» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را

توصیه این كتاب مفید
چهارشنبه 19 تیر 1398 ساعت 10:21 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )


کتاب «قدرت بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌قدرتان» یکی از شاهکارهای واتسلاف هاول در وصف چیزی به نام پساتوتالیتاریسم است که تمامیت خواهی نظام را مهیاکننده مردم برای زندگی در دروغ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواند.اما پساتوتالیتاریسم چیست؟ نخستین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بار هاول این مفهوم را در یک سخنرانی در سال ۱۹۷۸ در کالیفرنیا به‌کار برد. هاول در توضیح این مفهوم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نویسد: «با به کار بردن پیشوند «پسا» برای این نظام، قصدم این نیست که بگویم این نظام دیگر توتالیتر نیست؛ درست بر عکس، مقصودم این است که به نحوی کاملاً متفاوت با دیکتاتوری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های کلاسیک، همچنان توتالیتر است و با توتالیتاریسم به نحوی که ما معمولاً می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فهمیم تفاوت دارد» (صفحه ۲۷). موضوع کتاب در وصف پساتوتالیتاریسم است؛ اکنون باید اضافه کنیم که این توصیف از طریق بررسی شرایط چک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اسلواکی در دوران سلطه کمونیسم است.
"نظام پساتوتالیتر(تمامیت خواه) همیشه و در هر قدم مردم را لمس می‌کند، اما همیشه با دستانی پوشیده در دستکش‌های ایدئولوژیک. برای همین است که زندگی در این نظام چنین آکنده از دورویی و ریا و دروغ است. لازم نیست مردم همهٔ دروغ‌ها و مغلطه‌های این نظام را باور کنند، اما باید چنان رفتار کنند که گویی باورشان دارند، یا دست کم در سکوت از کنارشان بگذرند. لزومی ندارد این دروغ‌ها را بپذیرند. کافی است بپذیرند که با این دروغ‌ها و در بطن آنها زندگی کنند، زیرا بدین‌ترتیب بر نظام صحه می‌گذارند، اطاعتشان را از نظام نشان می‌دهند، نظام را می‌سازند، و اصلا خود نظام می‌شوند."
 پ ن:
البته زیاد با نظرات دیگر هاول و رفتارهای سیاسی او خارج از این كتاب موافق نیستم اما در این كتاب به نكات پنهان و مفیدی اشاره كرده است.



:: مرتبط با: کتاب ,
باز هم اثری زیبا از یوسا
چهارشنبه 19 تیر 1398 ساعت 10:01 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
رمان «قهرمان عصر ما» نام دارد و یوسا در آن، دو روایت موازی را پیش می‌برد که اگرچه در حوالی پایان اثر به هم می‌رسند، اما هرکدام دنبال‌کننده موضوع اجتماعی خاصی است. حوادث رمان در جامعه معاصر پرو رخ می‌دهد. ماجرای اول، با نامه‌های افرادی مشکوک آغاز می‌شود که قصد باج‌خواهی از صاحب یک شرکت ترابری را دارند. او قرار نیست تسلیم باج‌خواهان شود و همین مسئله، گره‌های داستان را شکل می‌دهد. در روایت دوم، رابطه پسر یک خانواده با مردی مرموز، برای او دردسرساز شده است.
با وجودی که برخی شخصیت‌های پیشین رمان‌های یوسا در این اثر نیز حاضر شده‌اند، اما باید گفت که حال و هوای این رمان با دیگر آثار او متفاوت است و نویسنده درصدد دست زدن به تجربه‌ای تازه بوده و بیش از هر چیز به مسائل گریبانگیر انسان جوامع امروزی نظر داشته است.



:: مرتبط با: کتاب ,
اهدای نشان مشاهیر کرد به شهرام ناظری
جمعه 14 تیر 1398 ساعت 01:17 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
مظهر خالقی، خواننده سرشناس كرد، که پس از ۳۸سال به ایران بازگشته است، در مراسم افتتاحیه کنگره بین‌المللی مشاهیر کرد، نشان مشاهیر این خطه را به شهرام ناظری اهدا کرد. او خود نیز کلید شهروندی سنندج را دریافت کرد.



