حسن محمدی (قروه)
  :: مدیر وب سایت : حسن محمدی
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را

پشت به خدمت دو تا
پنجشنبه 1 شهریور 1397 ساعت 07:18 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زور بازو نان خوردی. باری توانگر گفت درویش را: که چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی. گفت: تو چرا کار نکنی تا از مذلّت خدمت رهایی یابی که خردمندان گفته‌اند نان خود خوردن و نشستن به که کمر شمشیر زرّین به خدمت بستن.

به دست آهن تفته کردن خمیر           به از دست بر سینه پیش امیر

عمر گرانمایه در این صرف شد       تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا

ای شکم خیره به نانی بساز       تا نکنی پشت به خدمت دو تا

پ ن: از نادر شعر و حکایت های فارسی دبستان و در کل مدرسه که در یادم است، به ویژه بیت آخر که بسیار دوستش دارم.




:: مرتبط با: روز نوشت ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
هووورا جمعه 2 شهریور 1397 10:14 ب.ظ
آقای ف دمت گرم. جانا سخن از زبان ما گفتی
حسن محمدی پاسخ داد:
کتابخوان جمعه 2 شهریور 1397 09:52 ب.ظ
عالیه دوسش دارم منم.
ف پنجشنبه 1 شهریور 1397 08:48 ب.ظ
سلام آقای محمدی: نوستالوژی جوانی من و خیلی ها.بابت همه زحماتت ازت سپاس گزارم. اگر به جایی رسیدم در این برهوت همه اش از سر دلسوزی و درایت شما خواهد بود. تا ابد دوستتت دارم و در خاطرم خواهی ماند.
حسن محمدی پاسخ داد:
قربان لطف و رفیقی ات. برایت تا ابد خوشحالم
زندگـــــی را بـســـــاز پنجشنبه 1 شهریور 1397 08:32 ب.ظ
حرف نداره
حسن محمدی پاسخ داد:
خواننده گذری پنجشنبه 1 شهریور 1397 08:32 ب.ظ
به جان خودم منم خیلی دوستش داشتم...
حسن محمدی پاسخ داد:
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.