» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را

شیر صحرا
شنبه 16 شهریور 1398 ساعت 09:26 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

فرزند عمر مختار نماد آزادی مردم لیبی گفت: قذافی از شهرت و محبوبیت پدرم می‌ترسید و همیشه‌ سعی می‌کرد خودش را به‌ عنوان شخص اول مملکت در طول تاریخ معرفی کند.
"محمد عمر مختار " فرزند عمر مختار نماد آزادی مردم لیبی در گفت‌وگو با خبرنگار بین‌الملل خبرگزاری فارس با اشاره به تحولات اخیر لیبی گفت: خانواده‌ ما همیشه‌ و در طول تاریخ در صف مردم قرار داشته‌ و همیشه‌ علیه‌ دیکتاتوری و اشغالگری جنگیده‌ است. دوران حکومت معمر قذافی برای مردم لیبی یک کابوس بود که‌ خوشبختانه‌ به‌ لطف پروردگار و با بیداری مردم لیبی پایان یافته است.
 وی افزود: من از ابتدا به‌ مردم تظاهر‌کننده‌ در بنغازی پیوستم، یعنی هنوز چند روزی از آغاز انقلاب نگذشته‌ بود که‌ بنده‌ به‌ نمایندگی از خانواده‌ عمر مختار حمایت خود را از انقلاب اعلام کردم.
 تلاش قذافی برای کمرنگ کردن نقش مبارزاتی عمر مختار
محمد مختار افزود: یکی از تلاش‌های قذافی طی این 42 سال، کم رنگ کردن نقش پدرم و تلاش های وی برای آزادی لیبی و جنگ وی علیه‌ استعمار بود، قذافی در کتاب های درسی به‌‌طور مختصر به‌ انقلاب بزرگ پدرم اشاره‌ می‌کرد؛ اما در عوض انقلاب یا بهتر بگویم کودتای نظامی خودش را به‌‌عنوان یکی از بهترین انقلاب‌های جهان به‌ مردم نشان می‌داد.
قذافی از شهرت عمر مختار وحشت داشت
وی رابطه‌ خانواده‌‌اش با قذافی را بسیار بد توصیف کرد و گفت: قذافی از شهرت و محبوبیت پدرم می‌ترسید و همیشه‌ سعی می‌کرد خودش را به‌ عنوان شخص اول مملکت در طول تاریخ معرفی کند، به‌ همین دلیل خانواده‌ ما را در انزوا قرار داد تا کمترین اسمی از عمر مختار در جامعه‌ لیبی شنیده‌ شود. از طرفی دیگر خانواده‌ ما به‌ دلیل دیکتاتوری بودن حکومت قذافی، حاضر به‌ شرکت و پذیرفتن نقش در چنین حکومتی نبودند.
وی در پاسخ به سؤالی درباره همراهی کردن قذافی در سفر به ایتالیا ضمن تأیید آن گفت: بله‌ درست است؛ اما اینطور نیست که من به‌ خاطر قذافی این دعوت را پذیرفته باشم؛ من به‌‌خاطر مردم لیبی و برای‌ اینکه به‌ مردم ایتالیا ظلم و ستم سالهای استعمار را یادآوری کنم، حاضر شدم همراه‌ با قذافی به‌ ایتالیا بروم.
مخالفت با دخالت نظامی ناتو در لیبی
وی در پاسخ به سؤالی درباره نگرانی‌هایش درباره‌ اشغال دوباره‌ لیبی توسط ناتو و کشورهای غربی و احتمال حضور نیروهای خارجی در این کشور گفت: من به‌‌طور کامل مخالف دخالت نظامی ناتو در لیبی بودم، دوست داشتم حکومت قذافی فقط با قدرت بازوی جوانان لیبیایی سقوط کند؛ اما خوب بنا به‌ دلایلی این اتفاق رخ نداد.
وی افزود: مردم لیبی در طول تاریخ هیچ وقت اشغالگری را قبول نکرده‌اند؛ ما مخالف حضور هر نیروی خارجی در لیبی هستیم و اگر چنین اتفاقی رخ دهد، من با وجود کهولت سن و پیری و بیماری اولین کسی خواهم بود که‌ مبارزه‌  علیه‌ اشغالگری را آغاز خواهم کرد.
 فرزند عمر مختار اشغال خاک این کشور را توسط نیروهای خارجی محال دانست و تاکید کرد: مردم و خوشبختانه‌ افراد سیاسی این کشور مخالف حضور نیروهای خارجی در لیبی هستند.