:: مرتبط با: خبر ,
پرنده رنگین:یرژی کاشینسکی
دوشنبه 10 تیر 1398 ساعت 08:42 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
رمان پرنده رنگین (این رمان با عنوان پرواز را به خاطر بسپار به فارسی ترجمه شده است) اثر یرژی کوشینسکی، داستان کودک بی‌پناهی را روایت می‌کند که در میان روستاهای متروک اروپای شرقی تحت اشغال نازی‌ها، سرگردان است. این رمان، داستان جدال و کشمکشی مایوسانه برای زنده‌ ماندن در جهانی بی‌رحم را به تصویر می‌کشد، جهانی که ترس و وحشت جنگ، ایدئولوژی نازی‌ها و هولوکاست بر خشونت، ترس و احساس ناامنی موجود می‌افزاید.

در میان مایوس‌ کننده‌ترین ویژگی‌های اخلاقی این جهان، ظرفیت شیطانی موجود در تقریبا تمامی ساکنین آن، بیش از هر چیزی به چشم می‌خورد. کشاورزان ساکن روستاهای این داستان، در وحشیگری با آلمان‌ها برابری می‌کنند، البته کوشینسکی آن ها را افرادی پرورش نیافته، فاقد آموزش و خرافاتی معرفی می‌کند، مردمانی که شرایط خشن و اسفبارشان باعث ایجاد این وحشیگری در آن‌ها شده است، شرایطی سرشار از بی‌رحمی و وحشیگری به شکلی که تسلط قدرتمند بر ضعیف به قانونی اساسی در جامعه‌ تبدیل شده است. خرافات کشاورزان درباره یهودیان به عنوان قاتلان خدا و درباره «دشمنانی با مو و چشمان سیاه» مانع پرسشگری آن‌ها درباره نظریات نازی‌ها مرتبط با نسل کشی می‌شود، نظریه‌هایی که همچون جنگ، محصولِ مردمانی به ظاهر پیشرفته هستند...





:: مرتبط با: کتاب ,
چطور باید کتاب بخوانید؟
چهارشنبه 5 تیر 1398 ساعت 09:28 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

پس از مدتی سر وقت کتابخانه و کتاب‌هایمان که می‌رویم اکثرشان دیگر با هم تفاوت زیادی نمی‌کنند، چون تقریباً چیز زیادی از آن‌ها یادمان نمی‌آید؛ محتوای هر کتاب صرفاً به‌صورتی مبهم و آشفته از ذهن ما عبور می‌کند. در چنین مواقعی ابتدا پریشان می‌شویم که مشکل از حافظۀ ضعیف خودمان است یا شاید کتاب‌ها تأثیر اندکی بر ما داشته‌اند. اما وقتی می‌فهمیم بسیاری از دوستانمان هم همین تجربه را دارند کمی احساس آسودگی می‌کنیم. اگر محتوای کتاب‌ها تا بدین حد کم به خاطر می‌مانند، اساساً اهمیت مطالعه در چیست؟ رولف دوبلی، نویسندۀ کتاب «هنر شفاف اندیشیدن»، پیشنهادهایی دارد. ما به درستی کتاب نمی‌خوانیم و کتاب‌خوانی را به نحو گزیده و با دقت کافی به انجام نمی‌رسانیم. باید کتاب‌ها را به گونهٔ متفاوت بخوانیم و برای این کار، چارچوب راهنما و پیشروی خود را به شما پیشنهاد می‌کنم.

