلیمانیتهرانتهران
۷غزال رضاییتهرانتهران
۸نیما جواهریکامیارانکردستان
۹حلیه فراستتهرانتهران
۱۰علیرضا فتحیساریمازندران
گروه آزمایشی هنر
۱فروغ رنجبراصفهاناصفهان
۲آذین دهقان منشادیتهرانتهران
۳نگار علی محمدیتهرانتهران
گروه آزمایشی زبان های خارجی
۱علی عبدالله زادهتربت حیدریهخراسان رضوی
۲پریسا علاوی طوسیسمنانسمنان
۳محمد کاظمیکرجالبرز

همچنین در گروه علوم ریاضی از میان ۱۰ نفر برتر ۹ پسر و یک دختر، در گروه علوم تجربی از میان ۱۰ نفر برتر ۸ پسر و ۲ دختر هستند و در گروه علوم انسانی شرایط مساوی ۵ پسر و ۵ دختر در میان ۱۰ نفر اول برقرار است. در گروه هنر برتری با دختران و در گروه زبان های خارجی از میان سه نفر اول دو نفر پسر و یک نفر دختر است.

منبع :



:: مرتبط با: خبر ,
داش‌آکل مُرد لوطی!
شنبه 3 آذر 1397 ساعت 08:31 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

میان داستان‌های کوتاه هدایت، «داش‌آکل» جایگاهی ویژه دارد. به لحاظ تکنیکی این یکی از خوش‌ساخت‌ترین داستان‌های هدایت است و لحن و زبان و حال و هوایش به فرهنگ ایرانی بسیار نزدیک است. داش‌آکل به قول کاتوزیان در کتاب «صادق هدایت از افسانه تا واقعیت»، داستان تقابل لوطی (داش‌آکل) و لات (کاکارستم) است. در میانه این تقابل، عشقی نیرومند هم از راه می‌رسد و داش‌‌آکل را ویران می‌کند. عشق به مرجان دختر حاجی‌صمد. حاجی هنگام مرگش، داش‌آکل را وصی خانواده‌اش کرده است. در داش‌آکل خبری از پیچیدگی فرمی بوف‌کور نیست و صادق هدایت داستانش را سرراست بیان می‌کند. تقابل میان خیر و شر به‌راه می‌اندازد و از همان سطر اول با ایجاز و سادگی استادانه‌ای خواننده را به بهترین شکل وارد جهان اثر می‌کند؛ «همه اهل شیراز می‌دانستند داش‌آکل و کاکارستم سایه همدیگر را با تیر می‌زنند.» بعد از این شروع درخشان، هدایت داستانش را بدون حاشیه‌روی و حشو و زواید و با فصاحت تمام روایت می‌کند و از مصائب لوطی جوانمردی می‌گوید که در روزگاری نامراد گرفتار آمده است و طبق سنت هدایت، در نهایت این تیر‌گی‌است که به روشنایی فائق می‌آید. فیلمی که براساسش ساخته شد: کیمیایی جوان در 29سالگی جسارت کرد و سراغ داستانی از صادق هدایت بزرگ رفت و آن را به سیاق خودش ساخت. در مقایسه داستان با فیلم می‌توان گفت بیشتر تغییراتی که کیمیایی ایجاد کرده به غنای اثرش انجامیده؛ از عوض کردن محل اولین ملاقات داش‌آکل و مرجان گرفته که به یکی از زیباترین سکانس‌های عاشقانه تاریخ سینمای ایران منجر شد تا اضافه کردن شخصیت اقدس که به عنوان کاراکتری مکمل که هم شخصیت‌پردازی خوبی دارد و هم به‌درستی در فیلم جا می‌افتد. مهم‌ترین تغییر کیمیایی در داستان، عوض کردن فرجام ماجراست. در داستان هدایت، داش‌آکل به استقبال مرگ می‌رود و آگاهانه خود را در معرض قمه کاکارستم قرار می‌دهد؛ رویکردی کاملا همسو با جهان هدایت.اما داش‌آکل کیمیایی اهل خودکشی نیست و قبل از از پای درآمدن، جان کاکارستم را هم می‌گیرد.این تفاوت بینش هدایت داستان‌نویس و کیمیایی کارگردان است و داش‌آکل فیلمی است به‌شدت کیمیایی‌وار که در آن از داستان معروف هدایت بهره گرفته شده.

*مد و مه




:: مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,