حسن محمدی (قروه)
  :: مدیر وب سایت : حسن محمدی
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را

هفته آخر دی
جمعه 29 دی 1396 ساعت 10:38 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
1- هفته گذشته تا ظهر مدرسه و بعد تا شب مشاوره. سخت بود. برای من سخت وقتیست که نتوانم بخوانم. دو کتاب تازه صندوق عقب ماشینم است و دو جلد هم توی خانه کنار دستم. مثل گرسنه ای که نتواند از خوراک دور و برش بخورد. برای من سخت است این حالت. نه تنها سخت بلکه گاهی هم می ترسم که این کتاب ها را نخواده باشم یکهو بمیرم.
2- در عوض این هفته کلی بچه ها را دیدم، حامد و سینا و محمدرضا. خیلی ها را هم ندیدم. فیلم ارائه مقاله سینا را در علوم پزشکی مشهد دیدم کیفور شدم.
3- شنیدم مدرسه استعدادها با توجه به کارنامه آزمون های آزمایشی دانش آموزان چهارم می خواهد عده ای اختیاری به مدرسه بیاند و عده ای اجباری. کار احمقانه ای است که دو سال گذشته خیلی ها را به فنا داد. چرا از تجربه خوب سال گذشته استفاده نشده، نمی دانم. دانش آموزی که با تراز 5500 به بالا می خواهد پرستاری بخواند چه تقصیری دارد که 6500 نیاید و او باید بیاید. مگر برای پرستاری باید کم خواند، یا یکی که 5900 است و دارد روش و ساعات مطالعه اش را در نیمسال دوم تغییر می دهد و می خواهد به درستی از تجربیات نیمسال اول بهره مند شود را نباید لحاظ کرد؟ با این کار خودباوریش زخمی خواهد شد و دلسرد می شود. گفتم که روش احمقانه ای است.
4- در این سه ماههء مشاوره تحصیلی، متوجه شدم چه اندازه بچه ها به حمایت و راهنمایی نیاز دارند و آموزش و پرورش و مدارس چه دستشان تهی است و چوب لای چرخ بچه ها می گذارند.
5- پس فردا ثبت نام آزمون سراسری آغاز خواهد شد. امیدوارم همه بچه های تلاشگر مزدشان را در کنکور 97 بگیرند.
6- دانش آموز پایه یازدهم انگار که امسال کنکور دارد باید بسیار جدی و با ساعات مطالعه بالا در آزمون های آزمایشی، ترجیحاً، قلم چی شرکت کند تا سال آینده بتواند با جدیت و تجربه به این روند جهت دار ادامه دهد و به موفقیت برسد. چیزی که
حداقل70 درصد بچه های یازده  استعدادها از آن غافلند، متأسفانه.



:: مرتبط با: روز نوشت ,
خانهء کودکی
جمعه 29 دی 1396 ساعت 12:41 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

به نظرم خانهء کودکی و نوجوانی، ریشهء ابدی عمیق ترین زخم ها، رنج ها و شادی های بشری است.

پ ن: برای دانش آموزی که دیشب یک ساعت از این زخم و رنج گریه کرد و دلم را ریش کرد.





:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
گزینشی در کار نیست
دوشنبه 25 دی 1396 ساعت 10:19 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

دیگر بر نمی تابی

سرنوشت محتومت را؟
دوستش بدار!
گزینشی در کار نیست!
                                                              نیچه



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
چه کسی دوست شماست؟
پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت 11:50 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

چگونه می توانید بگویید چه کسی دوست شما است؟

                                                دوست ٬ تنها در درون قلب است.




:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
اگر یک بار دیگر زندگی کنم: خورخه بورخس
سه شنبه 19 دی 1396 ساعت 11:17 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