بگذارید با یک مثال ساده مسئله را توضیح دهم. هر بلیت قطار چند سفره در سوئیس شش بخش جداگانه دارد. پیش از آغاز سفر، شما کارت خود را در یک دستگاه نارنجی‌رنگ قرار می‌دهید که تاریخ و زمان سفر را روی آن درج می‌کند و بخش کوچکی از گوشه سمت چپ کارت را برمی‌دارد. زمانی که هر شش بخش کارت مورد استفاده قرار گیرد، اعتبار بلیت به پایان رسیده و بلیت بی‌ارزش به شمار می‌رود. به همین ترتیب، برای خواندن کتاب‌ها نیز بلیتی را با پنجاه بخش متفاوت در نظر بگیرد. درست به شیوه بلیت‌های قطار، در اینجا نیز پیش از هر بار خواندن کتاب، باید یکی از این بخش‌ها را ثبت کنید؛ اما بر خلاف بلیت چند سفری، این تنها بلیت شما خواهد بود و نمی‌توانید در صورت تمایل یکی دیگر تهیه کنید. زمانی که اعتبار این بلیت به اتمام رسد، شما قادر به باز کردن هیچ کتاب دیگری نخواهید بود و با وجود اینکه در سیستم حمل نقل، امکان فرار از باجه ثبت بلیت وجود دارد، در اینجا هیچ تقلبی ممکن نیست. شاید بپرسید که تنها پنجاه کتاببرای تمام عمر؟ این موضوع احتمالاً برای بسیاری افراد اهمیت چندانی ندارد، اما برای شما که در حال خواندن این مقاله هستید، چشم‌انداز وحشتناکی است. چطور ممکن است حتی فردی نیمه متمدن زندگی خود را با این تعداد محدود کتاب به سر برد؟ کتابخانه خصوصی من شامل سه هزار کتاب است که تقریباً یک سوم آن‌ها خوانده شده‌اند، یک سوم از آن‌ها نیمه‌خوانده مانده‌اند و یک سوم دیگر نیز اساس دست‌نخورده هستند.

کتاب‌های جدیدی نیز هر سال به طور مرتب به این تعداد اضافه می‌شوند، آن‌ها را دسته‌بندی می‌کنم و خود را از شر برخی خلاص می‌سازم. کتابخانه من در مقایسه با فردی چون اومبرتو اکو با کتابخانه‌ای به بزرگی سی هزار کتاب، نمونه‌ای پیش‌پاافتاده محسوب می‌شود. بااین‌حال و علی‌رغم تعداد محدود کتاب‌ها، محتوای آن‌ها صرفاً به صورتی مبهم به یادم مانده است. در واقع وقتی به جلد آن‌ها نگاه می‌کنم، نوشته‌های هر کتاب به صورت ابری گذرا و آشفته از ذهنم می‌گذرد که با احساسات مبهمی آمیخته‌اند. گاه صحنه‌ای از کتابی در نظرم مجسم می‌شود و گاهی نیز جمله‌ای همچون قایقی پارویی و روان در مه، به آرامی می‌آید و ناپدید می‌شود.

ادامه...




:: مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
هفته فرهنگی نوردیک
دوشنبه 3 تیر 1398 ساعت 10:40 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

مراسم افتتاحیه هفته فرهنگی کشورهای نوردیک با حضور سفرای کشورهای دانمارک، نروژ، فنلاند و سوئد جمعه 31 تیر ماه همراه با نمایشگاهی با نام "رد پای شمال، روزهای شمالی در تهران" در خانه هنرمندان ایران برگزار شد و بر حسب اتفاق در آن شرکت کردیم. مراسم جالب و منظمی بود و با پشتیبانی شرکت اریکسون و چند شرکت دیگر نمایشگاه عکس و فیلم و خوراک برگزار شد.از کارهای جالب ترجمه نوشتاری همزمان از طریق مانیتور پشت سخنرانان بود.





