چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
تنهایی پر هیاهو، بهومیل هرابال

تنهایی پر هیاهو قصه عشق بازی با کتاب است . قصه مردی که سالهاست به خمیر کردن کتاب در یک زیرزمین مشغول است . دنیای هانتا پر از کتاب است، پر از ولع خوانش کتاب‌، جمع آوری کتاب‌های قوی ادبی و فلسفی، اگر چه دنیای‌اش تکراری است اما این عشق به او شادی می‌بخشد، به زندگی‌ا‌ش روح می‌دهد و سرشاری عمیقی از خواندن کتاب‌ها. پرس کردن کتاب‌ها هم دنیایی دارد، او بهترین صفحات کتاب را برای پرس باز می‌کند. تنها راه نفس عمیق در آن زیرزمین نمور و پر از موش برای او کتاب است و بس. وقتی از پرس کتاب حرف می‌زند انگار آن‌ها آدم‌هایی هستند که دستگاه، جسم و روح‌شان را می‌بلعد و استخوان های‌شان را می‌شکند.
تنهایی پر هیاهو آنقدر مسلط و آشنا نگارش شده است که در عین پیچیدگی و بیان واقعیت ها یی که به سادگی از چشم پوشیده می شوند در دل خواننده جایگاه خوبی را پیدا می کند و اصولا ادبیات بلوک شرق اروپا و کشورهای کمونیستی سابق به راحتی با مخاطب ایرانی ارتباط برقرار می کنند و شاید علت آن دغدغه های نزدیک فکری این جوامع با هم باشد .


مرتبط با: کتاب ,
سه کتاب، سه نویسنده


همین امشب برگردیم: پیمان اسماعیلی از موفق‌ترین و پُرمخاطب‌ترین داستان‌نویسان یک دهه‌ی اخیر ایران است. اسماعیلی تاکنون برای آثار داستانی‌اش از جمله کتابِ برف و سمفونی ابری جوایز مهمی مانند جایزه‌ی منتقدان و نویسندگان مطبوعات، جایزه‌ی بنیاد هوشنگ گلشیری، جایزه‌ی روزی‌روزگاری و... را از آن خود کرده است. همین امشب بر‌گردیم چهارمین کتاب اوست و سومین مجموعه ‌داستانش. کتابی که پنج داستان کوتاه از نویسنده‌ای ا‌ست که به‌زعم برخی منتقدان از درخشان‌ترین کوتاه‌نویسان ادبیات معاصر ایران محسوب می‌شود. داستان‌ها هر چند فضاهای متفاوتی دارند باز در تمام‌شان دغدغه‌ی مشهورِ نویسنده آشکار است: هراس... هراسی که در شکل‌های گوناگون قرار است خواننده‌ی خود را غافلگیر و او را با لحظاتی روبه‌رو کند که پیش‌بینی‌نشدنی ا‌ست. اصولًا این گریز از منطق روزمره‌ی روابط است که داستان‌های اسماعیلی را صاحب فرصت‌های تجربی تازه و بدیع می‌کند. در کتابِ همین امشب بر‌گردیم خواننده با ماجراهایی در مکان‌هایی خاص روبه‌رو می‌شود که امنیت ذهنش را مختل خواهد کرد. اسماعیلی مدام نشان می‌دهد که آن بیرون چیزی یا کسی یا شاید جمعی به کمین نشسته‌اند و منتظر فرصت‌اند تا کار را تمام کنند...
من ژانت نیستم: مادر رضا آدم سخت‌گیری بود یک بار به خاطر اینکه رضا مسواک نزده مدرسه آمده بود، شال و کلاه کرد آمد مدرسه و وسط کلاس دندان‌های رضا را مسواک کرد. هیچ چی نگفت، حتی از خانم اجازه نگرفت تو بیاید. با لیوان نارنجی گل‌داری که روی شیشه‌ی ویترین روشویی بود آمد توی کلاس، روی مسواک قد بند انگشت خمیردندان مالید و کرد توی دهن رضا. محمد طلوعی نویسنده‌ی رمان تحسین‌شده قربانی باد موافق (برنده جایزه‌ی اول و تکنیکی‌ترین رمان جایزه‌ی ادبی فردا و رمان تقدیری جایزه‌ی ادبی واو) با نگاهی جزیی‌نگر، شخصی و گاه مالیخولیایی یادگارها و رویاهایی از گذشته و حال را با نثری هنرمندانه روایت می‌کند.
ما دایناسور بودیم: نخستین مجموعه‌داستان شهلا زرلکی، منتقد و داور ادبی ست. این مجموعه با ۱۲ داستان کوتاه، اغلب به روابط فردی و توصیف احوالات درونی  انسان‌ها می‌پردازد. یک بعدازظهر معمولی، ما دایناسور بودیم، بهار خواب، جاودانگی، خداوند معبد نپال، آن‌ها تمام تعطیلات با هم بودند، نانا، صابون گلنار، الدورادو، پاپا نیکلا، مثل صدای باد و یک داستان یک‌ساعته داستان‌های این مجموعه هستند.