اگر بتوانم یک‌بار دیگر زندگی کنم

می‌کوشم بیشتر اشتباه کنم
نمی‌کوشم بی‌نقص باشم .
راحت‌تر خواهم بود
سرشارتر خواهم بود از آن‌چه حالا هستم
در واقع، چیزهای کوچک را جدی‌تر می‌گیرم
کمتر بهداشتی خواهم زیست
بیشتر ریسک‌ می‌کنم
بیشتر به سفر می‌روم
غروب‌های بیشتری را تماشا می‌کنم
از کوه‌های بیشتری صعود خواهم کرد
در رودخانه‌های بیشتری شنا خواهم کرد
جاهایی را خواهم دید که هرگز در آن‌ها نبوده‌ام
بیشتر بستنی خواهم خورد، کمتر لوبیا
مشکلات واقعی بیشتری خواهم داشت و دشواری‌های تخیلی کمتری
من از کسانی بودم
که در هر دقیقه‌ی عمرشان
زندگی محتاط و حاصل‌خیزی داشتند
بی‌شک لحظات خوشی بود اما
اگر می‌توانستم برگردم
می‌کوشیدم فقط لحظات خوش داشته باشم
اگر نمی‌دانی که زندگی را چه می‌سازد
این دم را از دست مده !
از کسانی بودم که هرگز به جایی نمی‌روند
بدون دماسنج
بدون بطری آب گرم
بدون چتر و چتر نجات
اگر بتوانم دوباره زندگی کنم- سبک سفر خواهم کرد
اگر بتوانم دوباره زندگی کنم - می‌کوشم پابرهنه کار کنم
از آغاز بهار تا پایان پاییز
بیشتر دوچرخه‌سواری می‌کنم
طلوع‌های بیشتری را خواهم دید و با بچه‌های بیشتری بازی خواهم کرد
اگر آن‌قدر عمر داشته باشم
- اما حالا هشتادو پنج ساله‌ام
و می‌دانم رو به موتم .
                                                                            خورخه لویس بورخس(شاعر و نویسنده آرژانتینی)
                                             ترجمه محسن عمادی



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
«مرگ در آند» شاهکاری دیگر از یوسا
سه شنبه 19 دی 1396 ساعت 05:46 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
* ماریو بارگاس یوسا در رمان تاریک و در عین حال امیدبخش«مرگ در آند»، ترس های کهنه و نو را در هم آمیخته و مستقیم ترین بررسی و کنکاش خود از مشکلات سیاسی پیچیده ی کشورش پرو را به مخاطبین پرشمار و بین المللی اش ارائه می کند.
*در مکانی دوردست واقع در کوه های آند، دو مأمور امنیتی به نام های لیتوما و کارنیو به تحقیق درباره ی ناپدید شدن سه مرد می پردازند که دوتای آن ها، کارگران پروژه ی ساخت جاده بوده اند؛ پروژه ای که به خاطر بی ثباتی فزاینده ی سیاسی در منطقه، احتمالا هیچ وقت به پایان نخواهد رسید. چریک های تحت فرمان سندرو لومینوسو به چندین شهر و محله ی مجاور یورش برده اند؛ نیروهایی خشن که در بخش ابتدایی کتاب، دو گردشگر ناشی فرانسوی را که در حال عبور از این منطقه ی خطرناک هستند، با پرتاب سنگ به کام مرگ می کشانند. فعالیت های سندرو لومینوسو و اقرار کارنیو به جنایات نیروی امنیتی ،اتمسفری آکنده از تهدید و خطر ایجاد کرده است که در بخشی دیگر با عدم توانایی این مأمورین امنیتی در تعامل و برقراری ارتباط با شبه نظامیانی کج خلق و متخاصم، به خوبی به تصویر کشیده شده است. این مردم کوه نشین با لیتوما طوری رفتار می کنند که انگار از مریخ آمده است. درواقع، کشور سرمایه دار و ساحلی پرو می تواند برای سرخ پوست های فقیر کوه سیرا، مریخ به نظر برسد؛ مردمی که چاپلوسی های دو مأمور محلی اسرارآمیز را بیشتر از شعار های مارکسیستی نیروهای چریک پذیرا هستند. بارگاس یوسا در رمان مرگ در آند، ماهیت همیشگی و غیرقابل شناسایی خشونت در آمریکای لاتین را به شکلی بسیار غیرمستقیم  و هنرمندانه به مخاطب عرضه می کند. داستان سرایی استوار این نویسنده و ساختار پیچیده و جذاب کتاب[آمیزش گذشته و حال در روایت شخصیت های متفاوت] حسی از رضایت عمیق و واقعی در خواننده ی این اثر ایجاد می کند
.
*محمدعلی فائزی
پ ن: شاهکار است. یوسا به معنای واقعی کلمه هنرمند کم نظیری است.
(تحلیل رمان)



:: مرتبط با: کتاب ,
تبارشناسی اخلاق: فردریش نیچه
یکشنبه 17 دی 1396 ساعت 05:08 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
* تبارشناسی اخلاق از سه مقاله تشکیل می شود، که نیچه، در آنک انسان می گوید، بیانگر «سه بررسی مقدماتی تعیین کننده ی یک روانشناس برای ارزیابی دوباره همه ارزش ها» است. او می خواهد ما را متقاعد کند که هیچ اخلاق واحد و جهانشمولی که برای همه نوع انسان ها اعتبار داشته باشد، وجود ندارد. هدف تبارشناسی اخلاق این است که، با عریان کردن خواست قدرتی که در پس طرح ارزش های اخلاقی نهفته است، و با ردیابی خاستگاه و تبار ارزش ها، زیر پای ادعاهای جهان گرایانه و انسان باورانه ها ی ارزش های اخلاقی را خالی کند.
* پژوهش نخست به ردیابی زایش مسیحیت از دل «روحیه بیزاری» می پردازد.
* پژوهش دوم نوعی «روانشناسی وجدان» به دست می دهد، که در آن منظور از «وجدان» نه ندای خدا در انسان بل غریزه ی بیرحمی است که پس از سرکوب شدن درونی شده است.
* پژوهش سوم و آخر به معنی آرمان های زاهدانه می پردازد، و به ویژه این نکته را بررسی می کند که چگونه آرمان «کشیش» قدرت بزرگ خود را بر بشریت به دست می آورد.