:: مرتبط با: روز نوشت ,
نمایش عاشقانه های خیابان
شنبه 1 تیر 1398 ساعت 21:12 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
: محمد چرم‌شیر، بهمن عباس‌پور
: شهرام گیل‌آبادی
: (به ترتیب ورود به صحنه) رضا یزدانی، سیما تیرانداز، الهام پاوه نژاد، ژاله صامتی
همراه با اجرای زنده: رضا یزدانی گروه نوازندگان
مكان اجرا: تماشاخانه ایرانشهر، سالن استاد سمندریان

پ ن: در این اجرا که تجربه ای جالب بود نمایش با مشارکت تماشاگران و بازیگران و به شیوه ای تعاملی اجرا شد، و سعی شده بود از قراردادهای رایج تیاتر فاصله گرفته و در تعاملی سازنده بین مخاطب و اجرا، نمایش را به اثری به یادماندنی برای مخاطب تبدیل کند. نکته مهم: در این تجربه مشترک، جایگاه اصلی مخاطب کنار بازیگران و بر روی زمین بود و بخش صندلی صرفا برای افرادی که برای نشستن روی زمین دچار مشکل هستند تدارک دیده‌ شده‌ بود و در اولویت دوم قرار دارد. یعنی بازیگران در سی سانتی مخاطب بودند. همچنین باید از بازی های زیبای هر سه هنرپیشه زن به وی‍ژه خانم سیما تیرانداز یاد كنم.





:: مرتبط با: روز نوشت ,
كنكور؛ آزمونی همانند سایر آزمون ها
سه شنبه 28 خرداد 1398 ساعت 09:52 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
شاید تا به حال با داوطلبانی مواجه شده باشید که وقتی صحبت از کنکور به میان می‌آید ناگهان دچار استرس و اضطراب می‌شوند. بسیاری از این داوطلبان، کسانی هستند که مطالعه خوبی داشته و از آمادگی لازم برای کنکور نیز برخوردارند، اما خودشان هم علت این موضوع را نمی‌دانند. اضطراب امتحان، نوعی خود اشتغالی ذهنی است که خود کم انگاری و تردید در مورد توانایی­های فرد را با خود به همراه دارد و اغلب باعث ارزیابی منفی و عدم تمرکز حواس و واکنش­های جسمانی نامطلوب می‌شود، و این موضوع در نهایت باعث می‌شود تا شما نتیجه واقعی زحمات و معلومات خود را نگیرید.
    با اینکه سطحی از استرس برای انجام بعضی از کارها، از جمله امتحان دادن، طبیعی است، اما حتماً باید به این نکته توجه کنید که کنکور هم آزمونی مانند دیگر آزمون‌هاست و هیچ تفاوتی با بقیه آنها ندارد. بسیاری از داوطلبان سال‌های گذشته که کنکور را تجربه کرده‌اند این مطلب را تایید می‌کنند، و حتی برخی از آنان که دچار استرس بوده‌اند، اکنون با یادآوری این موضوع و علت استرس خود تعجب می‌کنند. اگر داوطلبی هستید که در زمان آمادگی برای کنکور دچار استرس بوده و احساس می‌کنید که ممکن است این استرس در جلسه آزمون نیز به سراغتان بیاید، باید از همین الان برای برطرف کردن این مشکل تلاش کنید و به مطالبی که در زیر اشاره می‌شود، هم در تست‌زنی سرعتی خود در منزل، هم در آزمون‌های آزمایشی و نیز در جلسه کنکور توجه داشته باشید.
      باز هم تکرار می‌کنیم که کنکور هم آزمونی همانند سایر آزمون‌های دیگر شماست و حتی ممکن است آسان‌تر از بعضی از آنها باشد؛ در ضمن، وجود اندکی اضطراب، میزان یادگیری و دقت شما برای پاسخگویی به سؤالات را بیشتر می‌کند. اضطراب هنگامی نگران کننده است که در عملکرد فرد تاثیر منفی داشته باشد؛ البته مرز بین اضطراب طبیعی و غیرطبیعی را باید شناسایی کرد و درصدد رفع آن برآمد. در زیر به مسایل مهمی که باعث می‌شود تا برخی از داوطلبان در جلسه کنکور دچار استرس شوند، می‌پردازیم:
مواجه شدن با چند سؤال دشوار
یکی از مهم‌ترین عوامل دستپاچگی داوطلبان در آزمون، وجود چند سؤال پی در پی مشکل در دفترچه است؛ در چنین مواقعی، دانش‌آموزانی که بیشتر مطالعه کرده‌اند بیشتر آسیب می‌بینند؛ زیرا عده‌ای از آنان فکر می‌کنند که آموخته‌ها و زحمات آنها کافی نبوده است و عده‌ای دیگر می‌خواهند به تمام یا اکثر سؤال‌ها پاسخ صحیح دهند. بد نیست بدانید برخی از کسانی که در بهترین و دشوارترین رشته‌های دانشگاهی قبول شده‌اند، در بعضی از درس‌ها نمره کمتر از 40 درصد به دست آورده‌اند؛ در چنین شرایطی، اگر دیدید که نمی‌توانید به چند سؤال متوالی پاسخ دهید، خود را نبازید، و مطمین باشید که این مساله کاملاً اتفاقی است و هرگز به معنای عدم تسلط و توانایی شما در پاسخ دادن به سایر سؤالات نیست. هر آزمون، مجموعه‌ای از سؤالات آسان تا سخت است و کسی موفق‌تر است که به سؤالات آسان و متوسط پاسخ گوید؛ از طرفی به اندازه‌ زمان و انرژی‌ای که صرف مطالعه‌ یک درس کرده‌اید، از خود توقع داشته باشید و تصور نکنید که باید تمام مطالب یک درس یا یک بخش را به یاد داشته باشید.
مطمین باشید که دیگران هم وضع شما را دارند. اعتماد به نفس خود را حفظ کنید و با خود بگویید وقتی که این سؤال‌ها برای من دشوار است، وای به حال دیگران! گفتن چنین سخنانی باعث می‌شود تا بر اعصاب خود مسلط شوید و درست مانند یک شطرنج باز ماهر یا یک فرمانده نظامی، در سخت‌ترین شرایط تصمیم بگیرید که چه کار کنید و بدانید که بهترین کار در هر لحظه کدام است؛ پس تست مشکل را که قادر به پاسخگویی آن نیستید رها کنید و بدون پریشانی و با قدرت، به پاسخگویی به بقیه سؤالات ادامه دهید.