ادامه مطلب
:: مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
دردسر ورزشکار!
سه شنبه 12 شهریور 1398 ساعت 12:21 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس فدراسیون بین‌المللی جودو با انتشار بیانیه‌ای تأیید کرد که محمدرضا داورزنی معاون توسعه ورزش قهرمانی و حرفه‌ای از سعید ملایی، جودکار مدال‌آور ایرانی خواسته بود که از روی مصلحت ببازد تا  با سگی موکو، جودوکار اسرائیلی روبرو نشود.

برای شرکت در مسابقات جودوی قهرمانی مردان و زنان جهان به میزبانی ژاپن، از ایران فقط سعید ملایی به توکیو اعزام شده بود. قرار بود ملایی در مصاف سگی موکو، ورزشکار اسرائیلی از مدال طلای خود دفاع کند. ملایی  پس از پیروزی مقابل نمایندگان مراکش، پرتغال، روسیه (قهرمان المپیک ۲۰۱۶) و کانادا (برنز المپیک ۲۰۱۲) در دیدار ماقبل فینال مقابل نماینده بلژیک قرار گرفت. در سمت دیگر ساگی نماینده اسراییل و نماینده مصر برای رسیدن به فینال مبارزه می‌کردند. طبق سیاست‌های جمهوری اسلامی برای پیشگیری از مسابقه با نماینده اسرائیل، سعید ملایی مجبور به شکست خوردن از نماینده بلژیک شد. در ادامه نیز در بازی رده‌بندی مجبور به شکست خوردن از نماینده گرجستان شد تا به همراه نماینده اسرائیل بر روی سکو قرار نگیرد. پس از این اتفاق او از آلمان درخواست پناهندگی کرد. بر اساس بیانیه فدراسیون بین‌المللی جودو ملایی گفته است:

«من می‌خواهم در رقابت‌هاف هر جا که باشد شرکت کنم. اما من در کشوری زندگی می‌کنم که قانونش این اجازه را به من نمی‌دهد. ما انتخاب دیگری نداریمو همه ورزشکاران باید به این قانون تن بدهند. هر آنچه که امروز انجام دادم برای زندگی‌ام بوده است. برای یک زندگی تازه.»




:: مرتبط با: خبر ,
در راه دموکراسی چگونه؟
دوشنبه 11 شهریور 1398 ساعت 11:41 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
در راه دستیابی به دمکراسی می‌باید بنیادهای فکری‌ای را هدف قرار داد که در ایران، قضاوت ارزشی، انسان‌ستیزی و تخریب، نفرت‌فروشی و ضدیت با آزادی‌بیان و فرهنگ و روابط حقوقی را به «هنجار اجتماعی» تبدیل کرده است.     



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
یادداشت هایی در باب سینماتوگرافی
یکشنبه 10 شهریور 1398 ساعت 12:06 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
یادداشت‌‌هایی در باب سینماتوگرافی دربرگیرندۀ یادداشت‌‌هایی است که برسون از سال 1950 تا 1974 به رشتۀ تحریر در آورده‌است. وی در این یادداشت‌‌ها، به اصیل ترین شکل ممکن، نظرهای خود را در باب یکۀ سینماتوگرفی بیان می‌کند.این یادداشت‌‌ها نه فقط برای دست‌‌اندرکاران سینما، بلکه برای هنرمندان سایر رشته‌‌های هنری نیز درس‌‌هایی مهم به همراه دارد.  روبر برسون (1901-1999) سینماگر برجستۀ فرانسوی، در طی دورۀ چهل سالۀ فیلمسازی خود سیزده فیلم ساخت که هر کدام جایگاه والایی را در تاریخ سینما به خود اختصاص داده‌است؛ از آن جمله می‌توان از جیب بر، موشت، ناگهان بالتازار، شاید شیطان و آخرین فیلمش پول یاد کرد.



:: مرتبط با: کتاب ,
رویای آمریکایی
چهارشنبه 6 شهریور 1398 ساعت 10:26 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
کتاب رویای آمریکایی نوشته هاوارد زین امتیاز ویژه‌ای را به علاقه‌مندان فارسی زبان می‌دهد تا به دور از آثار پژوهشی و علمی آکنده از عبارات و اصطلاحات دانشگاهی، اثری تاریخی، اما روان و سلیس را دربارهٔ تاریخ مردم آمریکا پیش رو داشته باشند.