:: مرتبط با: کتاب ,
یک تجربه
شنبه 16 دی 1396 ساعت 05:13 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

«گاهی در روابط به ظاهر سالم بین فردی، از روی بنده خویی، آن قدر فردی را بزرگ می گیرم و خودمان را حقیر که بعد برای جبران حقارتی که به خود روا داشته ایم فرد بزرگ شده را به لجن می کشیم.»



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
هشدار روسیه به آمریکا
پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت 10:29 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

 سرگی ریابکوف معاون وزیر امور خارجه روسیه در بیانیه ای اعلام نمود که ایالات متحده آمریکا عمدا قصد دارد تا از ناآرامی های موجود در ایران برای تضعیف برنامه جامع مشترک هسته ای با ایران (برجام) استفاده کند. این مقام روسیه در ادامه افزود: "وضعیت فعلی موجود باعث شده است که واشنگتن وسوسه طرح مسائل جدیدی را مطرح نماید، آمریکا تلاش عمدی برای تضعیف و تعهد جامعه بین المللی به برجام را در نظر دارد. این موضوع عدم صداقت همکاران آمریکایی ما را نشان می دهد". ریابکوف هشدار داد واشنگتن از دخالت در امور داخلی ایران پرهیز کند.

وی گفت: "فرآیندها و مسائل داخلی در ایران، مانند هر کشور دیگری، هیچ ارتباطی با وظایف قانونی شورای امنیت سازمان ملل ندارند. این موضوع غم انگیز است که همکاران آمریکایی ما باید دوباره اصول دیپلماسی را به یاد بیاورند. "

پ ن: بالاخره از روسیه هم واکنشی دیده شد...




:: مرتبط با: خبر ,
زیر ستاره پاییزی: کِنوت هامسون
پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت 10:11 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
کنوت هامسون نروژی، برنده نوبل ادبیات 1920، این اثر را در سال ۱۹۰۶ به چاپ رساند. تا آن زمان چند اثر درخشان آفریده بود و خود درآستانه ی دورانی قرار گرفته بود که زندگی شخصی اش می‌خواست رنگی دیگر به خود بگیرد و ازدواجی سعادت بار به کوچ نشینی‌ها  به عبارت دیگر پرسه زدن‌های همراه با ترنم  مرد ولگرد پایان دهد. نکتۀ مهم در کتاب “زیر ستاره پاییزی” این است که قهرمان اثر با نام واقعی نویسنده اثر که کنوت پدرسن است روی می‌نماید. او که گذشته اش در سایه ای از ابهام قرار دارد و گویی مه آن را در خود پنهان کرده، بنا بر قراین در دیار شخصیتی کم و بیش سرشناس است ولی دلزدگی از محیط شهری به طبیعت روستایی می‌کشاندش و او که لباس مبدل کارگران به تن کرده است بسته به تصادف به هر ملک و مزرعه روی می آورد و چند صباحی در آن به کار می‌پردازد. و در همین محیط‌ها کسانی از قشرهای متفاوت را به مثابه الگوهایی که برایش جالب هستند برمی‌گزیند.

پ ن1: از خوانش این رمان کوتاه فوق العاده لذت بردم. حیف ادامه اش«ترنم مرد ولگرد» از چاپ بیرون نیامده است.شاهکار هامسون را رمان « گرسنگی» می دانند که آن را نخوانده ام. چون از ترجمه و گرافیک کتاب خوشم نیامده بود.
پ  ن2: جالب است سیارکی را به افتخار او «هامسون5838» نام گذاری کرده اند. هر چند از هواخواهان هیتلر و گوبلز محسوب می شد!
پ ن3: رمان «گرسنه» را گیر آورده ام. بعد از «مرگ در آند» یوسا می خوانمش. بعد هم «هرتزوگ» سال بلو.