ادامه مطلب
:: مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
جام جهانی فوتبال زنان 2019
دوشنبه 27 خرداد 1398 ساعت 12:31 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )



:: مرتبط با: عكس - كاریكاتور ,
انسان همینگوی
دوشنبه 20 خرداد 1398 ساعت 12:12 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

انسان برای پیروزی آفریده شده است. او را می توان نابود کرد ،اما نمی توان شکست داد.

                                                                      ارنست همینگوی




:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
از من و تو چه ماند؟
یکشنبه 19 خرداد 1398 ساعت 11:41 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
چایت را بنوش!
نگران فردا مباش،
از گندم زار من و تو مشتی کاه می ماند برای بادها......
(نیما یوشیج)



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
عروسکخانه: هنریک ایبسن
شنبه 18 خرداد 1398 ساعت 10:51 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
در نمایشنامه عروسکخانه، چندین مساله مختلف در دل داستان طرح ریزی شده است. مخاطبان این نمایشنامه معمولا با پرسش های این چنینی مواجه می شوند: آیا نورا حق داشت شوهر خود را ترک کند؟ آیا ازدواج آن ها ایده آل بود؟ آیا ازدواجی که ایده آل نباشد یک ازدواج واقعی نیست؟ آیا نورا باید شوهر خود را فریب می داد؟ آیا حق داشت به جعل سند بپردازد؟ آیا امکان ندارد کسی با توجیه خوب از قانون تخطی کند؟ آیا اقدامات نورا ایده آل بود؟ آیا ایبسن به ازدواج بدون اعتماد متقابل اعتقاد دارد؟


*سپاس از رضاوند که ترجمه نروژی این نمایش و مرغابی وحشی و روسمرس هلم ایبسن را از نمایشگاه برایم آورده بود. این آثار از زبان نروژی توسط میرمجید عمرانی و نشر شورآفرین ترجمه و چاپ شده است.