مرتبط با: کتاب ,
یک شعر از رابرت فراست و جملات کوتاه

رابرت فراست
(به انگلیسی: Robert Frost) متولد ۱۸۷۴ و متوفی ۱۹۶۳، شاعر آمریکایی قرن بیستم میلادی.

«راهِ  ناپیموده»

در جنگلی زردْفام دو راه از هم جدا می‌شدند

و افسوس که نمی‌توانستم هر دو را بپویم؛

                                         چرا که فقط یک رهگذر بودم

ایستادم؛

و تا آن‌جا که می توانستم به یکی خیره شدم،

تا جایی که در میان بوته ها گم شد...

 پس بی‌طرفانه آن دیگری را برگزیدم.

شاید به خاطر این‌که پوشیده از علف بود

                             و می‌خواست پنهان بماند

اگر چه هر دو یکسان لگد کوب شده بودند.

 و هر دو در آن صبحگاه همسان به نظر می رسیدند؛

                                           پوشیده از برگ ،

                                                      بی ردپایی بر آن‌ها

آه ... من راه نخستین را برای روز دیگر گذاشتم

با آن‌که می‌دانستم که هر راهی به راهی دیگر می‌رسد

شک داشتم که دیگر باز نتوانم به آن بازگردم 

سال‌های سال بعد روزی

با حسرت به خود خواهم گفت:

در جنگلی دو راه از هم جدا می‌شد و من

آری - من راهی- را در پیش گرفتم که رهگذر کمتری داشت

و تمامی تفاوت در همین بود.

تحلیل شعر...


بانک جایی است که در آب و هوای آفتابی به تو چتری قرض می دهند، و وقتی شروع به باریدن می گیرد از تو می خواهند که آن را پس دهی.
من می توانم هر چیزی را که راجع به زندگی یاد گرفته ام در یک کلمه خلاصه کنم: می گذرد.
بیست سال طول می کشد تا مادری از پسر خود یک مرد بسازد، و زنی دیگر در عرض بیست دقیقه از آن مرد یک احمق می سازد.
تعلیم و تربیت یعنی توانایی گوش دادن تقریبا به همه چیز بدون از دست دادن صبر و اعتماد به نفس.



مرتبط با: جملات کوتاه ,
برگزیدگان دومین جشنواره ابن سینا

با خرسندی اولین خبر خوش سال 96 این که دو گروه از دانش آموزان دبیرستان استعدادهای درخشان در دومین دوره جشنواره ملی دانش آموزی ابن سینا (بخش سمینارهای علمی) مقاله های شان پذیرفته شده است؛ و روزهای 17 و 18 فروردین می بایست در پردیس شمالی دانشگاه تهران آن را ارائه نمایند. گروه یک: امید میری و یزدان حسینی - گروه دو: محسن محمدی و متین ملکی دانش آموزان پایه دهم تجربی. ضمن تبریک آرزوی موفقیت برای هر دو گروه دارم.
جوایز جشنواره:
1- اعطای 10 دیپلم افتخار از فدراسیون جهانی مخترعین به برگزیدگان جشنواره 2- اعطای گواهینامه رسمی و معتبر از سوی موسسه عالی مدیریت دانش و IDCORP  مالزی به تمامی شرکت کنندگان3- انتشار مقالات برگزیده در مجلات معتبر علمی در رشته های مختلف4- کاندیدا شدن برگزیدگان جشنواره برای حضور در مسابقات آسیایی و بین المللی
سایت جشنواره...


مرتبط با: خبر ,
شادباش نوروزی
فرا رسیدن جشن باستانی نوروز را به همه مخاطبین وبلاگ، به ویژه دانش آموزان و فارغ التحصیلان دبیرستان استعدادهای درخشان، شادباش می گویم. با آرزوی بهترین ها برای همه و موفقیت برای داوطلبان آزمون سراسری، امیدوارم سال 96، سال کامیابی ها و خبرهای خوش باشد.



مرتبط با: روز نوشت ,
فیلم کاغذ بی‌ خط/ روایتی از یک خانه

کاغذ بی خط یکی از فیلم های مهم تاریخ سینمای ایران محسوب می شود که پانزده سال از ساخت آن می گذرد، مهم ترین دلیل اهمیت کاغذ بی خط بی شک ناصر تقوایی است، کارگردان گزیده کار و وسواسی که حاضر نیست در هر شرایطی فیلم بسازد چرا که تقوایی  چه در ادبیات و چه در سینما صاحب فکر و نبوغ است، اساسا هنر تقوایی در ادبیات و سینما فرمی جدید پدید می آورد، فرمی متفکرانه که اغلب آن را با جریان روشنفکری اشتباه می گیرند اما تقوایی با بهره گیری از ادبیات ما را به سینمایی وصل می کند که در نهایت سادگی حرف های پیچیده یی می زند .
ادامه...


مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
یلدا عباسی / موسیقی کردی خراسان

«قصدم این است به موسیقی کردی در خراسان جانی دوباره ببخشم»

در شمال شرقی ایران در استان خراسان شمار زیادی از کردها ساکن هستند که طبق آمارهای غیررسمی تعدادشان حدود دو میلیون نفر است. هدف اصلی‌ من از فعالیت هنری جان بخشیدن دوباره به موسیقی‌ کردی خراسان است.

موسیقی‌ را از سن دوازده سالگی شروع کرده و نزد اساتید بزرگی‌ ان را ادامه داده و ضمن آموزش دوتار کلام و اواز کردی را نیز از مادرم آموخته ام. کردهای خراسان صدها سال است از اصل خود دور افتاده‌اند ولی‌ هنوز زبان و موسیقی شان را حفظ کردند. قصد دارم تمام ترانه‌ها و فلوکلورهای کردی خراسان را با شکلی‌ نو و مدرن اجرا, بازسازی و احیا نمایم, کار اولم با نام کووات به زبان کردی کورمانجی بوده و همچنان قصد دارم کارهای جدیدم را نیز بروی ملودی و فلوکلورهای کورمانجی ادامه دهم. مشوق من برای حفظ و احیای موسیقی‌ اصیل گذشتگانمان مادرم بود. با حمایت و تشویق‌های ایشان من فعالیت هنری‌ام را ادامه دادم.

موسیقی‌ کردی در خراسان سینه به سینه نقل شده تا امروز به امانت در دستان بوده و ماست و ما هم باید این امانت را به نسلهای بعدی منتقل نمائیم، در سالهای اخیر موسیقی‌ در بین کردهای خراسان با استقبال خوبی مواجه بوده است، تحصیلات عالى در زمینه موسیقی‌ را امری مهم و حیاتی در جهت پیشرفت و شکل گرفتن موسیقی‌ می‌دانم.  با وجود اینکه رشتهٔ تحصیلی ام فناوری و اطلاعات بوده ولی‌ هدف اصلی ام تحقیق و تحصیل در زمینه موسیقی‌ است و چندین سال است که بروی اواز و موسیقی‌ تمرکز نموده ام. من و سایر هنرمندان خراسان در کارهایمان از سرودهای شاعران همان منطقه سود میبریم، به نظر من بهترین و زیباترین آوازها، کلام و فولکلورهای منطقه هستند، در سالهای اخیر شاعران نامداری چون حسن روشان، علیرضا سپاهی، اسماعیل حسین پور اشعار زیبایی را سروده اند که من و سایر هنرمندان از سرودهای این بزرگان استفاده کردیم.

تا کنون برنده چندین جایزه هنری بوده ام و از اینکه تعداد زیادی از خانمهای کرد در خراسان در زمینه موسیقی‌ مشغول به فعالیت هستند اظهار خوشحالى نموده و امیدوارم بانوان کرد در موسیقی‌ خراسان نقش موثرتری را ایفا نمایند. همچنین در سال ۲۰۰۸ در فیلم مستند طرقه ایفای نقش نمودم  و این مستند برنده چندین جایزه داخلی‌ و بین‌المللی شده است. به همراه گروه کووات تا کنون در هیچ کنسرتی شرکت نداشته ام، ولی‌ امیدوارم اگر از طرف کردستان عراق از گروه به صورت رسمی دعوت به عمل آید، آمادهٔ اجرای کنسرت در كردستان می‌باشیم. در مورد کارها و فعالیتهایم در آینده، به جز تحقیق و تلاش بر روی ملودیها و فلوکلورهای کردی قصد دارم بروی موسیقی‌ فارسی هم فعالیت داشته باشم، و همچنان قصد دارم به اجرای کنسرت در ایران و خارج از کشور نیز بپردازم.

از فیسبوک یلدا عباسی



مرتبط با: مشاهیر کردستان ,
نوروز و مطالعه این کتاب ها


پیش تر این کتاب ها را جداگانه معرفی کرده بودم. باز به مناسبت نوروز یکجا پیشنهاد می شود تا علاقمندان مطالعه بتوانند کتاب مورد علاقه شان را گزینش کرده و با لذت بخوانند.
1- زندگی عزیز، آلیس مونرو، مژده دقیقی، نشر ماهی(داستان کوتاه)
2- رؤیای آمریکایی، هوارد زین، شفیعی سروستانی، نشر هلال(تاریخ)
3- یکی مثل همه، فیلپ راث، پیمان خاکسار، نشر چشمه(رمان)
4- گفتگو در کاتدرال، ماریو بارگاس یوسا، عبداله کوثری، نشر لوح فکر(رمان)
5- اتوبوسی به نام هوس، تنسی ویلیامز، بخت مینو، نشر مینو(نمایشنامه)
6- سیاسنبو، محمدرضا صفدری، نشر قصه(داستان کوتاه)
7- آدم آدم است، برتولت برشت، شریف لنکرانی، نشر خوارزمی(نمایشنامه)
8- دشمنان، آیزاک باشویتس سینگر، احمد پوری، نشر باغ نو(رمان)
9- سوء قصد به ذات همایونی، رضا جولایی، نشر چشمه(رمان)
10- خانه ام ابریست، تقی پور نامداریان، نشر مروارید( تحلیل شعر نیما)
11- باغ آلبالو، آنتون چخوف، ناهید کاشی چی، نشر توس(نمایشنامه)
12- جنایت و مکافات، فیودور داستایفسکی، مهری آهی، نشر خوارزمی(رمان)
13- پدران و پسران، ایوان تورگنیف، مهری آهی، نشر ناهید(رمان)
14- حقارت،فیلیپ راث، سهیل سمی، نشرنیماژ(رمان)
15-همین امشب برگردیم، پیمان اسماعیلی، نشر چشمه(مجموعه داستان)


مرتبط با: کتاب ,
ارمان ارمان / محسن میرزاده

اوره آسمین ارمان ارمان دگورمژن دگورمژن

کریه برخان خاده جان دبارژن
همدل هوال عزیز جان ته ناویژم
چاو شور پرن ارمان ارمان سره ساوو
اورزه لنگه هوال جان ورین راوه؟
بکن برا عزیز جان درد بلاوه
ترجمه به فارسی:
ابرهای آسمان می غرند (دل پری دارند)
گله بره ها زار می زنند (بارژ: بع بع حاصل از دلتنگی برای دیدن مادر توسط بره را گویند)
ای یار و همدم من، من تو را ترک نمی کنم
حسودان زیادند مواظب خودت باش
اسپند سر راه خودت دود کن
بخند و شادی کن تا غمها و دردهایت دور بشوند

آهنگ کرمانجی ارمان ارمان محسن میرزاده سریال هشت و نیم دقیقه





مرتبط با: مشاهیر کردستان ,
سرزمین مین

محصول دانمارک و آلمان- نویسنده و کارگردان: مارتین زندولیت. خلاصه‌ی فیلم: جنگ جهانی دوم پایان یافته و تعداد زیادی اسیر آلمانی در حال بازگشت از دانمارک به کشور خود هستند. با توجه به مین‌گذاری وسیعی که در سواحل دانمارک از سوی آلمانی‌ها انجام شده است، تصمیم گرفته می‌شود که از اسرای آلمانی برای خنثی کردن این مین‌ها استفاده شود. یک گروهبان خشن دانمارکی به نام کارل راسموسن (رولاند مولر) که از آلمانی‌ها متنفر است مسئول آموزش و به کار گرفتن تعدادی از این اسرا که همگی نوجوانند می‌شود. در ابتدا رفتار وی با این نوجوانان بیرحمانه است، اما به تدریج و با آشنایی بیش‌تر گروهبان راسموسن با این اسرا، رابطه‌ای عاطفی بین وی و آنان برقرار می‌شود... .




مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
سرخی تو از من

با گوش جان بیا تا بشنوی این آوای همبستگی کهن را. با چشم دل اگر بنگری، رقص آتش را می بینی، نه رقص شعله، که رقص اجدادت را، پدربزرگ ها و مادربزرگ هایی که قرن ها پیش، با قوای جوانی در سر و محبت در مشت، فارغ از قومیت ها و نژادها به دور آتش می چرخیدند  و می رقصیدند و چهره خود را در مردمک چشمان هم می دیدند. سیاه و سفید و زرد و جو گندمی به دور سرخی آتشین، چه ترکیب روح نوازی!! کسی چه می داند این چهارشنبه سوری عزیز از کدام دیار مهمان ما شده؟ چه مدت است که هرسال، غروب آخرین سه شنبه به صندلی چوبی اش تکیه می زند و گذر سالیان و تغییر آدمیان و آیین ها را نظاره می کند؟ شاید زمانی که سیاوش شاهنامه، دل به آتش می زده و مصداق " سیاوش سپه را بدانسان  بتاخت،  تو  گفتى که اسبش  بر  آتش  بساخت " شده تا شرافتش را به پدر اثبات می کرده، از خورجین اسبش برون افتاده و در این دیار جا خوش کرده باشد، یا یادگاری از دم معجزه آسای زرتشت، از همان زمان که مردمان با جشن سور، تاریکی را به مبارزه می طلبیدند و دالانی می زدند به تمامی نیکی ها در آنچه می پندارند و می گویند و انجام می دهند و آتش، این تنها عنصر پاک که آلودگی به آن راهی ندارد، وسیله ای میشد برای زدودن تمام ناپاکی ها، اما مردمان بیابان مرمرین خدا، اعراب سیه چهره سفید دست نیز، دوری می کردند از نحسی و چهارشنبه ها بهانه ای بود برای امید بستن به خوش یمنی و برکت.
همگردی


مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
سر پیاله بپوشان

صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
هوا مسیح نفس گشت و خاک، نافه‌گشای
درخت سبـــز شــــد و مرغ در خـــــــــروش آمد
تنــــــور لاله چنان بــــــرفــــــروخت باد بهـــــــار
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
کــه این سخن، سحر از هاتفم به گوش آمد
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه‌پوش آمد


مرتبط با: جملات کوتاه ,
10 واقعیت درباره زیگموند فروید

زیگموند فروید یکی از معروف‌ترین افراد در تاریخ روان‌شناسی است. با وجود که بسیاری از ایده‌ها و نظریه‌های او مورد قبول اکثریت روان‌شناسان امروزی نیست، امّا نقش عمده او در توسعه روان‌شناسی انکارناپذیر است. در زیر، ده واقعیت جالب و روشنگر درباره زندگی او آورده شده است:
  1- زیگموند فروید بزرگ‌ترین فرزند در بین هشت فرزند خانواده بود
 فروید در 6 مِی 1856 به دنیا آمد. پدرش ژوزف 41 ساله بود و به تجارت پارچه پشمی می‌پرداخت. او در آن زمان دو فرزند از ازدواج قبلیش داشت. مادر فروید، آمالیا نام داشت و بیست سال کوچک‌تر از شوهرش بود. ورشکستگی تجاری پدر فروید باعث شد که خانواده آن‌ها از فرایبورگ به وین نقل مکان کنند.
 فروید هفت خواهر و برادر تنی داشت. او غالباً خود را به عنوان عزیز دردانه مادرش توصیف کرده است. خود فروید گفته که «من دریافته‌ام که کسانی که می‌دانند مادرشان آن‌ها را به خواهر و برادرهایشان ترجیح می‌دهد، آدم‌هایی می‌شوند با اتکاء به نفس فوق‌العاده و خوش‌بینی راسخ و تزلزل ناپذیر که همین خصوصیات غالباً باعث موفقیت آن‌ها می‌گردد.»
  2- زیگموند فروید بنیان‌گذار روانکاوی بود
 معمولاً این گونه نیست که ایجاد یک مکتب فکری را بتوان به تنها یک فرد نسبت داد. امّا در مورد فروید، نظریه‌های او به عنوان پایه‌های یک مکتب روان‌شناسی قرار گرفته است که به سرعت در خلال سال‌های اولیه دانش ذهن و رفتار، به عنوان نیروی غالب درآمد. انتشار کتاب «تعبیر خواب» او در سال 1899، مقدمات اولیه برای ایده‌ها و نظریه‌هایی را بنا نهاد که باعث شکل‌گیری روانکاوی شد. در سال 1902، فروید در خانه‌اش در وین، میزبان یک سری جلسات بحث هفتگی بود. این جلسات غیررسمی نهایتاً تبدیل به انجمن روانکاوی وین گردید.

 3- فروید در ابتدا طرفدار مصرف کوکائین بود
 پیش از آن که تأثیرات آسیب‌رسان و مضر کوکائین شناخته شود، این ماده مخدّر به عنوان مسکّن و سرخوشی‌آور مورد مصرف قرار می‌گرفت. حتی در محصولاتی نظیر نوشابه‌های گازدار و قرص‌های گلودرد به کار می‌رفت. فروید به تأثیرات بالقوه ضدافسردگی کوکائین علاقه‌مند شد و خود در ابتدا به منظورهای مختلف طرفدار مصرف آن بود. پس از شناخته شدن تأثیرات مضر و جنبه‌های اعتیادی کوکائین، شهرت پزشکی فروید تا حدودی خدشه‌دار گردید.



ادامه مطلب

مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
استقبال پالنگان از نوروز

بر اساس یک رسم دیرین جشن نوروز کردستان از روستای تاریخی «پالنگان» شروع شده است. مردم روستا با برگزاری این جشن به استقبال جشن بزرگ نوروز می‌روند. مشعلهایی که توسط جوانان از پائین روستا روشن در داخل روستا گردانده می‌شود. اهالی روستا در نقاط بلند روستا آتش را روشن می‌کنند. مشعل‌ها به پشت روستا برده می‌شود و در پایان مردم روستا به رقص و پایکوبی می‌پردازند. «پالنگان» یکی از روستاهای تاریخی شهرستان کامیاران استان کردستان است.



مرتبط با: خبر ,
جورج سوروس – پشت پرده تمام وقایع

تظاهرات و اعتراضاتی که اخیرا علیه دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا در بسیاری از شهرهای بزرگ ایالات متحده آغاز شده، بار دیگر همگان را به یاد شخصیتی مرموز و حتی شوم، به نام جورج سوروس، وا داشته است. بر اساس تحقیقات روزنامه نگاران، نهادهای مرتبط با سوروس، از این تظاهرات، حمایت مالی می کنند. بسیاری، این سرمایه گذار سالمند را به دخالت در امور کشورهای مختلف متهم می کنند.

 اما در واقع جورج سوروس کیست و چه هدفی دارد؟

جورج سوروس در سال 1930 در مجارستان و در یک خانواده یهودی متولد شد. پدر او یک وکیل بود و جالب اینجاست که به عنوان مبلغ زبان اسپرانتو، حتی آثار ادبی خود را به آن زبان می نوشت. اسپرانتو — یک زبان ابداعی و فراساخته است که در اواخر قرن 19 توسط لودویک لازاروس زامنهوف، پزشک لهستانی آفریده شد. زامنهوف به عنوان یک یهودی، از تنش های قومی موجود در لهستان آن زمان، رنج می برد و متوجه شد که درگیری های قومی را می توان با ایجاد یک زبان قابل فهم برای همه ساکنان زمین، حل و متوقف کرد. حامیان اسپرانتو معتقدند که چنین زبانِ عاری از ارتباط با اقوام و فرهنگ جامعه، می تواند تا میزان قابل توجهی، تماس های بین المللی را تسهیل کند. مخالفان این زبان، اغلب به رابطه نزدیک سازمان های فراماسونری به تشویق اسپرانتو از جانب آنها، توجه ویژه دارند.

ادامه مطلب

مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,

تعداد کل صفحات: 45