:: مرتبط با: کتاب ,
«وقتی از دموکراسی حرف می زنیم از چه حرف می زنیم؟»
دوشنبه 11 دی 1396 ساعت 07:07 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
** سال هاست از آدم های دور و بر یا در نوشته هایی که خوانده ام مدام این مفهوم را شنیده و خوانده ام که «دموکراسی» یعنی حکومت مردم بر مردم یا مردم سالاری؛ و مثلاً از دو واژه یونانی دمو یعنی مردم و کراسیا یعنی قدرت و حکومت و غیره. در این اشاره کوتاه قصدم پرداختن به مخدوش شدن یک مفهوم بدون ابهام معاصر است تا جانبداری یا ضدیت با این مفهوم.
ـ دموکراسی به عنوان شیوهء حکومتی یک مفهوم معاصر است و با یونان پیش از میلاد و غیره آن چنان ارتباطی ندارد. در نتیجه حکومت مردم(ابهام) بر مردم(ابهام دیگر) یا برگزاری انتخابات به صرف انتخابات، بیشتر مخدوش کردن مفهوم یک روش حکومتی می باشد تا تعریف آن.
ـ دموکراسی بنابر تعریف معاصر: « حاکمیت قوانین انسان محور است بر جامعه». قوانینی که مفاد آن مادی و قابل لمس و بدون هیچ گونه ابهامی باشد: امنیت، بهداشت، آموزش، رفاه، هنر و آزادی بیان و حق انتخاب آزاد افراد.
ـ دو اصل دموکراسی: یکی قوانینش هیچ گونه تناقض و تضادی با اعلامیه جهانی حقوق بشر نداشته باشد و دیگر این که دین از سیاست جدا باشد.
ـ در دموکراسی اساس اصالت دادن به فردیت انسان هاست تا اعتقادات اکثریت یا اقلیت. (باید توجه شود که نظر و دیدگاه افراد با اعتقادات شان متمایز و متفاوت است که همیشه به اشتباه در ترادف قرار می گیرد.)
ـ
«جدایی دین از سیاست» یا لائیسیته نیز با مفهوم مخدوش جدایی دین از دولت در ترادف قرار گرفته است. در دموکراسی نهاد دین می بایست از سیاست و سیاست گزاری جدا باشد اما تحت حاکمیت قوانین و نظارت دولت باشد و پاسخگو.
ـ و دیگر این که در دموکراسی «سیاست» عرصهء واقعیات است نه ابهام و نفرت و عشق و احساسات و غیره.

* عنوان برگرفته از داستان کوتاهی از ریموند کارور به نام «وقتی از عشق حرف می زنیم، از چه حرف می زنیم؟»





:: مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
جشن های سال نو
دوشنبه 11 دی 1396 ساعت 06:24 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

جشن های سال نو در اقلیم کردستان و پاریس



:: مرتبط با: عكس - كاریكاتور ,
سال نو و آغاز سال ۲۰۱۸ مبارک!
دوشنبه 11 دی 1396 ساعت 03:23 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

دوستان عزیز!

تا آغاز سال ۲۰۱۸ چند ثانیه مانده است. زمان آن رسیده که به همدیگر با کلمات باارزش تبریک بگوییم، اشتباهات و دلخوری ها را ببخشیم ، همدیگر را در آغوش بگیریم و عشق را ابراز کنیم، مراقبت و توجه را به هم هدیه کنیم. امیدوارم سال نو در زندگی هر فرد ، هر خانواده تغییراتی رو به بهبود اتفاق بیافتد ، همه سالم و سلامت باشند تا کودکانی سالم به دنیا بیاید و ما هم شاد شویم. 

خوشبخت باشید! سال نو و آغاز سال ۲۰۱۸ مبارک!

ولادیمیر پوتین




:: مرتبط با: خبر ,
انتهای راه من آه نیست: م.الف .جانا
دوشنبه 4 دی 1396 ساعت 08:43 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

آرزوهایت همه بر باد نیست/ نردبان اوج تو کوتاه نیست
گرچه مقصد دور باشد گو/ من عقابم مأمنم بر کاه نیست
بر تلاش و کوشش خود فخری نما/ انتهای راه تو بی راه نیست
لحظه هایت را به سستی مگذران/ رو خطر کن جای تو در چاه نیست
مشکلاتت ار تو را ترسانده اند/ گو دلیرم سیرتم روباه نیست
گر به همت آستین بالا زدی/ آرزوهایت دگر بر ماه نیست
بر بزرگان بنگر و یک دم ببین/ سربلندی هایشان ناگاه نیست
روی پای خود چنین«جانا» بگو/ انتهای راه من یک آه نیست!

پ ن: این شعر را امروز از دانش آموز خوش ذوق چهارم تجربی استعدادها گرفتم. از شنیدنش لذت بردم.



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
یاد فروغ
شنبه 2 دی 1396 ساعت 09:18 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
و با تمام افق های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید.

و رفت تا لب هیچ
و پشت حوصله نورها دراز كشید
و هیچ فكر نكرد
كه ما میان پریشانی تلفظ درها
برای خوردن یك سیب
چقدر تنها ماندیم.



:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,