:: مرتبط با: روز نوشت ,
دیر یا زود: آلبا دسِس پِدس
پنجشنبه 16 خرداد 1398 ساعت 21:56 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

۱- ناگهان برای اولین بار، ارزش سختی زندگی، بین مردمی که مثل خانواده مان به ما بستگی ندارند و می بایستی روز به روز آن ها را برای خود نگاه داشته و بر آن ها پیروز شویم، درک کردم.

۲- در زندگی، آنچه که برای ما اتفاق می افتد فقط بستگی به شخصیت و اخلاق خودمان دارد.

۳- ما خودمان را گول می زنیم و تصور می کنیم کسانی را که دوست داریم با دیگران فرق دارند.

4- می دانم در این دنیا، دیر یا زود، باید بین خوشبختی و عقل یکی را انتخاب کرد.

5- باز قادر است بگوید: زن های خوشگل نباید فکر کنند. و من از این که زیبا بودم خجالت می کشیدم، ترجیح می دادم زشت تر باشم ولی حق تفکر به من داده شود.

6- دلم می خواهد زندگیم را مانند بسته ای در دست کس دیگری بگذارم و بگویم: بیا برای من دیگر بس است حالا تو فکرش را بکن.

7- روز به روز بیشتر می فهمم که انسان باید خودش را از دست احساسات بی دلیل و بیهوده خلاص کند.

8- درست همین موضوعات مادی است که به انسان معنی "وجود داشتن" را می فهماند.

9- درست وقتی آنچه را که هرکس برای زندگی کردن فراگیرد، آموخته بودم در نظر مادرم یک "بدبخت" و در نظر موریس یک "همسر بد" جلوه گر شده بودم.

10- نظم و ترتیب معرف اقتدار درونی هرکس است.

11- اشخاص ضعیف قادر نیستند طبیعت خود را تغییر دهند، تنها می توانند در مقابل اخلاق خویش از خود دفاع کنند.

12- ما بیشتر به خاطر کسانی میل داریم در زندگی و کار خود موفق بشویم، که در موفقیت ما شک دارند.

*خانم آلبا د سس پدس(1911-1997) نویسنده، شاعر و روزنامه‌‌نگار ایتالیایی‌ـ‌کوبایی قرن بیستم میلادی است كه او را به‌عنوان یکی از پیشگامان نهضت فمینیست در ایتالیا می‌شناسند.

آثار:
هیچ یک از آنها باز نمی‌گردد (1940)، ترجمه بهمن فرزانه، تهران، ققنوس، 1381
دفترچه ممنوع (1952)، ترجمه بهمن فرزانه، تهران، بدیهه، 1379
دیر یا زود (1956)
عذاب وجدان (1967)، ترجمه بهمن فرزانه، تهران، ققنوس، 1380
درخت تلخ، ترجمه بهمن فرزانه، تهران، ققنوس، 1382



:: مرتبط با: کتاب ,
جنجال "کارتخوان" در دفتر وزیر نفت؟
دوشنبه 13 خرداد 1398 ساعت 11:10 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
طبق شنیده‌ها در دفتر وزیر نفت برای نیروی‌های خدماتی حسابی باز شده است و مسئولان دفتر زنگنه از مراجعه‌کنندگان، افراد دارای قرارداد با وزارت نفت، مؤسسان شرک های نفتی و گازی و... درخواست واریز مبلغی به حساب نیروهای خدماتی جهت انجام کارشان را داشتند و در ادامه نیروهای خدماتی این مبالغ واریزی به حساب‌شان را تحویل مسئولان دفتر آقای زنگنه می‌دادند و حتی آنجا برای این کار دستگاه کارت‌خوان گذاشته بودند. نماینده مردم ایذه و باغملک در مجلس  ادامه داد: ظاهرا مسئولان دفتر زنگنه با این توجیه که گروه های واسطه‌ای برای انجام کار شما تشکیل می‌شود و وجه دریافتی نیز برای انجام کار توسط آن گروه‌هاست، از مراجعان درخواست کشیدن کارت می‌کردند. وی اضافه کرد: احتمالاً نیروهای خدماتی از اصل این جریان بی‌خبر بوده و یا مجبور و وادار به باز کردن حسابی برای واریز وجوه دریافتی از مراجعه‌کنندگان، افراد دارای قرارداد با وزارت نفت، مؤسسان شرکت‌های نفتی و گازی و... شده‌اند.

