حسن محمدی (قروه)
  :: مدیر وب سایت : حسن محمدی
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را

شب زایش خورشید
سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت 08:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

ساقی به نور باده برافروز جام ما



:: مرتبط با: روز نوشت ,
کتابخانه حیرت انگیز در چین
دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت 07:01 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

 ساختار کروی درخشان و تماما سفید جدیدترین کتابخانه‌ی ساخته شده در تیانجین کشور چین جاذبه بصری فوق‌العاده زیادی دارد و از ماه پیش میلادی که برای نخستین بار گشایش یافت تاکنون، علاقه‌مندان بسیاری را به سمت خود جذب کرده است. این ساختمان سفید که به سبکی کاملا خلاقانه طراحی و ساخته شده است، ۳۳۷۰۰ متر مربع مساحت دارد و در شهر ساحلی تیانجین در شرق سرزمین اژدهای سرخ واقع شده است.  کتابخانه «بینهای تیانجین» یکی از ۵ جاذبه گردشگری اصلی در مرکز فرهنگی بینهای بشمار می‌رود که جدیدترین مرکز تفریحی این شهر است. این کتابخانه در روزهای سه شنبه تا یکشنبه از ساعت ۱۰ صبح تا ۹ شب یکسره باز است و روزانه حدود ۱۰ هزار نفر برای دیدن زیباترین کتابخانه چین در پشت درهای آن صف می کشند.




:: مرتبط با: خبر ,
زندگی یعنی همین پروازها
یکشنبه 26 آذر 1396 ساعت 10:08 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
درد را افکنده درمان دیده ام
                                                "مولانا"




:: مرتبط با: عكس - كاریكاتور ,
چای آتشی
شنبه 25 آذر 1396 ساعت 12:26 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

کوه نزدیک من است : پشت افراها، سنجدها.

و بیابان پیداست‌.
                                                        "سهراب"



:: مرتبط با: عكس - كاریكاتور ,
این هفته
پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت 10:58 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
1- از شنبه تا دوشنبه 15 و امروز 11 نفر برای مشاوره و برنامه ریزی مراجعه کردند. 2:30 که از مدرسه برمی گشتم تا 8 شب؛ و امروز از 9 صبح تا 8 شب یک نفس و بدون حتی ناهار. برای هر مراجع هم یک ساعت وقت گذاشتم؛ یعنی جمعاً 26 ساعت. لحظاتی سینا و محمدرضا رستمی هم عصر امروز بودند؛ سپاس از لطف شان. امیدوارم کمکی به مراجعان شده باشد.
2- سه شنبه هم با 9 نفر از بچه های با معرفت و شیطان رشته انسانی زدیم به کوه های اطراف روستا با چای آتشی و سیب زمینی آتشی و سگ سیاه و ترسناک رشید زارع. عکس هایش بدستم برسد آن را روی وبلاگ می گذارم.
پ ن: اگر این مشاوره نبود امسال در روستا خیلی بیشتر به من خوش می گذشت.



:: مرتبط با: روز نوشت ,
بازگشت زندگی
سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت 09:26 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

دختران سوریه ای در لباس بابانوئل



:: مرتبط با: عكس - كاریكاتور ,
بازدید پیروز جنگ با تروریسم
سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت 09:23 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و رئیس جمهور سوریه بشار اسد به همراه سربازان روسیه در حال بازدید از پایگاه هوایی حمیمیم در سوریه



:: مرتبط با: خبر ,
سخنرانی برنده نوبل
دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت 11:53 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
«ال اسپانول» نوشت: «کازوئو ایشی‌گورو» نویسنده انگلیسی ژاپنی‌تبار که به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۷ معرفی شد، امروز در مراسم اعطای مهم‌ترین جایزه ادبی دنیا شرکت می‌کند و جایزه ۹ میلیون کرونی (معادل ۸۲۵ هزار پوند) را از آن خود می‌کند.

او در متن سخنرانی خود که چند روز پیش به آکادمی تحویل داده به نقش کلیدی ادبیات در وضعیت کنونی جهان اشاره کرد و گفت: در شرایط تیره و تار امروز و آینده‌ نامعلومی که در پیش روست، ادبیات اهمیت زیادی دارد و وقتی ما وارد این موقعیت دشوار می‌شویم، مهم‌تر هم می‌شود. زیرا خوب نوشتن و خوب خواندن، موانع را از سر راه برمی‌دارد. او در خلال صحبت‌هایش، زمان حال را برهه‌ای توصیف کرد که در آن «ایدئولوژی‌های راست افراطی و ملی‌گرایی قبیله‌ای» در حال تکثیر هستند و پیشرفت‌های تکنولوژیکی آینده، در کنار فواید شگفت‌انگیزی که با خود می‌آورند، موجب «شایسته‌سالاری بَربَروار و بیکاری جمعی» خواهند شد.




:: مرتبط با: خبر ,
عشق، رنگ، زیبایی
یکشنبه 19 آذر 1396 ساعت 10:07 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

من با تو بسی شمار دارم
                                                        سعدی
* شمار: پرسش و حساب داشتن.




:: مرتبط با: عكس - كاریكاتور ,
پیروزی به سبک یانکی
جمعه 17 آذر 1396 ساعت 08:20 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

من آنم که رستم بود پهلوان!



:: مرتبط با: عكس - كاریكاتور ,
اجاق سرد آنجلا /فرانک مک کورت
پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت 06:56 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

فرانک مک کورت معلمی ساکن آمریکا اما اصالتا ایرلندی است که در این کتاب شرح کودکی و نوجوانی خود را در ایرلند نوشته است. کتاب فوق العاده است وقتی شروع کنید اصلا نمی تونید زمین بذاریدش همه چیز آرام و روان و در عین تلخی به صورتی بسیار شیرین پیش می ره . فوق العاده کتاب را دوست داشتم و شدیدا پیشنهاد می کنم بخونیدش. این کتاب با فروش بیش از ده میلیون نسخه، یکی از کتابهای پرخواننده قرن شناخته شده است.
پ ن : دیشب تا 5 صبح سرگرم خواندنش بودم. موافقم فوق العاده س.



:: مرتبط با: کتاب ,
شرکت پوتین در انتخابات 2018
چهارشنبه 15 آذر 1396 ساعت 07:46 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

ولادیمیر پوتین در سخنرانی خود در کارخانه خودرو سازیGAZ روسیه با حضور جانبازان جنگی و کارگران اعلام کرد که برای چهارمین بار در انتخابات جدید ریاست جمهوری سال 2018 شرکت خواهد کرد. در صورت انتخاب وی به عنوان رئیس جمهور وی برای 6 سال تا سال 2024 این پست را عهده دار خواهد بود. دوره ریاست جمهوری وی تاریخ 7 می 2018 به پایان خواهد رسید. رئیس جمهور پوتین در سال 2000 برای اولین بار به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. تا آخرین روزها هیچ خبری از شرکت او در انتخابات ریاست جمهوری دوره جدید منتشر نشده بود. وی در سخنرانی امروز در حضور کارمندان شرکت ماشین سازی روسی اعلام کرد "چه جایی بهتر از اینجا و چه دلیلی بهتر از این که در این جمع اعلام کنم در انتخابات ریاست جمهوری 2018 شرکت خواهم کرد."