پروفسور هاوارد زین (Howard Zinn)، مورخ، نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس، متفکر و استاد علم سیاست در «دانشگاه بوستون» بود. او بیش از بیست عنوان کتاب را به رشتهٔ تحریر درآورد، که کتاب «تاریخ مردم ایالات متحده» پرفروش‌ترین و تاثیرگذارترین اثر او به شمار می‌رود.

زین، از فعالان حوزهٔ حقوق مدنی، آزادی‌های اجتماعی، حقوق گروه‌های نژادی و جنبش ضد جنگ بود. او در محله‌ای فقیر نشین در «بروکلین» در خانواده‌ای به دنیا آمد که پیش از وقوع جنگ جهانی اول به تازگی به «آمریکا» مهاجرت کرده بودند. جنگ جهانی دوم، نقطه عطف مهم زندگی زین به شمار می‌رفت. او که با شروع این جنگ به نیروی هوایی ارتش پیوست، به عنوان خدمهٔ بمب‌افکن‌های هواپیماهای جنگی به خدمت گمارده شد. این تجربه یکی از عوامل مؤثر در فعالیت‌های ضد جنگ زین در سال‌های بعد بود؛ زیرا دریافت حملات هوایی که او در آن‌ها نقش دارد، موجب کشته شدن بیش از هزار غیرنظامی فرانسوی و سرباز آلمانی شده است. به گفتهٔ وی، تجربهٔ خدمت در جنگ جهانی دوم، تحقیقاتش دربارهٔ علل این جنگ و نیز تأثیرات بمباران‌ها، حساسیت او را برانگیخت است و سبب شد که به انتقاد از حملات نظامی «آمریکا» و بمباران شهرهای درزدن، «هیروشیما» و «ناکازاکی» در جنگ جهانی دوم، جنگ «ویتنام» و حمله به «عراق» و «افغانستان» که موجب کشتار غیرنظامیان و مردم بیگناه شده بود، بپردازد.

کتاب رویای آمریکایی (A young people’s history of the United States) از زمان چاپ اولین نسخه‌اش در سال 1980 میلادی به جایگزینی برای کتب رسمی درس تاریخ در دبیرستان‌های «آمریکا» مبدل شد و به عنوان مشهورترین اثر منتقدانه از تاریخ ایالات متحده شناخته شد. کتاب حاضر در سال 1981 میلادی برندهٔ جایزهٔ کتاب ملی در آمریکا شد. این کتاب به زبان‌های مختلف ترجمه شده و در کشورهای متعدد، جایزه‌هایی نصیب خود کرده است. زین در سال 2003 میلادی جایزهٔ دوستان انجمن دیپلماتیک را به خاطر نسخهٔ فرانسوی کتابش دریافت نمود.

دانلود...




:: مرتبط با: کتاب ,
برسون از زبان برسون
یکشنبه 3 شهریور 1398 ساعت 09:13 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
"هر حرکتی ما را آشکار می سازد"

روبر برسون (1901 یا 1907 ـ 1999) کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس مینی‌مالیست فرانسوی است. او تأثیر بسیاری بر کارگردانان نسل‌های بعد از خود از جمله جیم جارموش و پل شریدر گذاشت. برسون در پوی دو دوم به دنیا آمد. در ابتدا بیشتر حول و حوش نقاشی و عکاسی کار می‌کرد تا اینکه اولین فیلم کوتاهش را در سال ۱۹۳۴ ساخت. در طول جنگ جهانی دوم به مدت یک سال در زندان‌های ارتش نازی به سر برد. در سال ۱۹۴۳ برسون اولین فیلم بلند خود را «فرشتگان خیابان» ساخت. او در فیلم خانم‌های بوا دوبولون (خانم‌های پارک) آخرین همکاری خود را با بازیگران حرفه‌ای انجام داد. با فیلم خاطرات یک کشیش روستا او شروع به ساختن آثاری مینی‌مالیستی کرد و از آن به بعد نیز این سبک برای بقیه فیلم‌های او باقی ماند. البته بدین تربیت چون فیلم‌های او بسیار شخصی بودند و هیچ عنصر عامه‌پسندی در آنها وجود نداشت، به زحمت می‌توانست برای خود تهیه‌کننده‌ای پیدا کند و برای او ساختن بیش از یک فیلم در پنج سال تقریباً غیر ممکن بود، اما در هر حال در اطراف کارهای او منتقدان متعصب بسیار زیادی وجود داشت. او در دهه هشتاد از فیلم‌سازی دست کشید و در سال ۱۹۹۹ به مرگ طبیعی درگذشت.
مصاحبه‌های این کتاب که توسط همسر برسون گردآوری شده و بر ترتیب تاریخی فیلم‌ها تنظیم شده‌اند، به خواننده کمک می‌کنند تا بفهمد برسون گرچه در دورۀ کاری خویش رشد کرده بود، ولی تغییر چندانی نداشت. در ضمن آنگونه که برسون چند جایی گفته بود، او خود را در تصویری که دوست‌داران فیلم‌هایش به او نشان می‌دادند به جا نمی‌آورد.



:: مرتبط با: کتاب ,
مرد نکونام نمیرد
چهارشنبه 30 مرداد 1398 ساعت 09:23 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
پیرمرد بلندقد، تکیده و آرامی را برخی عصرها می دیدم که با متانت و وقار، طبق عادت، مجله هفتگی جدولش را از دکه روزنامه فروشی خیابان شریعتی می خرید و راهی خانه اش می شد. پیشینه و حرکات و رفتار با حوصله و نرمش طوری بود که مهر و احترام را به خود جلب می کرد. نشنیده بودم کسی دانش آموزش باشد و از این دبیر شیمی سال های دورش به نیکی و نیکنامی ای حتی متعصبانه یاد نکند. دبیرم نبود متأسفانه، اما همان مهر و احترام قلبی را من هم نسبت به ایشان داشتم. زمستان 96 قرار ضبط گفتگویی را با ایشان گذاشتم، و کمی دیرتر در بهار 97 در اولین جلسه در منزل شان بیش از یک ساعت گفتگویی صمیمی انجام گرفت که ضبط شده است. زنده یاد استاد جمشید خدوایسی که هفته گذشته چشم از جهان فرو بست زاده 1319 روستای دیزلی اورامانات می باشد هر چند در اصل والدینش اهل روستای دوسرند که به واسطه شغل پدر که کارمند پست و تلگراف بوده در دیزلی ساکن بوده اند. سپس به خسرو آباد گروس منتقل و در آنجا آغاز به تحصیل می کند و نهایتا در سنندج سیکل دوم متوسطه اش را می گیرد؛ در بیجار بوده که وارد حرفه معلمی می شود و دهه 50 برای اخذ لیسانس شیمی به اتفاق استاد عزیز انتصامی راهی دانشسرای عالی تربیت معلم تهران می شود...
معدود افرادی در جامعه هستند که جایگاه شغلی  شان را از آن چه بوده بیشتر ارتقاء داده اند همیشه، بی شک استاد خداویسی از این گونه بوده اند. یادش مانا و نامش ماندگار.



:: مرتبط با: مشاهیر قروه ,
یک کامنت
چهارشنبه 23 مرداد 1398 ساعت 11:28 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )


یادی از کامنت چند ماه پیش یکی از مخاطبان وبلاگ خطاب به من در پستی با این شعر:
"هر طایفه‌ای به من گمانی دارد،
من زان خودم، چُنان که هستم هستم"
کامنت مخاطب ناشناس: زیبا بود. امانكته یی كه بایدتوجه كردهمین كه هستم هستم به معنی شانه خالی كردن ازمسئولیت های اجتماعی وانسانی نیست؟
پاسخ من: نه، بی اعتنایی به فضولی و تنگ نظری و حماقت های افراد نابالغی است که برای دیگران مسؤولیت های چرند می سازند! البته آدم با مسئولیتی که ادعایش را دارید بی هویت و نام و نشان و امضاء کامنت نمی گذارد...
کامنت مخاطب ناشناس: پاسخ شما بیشتربوی بزدلی وترس میده تافهم وشعور ، اخلاق همیشه باتوجه به منافع توجیح میشه وشمااستاداین كارهستی.
پاسخ من:...



:: مرتبط با: روز نوشت ,
مرگ قسطی
سه شنبه 15 مرداد 1398 ساعت 20:48 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

لویى فردینان سلین قبل از هر چیز یک نویسنده بى رحم است. انگار عادت ندارد حقایق و تلخى ها را تلطیف کند و یا حداقل با آمادگى ذهنى بگوید! بلکه هر چه بدبختى و لعن است را یک باره و یک جا تنها در چند سطر روى سر مخاطب آوار مى کند.»رمان «مرگ قسطی» نوشته‌ی «لویی فردینان سلین» نویسنده‌ی مشهور فرانسوی را «مهدی سحابی» به فارسی برگردانده است. این رمان که یکی از سه شاهکار سلین است، داستان فقر و فلاکتی که نویسنده در دوران کودکی از سر گذرانده را روایت می‌کند. در بخشی از داستان می‌خوانیم: «... از زمان جنگ تا حالا جنون همین‌طور در تعقیبم بوده، یک‌بند به مدت بیست و دو سال. معرکه‌ست. هزار جور سروصدا و قشقرق و هیاهو را روم امتحان کرده. اما من از خودش هم سریع‌تر هذیان بافته‌م، روش را کم کرده‌م. روی «خط پایان» هذیان و جنون همیشه ترتیبش را داده‌ام و برنده هم بوده‌م. بله! مسخره‌بازی درمی‌آرم، خودم را به لودگی می‌زنم، مجبورش می‌کنم فراموشم کند... رقیب بزرگم موسیقی‌ست، ته گوشم گیر افتاده و رفته‌رفته خراب شده... مدام باام درمی‌افتد... شب و روز دست و پا می‌زند و به خودش می‌پیچد... برای خودم تنهایی یک دسته کامل سه هزار و پانصد و بیست و هفت پرنده کوچک کوچک دارم که یک لحظه هم آرام نمی‌گیرند... همه ارگ‌های دنیا منم. همه چیز از من است، گوشت و روح و نفس... فکرها توی کله‌ام سکندری می‌رود و کله‌پا می‌شود. بااشان خوب تا نمی‌کنم. کارم ساختن اوپرای سیل و توفان است... بیست و دو سال است که هر شب می‌خواهد کلکم را بکند... درست سر ساعت دوازده... اما من هم می‌دانم چطور از خودم دفاع کنم... با دوازده سمفونی کامل طبل و سنج... دو سیلاب بلبل... برای یک آدم عزب بد سرگرمی‌ای نیست... انصافا ... زندگی دومم است... به کسی چه...» کتاب حاضر را نشر «مرکز» منتشر کرده و در اختیار مخاطبان قرار داده است.



:: مرتبط با: کتاب ,
آوریل سرخ
یکشنبه 6 مرداد 1398 ساعت 23:01 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
چاکالتانا، دادستان منطقه، قصد دارد معمای جسدی را که سوزانده شده است حل کند. او از قوت گرفتن مجدد گروه چریک‎های «راه درخشان» در هراس است، اما مقامات شهر به دلایلی خواهان سرپوش گذاشتن بر کل ماجرا هستند. او از پا نمی‌نشیند و در طول تحقیقات خود شاهد عمق بی‌عدالتی، فساد و سرکوب در جامعه‌ای است که روزی به کارآمدی نظام و قوانین حاکم بر آن ایمان داشت. این رمان از زبان اصلی، اسپانیایی، به فارسی ترجمه شده است.

پ ن:
سانتیاگو رونکاگلیولو (۱۹۷۵) نویسنده پرویی سومین رمانش، آوریل سرخ را در سال ۲۰۰۶ نوشت و جایزه‌ی آلفاگوارا (اسپانیا) را دریافت کرد. ترجمه‌ی انگلیسی این رمان جایزه‌ی روزنامه‌ی ایندیپندنت (۲۰۱۱) را نصیب این نویسنده و روزنامه‌نگار پرویی کرد.



:: مرتبط با: کتاب ,
مسیر خشونت خانگی چگونه هموار می‌شود؟
چهارشنبه 2 مرداد 1398 ساعت 09:17 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

در بسیاری موارد هنجارهای اجتماعی و جنسیتی چنان در نحوه تفکر ما نهادینه شده‌اند که ما به اعضای خانواده، حق رد کردن نقشی که برای آنها تعیین شده است را نمی دهیم. برای مثال، شاید اصلاً فکر نکنیم که کودکان این حق را دارند که از والدین خود نافرمانی کنند یا اینکه یک زن این حق را دارد که تصمیم بگیرد چه زمانی و با چه کسی رابطه داشته باشد. پیامد منطقی این وضعیت این است که اگر یک عضو خانواده حق نه گفتن به یک چیز را نداشته باشد بنابراین، عضو دیگری از خانواده حق طلب کردن آن را خواهد داشت – البته به این شرط که وظایف و الزامات خانوادگی خود را انجام داده باشد. بعید است که شوهر نیز این کار را نقض یک حق بداند زیرا احساس می کند که به عنوان یک شوهر این حق را دارد که هر وقت بخواهد از زن خود طلب رابطه کند.