خادمی همچنین خبر داد: یکی از مسئولان دفتر وزیر نفت که گویا ارتباط خوبی نیز با آقای وزیر دارد و از دفتر وزیر به شرکتی در ترکیه رفت و آمد داشته، پس از شنیدن خبر حضور نیروهای امنیتی در دفتر وزیر و بازجویی از کارکنان سکته کرده و راهی بیمارستان شده است.




:: مرتبط با: خبر ,
پرنده من: فریبا وفی
شنبه 11 خرداد 1398 ساعت 08:57 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
پرندهٔ من نخستین رمان فریبا وفی بود و در سال ۱۳۸۱ منتشر شد که بسیار مورد استقبال منتقدین قرار گرفت. این کتاب برنده جایزه بهترین رمان سال ۱۳۸۱، جایزه سومین دوره جایزه هوشنگ گلشیری و جایزه دومین دوره جایزه ادبی یلدا شده است و از سوی بنیاد جایزه ادبی مهرگان و جایزه ادبی اصفهان مورد تقدیر واقع گشته است.
پرنده‌ی من داستان زنی با دو بچه کوچک است که بعد از مدت‌ها دربد‌‌ری صاحب خانه‌ای پنجاه متری می‌شود و از این بابت خوشحال است اما خوشحالی‌اش زیاد طول نمی‌کشد. شوهرش امیر می‌خواهد خانه را بفروشد و به کانادا مهاجرت کند. زن نمی‌خواهد جایی برود. تازه دارد با نگاه به گذشته و تجزیه تحلیل آن جایگاه خودش را در زندگی پیدا می‌کند. در واکاوی گذشته ما نکته‌های ظریف و تازه‌ای از زندگی یک زن ایرانی درمی‌یابیم و همراه با رنج‌ها و شادی‌های او با بغرنجی موقعیت کنونی‌ روبرو می‌شویم. همزمان با رفت و برگشت بین زمان حال و گذشته به محل زندگی‌اش نیز سر می‌کشیم و به مفهوم ماندن و رفتن فکر می‌کنیم. در این تامل و و درون‌نگری است که راوی متوجه می‌شود هر کس برای خودش پرنده‌ای دارد و از خودش سوال می‌کند آیا او هم پرنده‌ای دارد؟
  بخشی از کتاب:
این جا چین کمونیست است. من کشور چین را ندیده‌ام ولی فکر می‌کنم باید جایی مثل محلة ما باشد. نه در واقع محلة ما مثل چین است. پر از آدم. می‌گویند در خیابان‌های چین هیچ حیوانی دیده نمی‌شود. هر جا نگاه کنی فقط آدم می‌بینی. با این حساب محلة ما کمی بهتر از چین است. چون یک گربة هرزه داریم که روی هرة ایوان می‌نشیند و همسایه‌ طبقه سوم هم از قرار طوطی نگه می‌دارد. یک مغازة پرنده‌فروشی هم سر خیابان داریم.
 به این خانه که آمدیم تصمیم گرفتم این جا را دوست داشته باشم. بدون این تصمیم، ممکن بود دوست داشتن هیچ‌وقت به سراغم نیاید. سروصدا زیاد بود و روز اول انگار برای آشناتر شدن ما با محیط،‌ آقای هاشمی دختر چهارده‌ساله‌اش را زیر شلاق گرفت و فحش‌هایی که معجونی از چند زبان بود، مثل سنگریزه‌هایی توی حیاط خلوت ما ریخت.



:: مرتبط با: کتاب ,
 

 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic