حسن محمدی (قروه)
  :: مدیر وب سایت : حسن محمدی
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را

یک پرونده کهنه: رضا جولایی
جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 05:49 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
یک پرونده کهنه رمانی است از رضا جولایی که در نشر آموت منتشر شده است. جولایی در این رمان نیز مانند رمان «سوء قصد به ذات همایونی» که چندی پیش نشر چشمه آن را تجدیدچاپ کرد، یک ترور سیاسی را دستمایه رمان خود قرار داده. منتها این‌بار نه ترور یک شاه مستبد قاجار که ترور محمد مسعود، روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و مدیر روزنامه مرد امروز، موضوع داستان جولایی است. زمینه وقایع رمان تهران سال ١٣٢٦ است. یعنی همان سالی که محمد مسعود در آن به قتل رسید. رمان با جلسه مخفیانه چندنفر از اعضای حزب توده آغاز می‌شود. جلسه‌ای که در آن توطئه ترور محمد مسعود چیده می‌شود. رمان به‌صورت سوم‌شخص محدود به ذهن شخصیت‌های داستان روایت می‌شود و راوی در هر فصل یکی از شخصیت‌ها را دنبال می‌کند و به گذشته و اکنون و ذهنیات این شخصیت‌ها نقب می‌زند. این رمان از ٢٨ فصل تشکیل شده. آن‌چه در ادامه می‌آید قسمتی است از رمان با عنوان «خیابانهای تاریک شبی برفی/ یحیا مستوفی». شخصیتی که در این فصل موضوع روایت راوی است کارآگاه یحیا، همان کارآگاه درست‌کار داستان، است:
«یقه‌ پالتویش را بالا کشید. صدای نشستن برف روی زمین و شاخه‌های درختان را می‌شنید. آسمان شبانگاه رنگ غریبی داشت. خاکستری چرک و خونین. حالا برف تندتر شده بود. باد تکه‌های یخ‌زده برف را به چشمها و صورتش می‌زد. دستمالی از جیبش درآورد و بینی و لبهایش را پاک کرد. باز هم از خود پرسید چه باید کرد؟ بهتر نبود آن پیشنهاد را رد می‌کرد. نتوانسته بود خود را راضی کند. خبر داشت که چگونه این پرونده به بیراهه رفته و برای خود دلایلی داشت که این پرونده در دست یک مشت مامور تریاکی و رشوه‌بگیر به جایی نخواهد رسید و آنهایی هم که احساس وظیفه و مسئولیت می‌کردند ناچار به استعفا شده بودند. نمونه‌های فراوانی از این پرونده‌ها را در طی سالیان خدمت دیده بود که بنابر دستور یا توصیه دربار یا فلان وزیر و وکیل چه شکل غریبی به خود گرفته بود. تازه قبول مسئولیت آن هم حالا، در این دوران بازنشستگی، سنگین بود برایش، می‌دانست با چه موانعی روبرو خواهد شد».
پ ن: موضوع جالبی را برگزیده، اما پرداختش همراه با پختگی و ظرافت "سوء قصد به ذات همایونی" نیست؛ پر از فحش و حدیث نفس های نخ نما. خوب هم صحافی نکرده ناشر. با این حال به خواندنش می ارزد.



:: مرتبط با: کتاب ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
م.خالدیان یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 10:38 ق.ظ
ممنون
بی نام شنبه 8 اردیبهشت 1397 06:54 ب.ظ
مرسی از مطالب خوبتون
حسن محمدی پاسخ داد:
مسعود شنبه 8 اردیبهشت 1397 10:03 ق.ظ
باید این کتاب را تهیه و مطالعه نماییم.
kkk شنبه 8 اردیبهشت 1397 08:49 ق.ظ
کتابخوان جمعه 7 اردیبهشت 1397 07:03 ب.ظ
خواندمش. به نسبت جالبه.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.