:: مرتبط با: خبر ,
دختری از پرو
سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت 10:21 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
رمان «دختری از پرو» نوشته‌ی «ماریو بارگاس یوسا» را «خجسته کیهان» به فارسی برگردانده است. دختری از پرو یک عاشقانه تاریخی از ماریو بارگاس یوسا برنده‌ی جایزه نوبل ادبیات است که به لحاظ پرداخت داستان، شخصیت‌پردازی و نیز ترسیم دوران سیاسی پرافت و خیز اروپا و امریکای لاتین در نیمه دوم قرن 20 در اوج قله داستان‌نویسی قراردارد. در توضیح پشت جلد آمده است: «ریکاردو نخستین بار در ابتدای نوجوانی در دهه‌ی 1950 در یکی از بهترین محلات لیما با دختری آشنا می‌شود که او را شیلیایی کوچک می‌نامند، آشنایی‌ای که بر سراسر زندگی او سایه می‌افکند. در آن دوران شادی و بی خیالی، آن دو نیز مانند سایر نوجوانان آن زمان از شنیدن موسیقی لذت می‌بردند و جز غم عشق نگرانی دیگری نداشتند. اما آن روزها نمی‌شد پیش بینی کرد که همان دختر، چند سال بعد در کوبای فیدل کاسترو به یک چریک مبارز تبدیل می‌شود و سپس در پاریس در دوران شاد پس از جنگ، به همسری یک سیاستمدار فرانسوی در می‌آید. و ریکاردو از سالی به سال دیگر و از یک کشور به کشوری دیگر با اشتیاقی پایان‌ناپذیر دختر آتش‌پاره را جست‌وجو می‌کند.» کتاب حاضر را انتشارات «کتاب پارسه» منتشر کرده است.



:: مرتبط با: کتاب ,
عروسی در سوریه
سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت 09:48 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

جانبازان جنگی سوری و همسرانشان در مراسم عروسی در شهر لاذقیه



:: مرتبط با: عكس - كاریكاتور ,
دهقان فداکار
یکشنبه 12 آذر 1396 ساعت 06:47 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

«غروب یکی از روزهای سرد پاییز (سال ۴۰) خورشید در پشت کوه های پربرف یکی از روستاهای آذربایجان فرو رفته بود. کار روزانه ی دهقان‌ها پایان یافته بود. ریزعلی هم دست از کار کشیده بود و به ده خود باز می گشت. در آن شب سرد و تاریک، نور لرزان فانوس کوچکی راه او را روشن می کرد. دهی که ریزعلی در آن زندگی می کرد نزدیک راه آهن بود. ریزعلی هر شب از کنار راه آهن می گذشت تا به خانه اش برسد. آن شب، ناگهان صدای غرش ترسناکی از کوه برخاست. سنگ های بسیاری از کوه فرو ریخت و راه آهن را مسدود کرد. ریزعلی می دانست که، تا چند دقیقه دیگر، قطار مسافربری به آن جا خواهد رسید. با خود اندیشید که اگر قطار با توده های سنگ برخورد کند واژگون خواهد شد. از این اندیشه سخت مضطرب شد. نمی دانست در آن بیابان دور افتاده چگونه راننده ی قطار را از خطر آگاه کند. در همین حال، صدای سوت قطار از پشت کوه شنیده شد که نزدیک شدن آن را خبر داد.

ریزعلی روزهایی را که به تماشای قطار می رفت به یاد آورد. صورت خندان مسافران را به یاد آورد که از درون قطار برای او دست تکان می دادند. از اندیشه ی حادثه ی خطرناکی که در پیش بود قلبش سخت به تپش افتاد. در جست و جوی چاره ای بود تا بتواند جان مسافران را نجات بدهد. ناگهان، چاره ای به خاطرش رسید. با وجود سوز و سرمای شدید، به سرعت لباسهای خود را از تن درآورد و بر چوبدست خود بست. نفت فانوس را بر لباسها ریخت و آن را آتش زد. ریزعلی در حالی که مشعل را بالا نگاه داشته بود، به طرف قطار شروع به دویدن کرد. راننده قطار از دیدن آتش دانست که خطری در پیش است. ترمز را کشید. قطار پس از تکانهای شدید، از حرکت باز ایستاد. راننده و مسافران سراسیمه از قطار بیرون ریختند. از دیدن ریزش کوه و مشعل ریزعلی، که با بدن برهنه در آنجا ایستاده بود، دانستند که فداکاری این مرد آنها را از چه خطر بزرگی نجات داده است.»




:: مرتبط با: کتاب ,