در سایر موارد، فرد خشونتگر ممکن است از اینکه اقداماتش آسیب‌رسان یا مضر هستند مطلع باشد؛ با این حال، به این دلیل که رابطه را حق و امتیاز خود می‌داند، ارتکاب آن را برای خود توجیه نماید. برای مثال، در بسیاری از مناطق جهان هم زنان و هم مردان فکر می کنند که زدن همسر برای مرد مجاز است اگر: زن غذا را بسوزاند، بدون اجازه او از خانه خارج شود یا از رابطه جن... امتناع کند. در این موارد، اگر چه تصدیق می شود که کتک زدن همسر موجب درد و رنج او خواهد شد، اما این عمل در شرایط خاصی، در محدوده حقوق و امتیازات شوهر بودن قرار می‌گیرد.  این نقش ها توسط جامعه مجاز شمرده شده‌اند: شوهر باید همسرش را کنترل کند و مادر باید فرزندش را کنترل کند.  بنابراین، فرد خشونتگر ممکن است خشونت خود را به عنوان چیزی توجیه کند که در نقش خود به عنوان شوهر، پدر یا مادر برای کنترل دیگری به آن نیاز دارد.

اما در سایر موارد، اعضای خانواده خشونتی را روا می دارند که خود می دانند اشتباه بوده و در شرایطی غیر از محیط خانواده، این خشونت بدون مجازات و تنبیه نمی‌ماند، اما باز هم اقدام به خشونت می‌کنند زیرا می دانند قربانی فاقد قدرت اجتماعی است و ابزار و توان به چالش کشیدن آنها را ندارد. حتی در جوامعی که خشونت مجاز دانسته شده است! اغلب حد و حدودی وجود دارد که عبور از آنها غیر مجاز شمرده می شود. برای مثال، در برخی موارد ممکن است کتک زدن همسر با چوب، مادامی که چوب از انگشت شست شما کلفت‌تر نباشد، مجاز شمرده شود.  با این حال، زدن او به نحوی که سیاه و کبود شود، غیر مجاز است. به همین نحو، در برخی فرهنگ ها، ممکن است برادر نسبت به خواهر قدرت برتر داشته باشد، اما این قدرت به او اجازه نمی دهد که به خواهر تعرض داشته باشد.




ادامه مطلب
:: مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
اعجاز
دوشنبه 31 تیر 1398 ساعت 09:01 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

از عاشقی دوری اگر، نکن بازیگری

از فکر بردن دلم ای کاش که بگذری

تازه رسیده ام به این آرامشی که دارم

برپا نکن در دل من آشوب دیگری

همدل اگر که نیستی نشکن دل مرا

مرهم اگر نمی شوی زخم نزن دل مرا

بشنوید...



:: مرتبط با: موسیقی ,
مقلدها: گراهام گرین
چهارشنبه 26 تیر 1398 ساعت 10:32 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

از اینکه مقلد هستیم نباید چندان گله مند باشیم.بازیگری حرفه ی شریفی است.اگرلااقل مقلدهای خوبی بودیم،دست کم دنیا شناختی از سبک پیدا میکرد.ما وا خورده ایم...فقط همین،مقلدهای بدی هستیم،انسان های بدی نیستیم. در رمان مقلدها،هائیتی در چنگال پاپادوک دیکتاتور،اسیر است و ماکوته،پلیس امنیتی او،یکه تازی میکند.گراهام،گرین با شگردهای سینمایی و شیوه های گزارش نویسی،نقش بازانش را در فضایی جدی و طنز-که ویژه ی اوست-به حرکت در می آورد. بروان،صاحب مهمانخانه؛اسمیت،آمرکایی ساده دل؛و جونز قابل اعتماد،پشت نقاب هنرمندانه شان یک وجه مشترک دارند:هرسه از عشق،رنج و تردید می ترسند.



:: مرتبط با: کتاب ,
مردم می بینند که چقدر زحمت می‌کشیم
دوشنبه 24 تیر 1398 ساعت 08:59 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

مهری رنجبر:امیر غفور معمولا یکی از بازیکنان بی حاشیه ایران است.کاری به کار کسی ندارد و همیشه سعی کرده از حاشیه ها فرار کند،اما خب یک جایی هم می رسد که آدمی مثل غفور با آن همه آرامش نسبی که دارد لب به انتقاد باز کند.از عدم زیرساخت ها بگوید و از کمبود امکاناتی که در ایران عادی شده است.غفور حرف های زیادی زده اما باز هم سعی کرده تا کسی از او نرنجد و خیلی پخته و سنجیده حرف بزند.غفور یکی از بهترین بازیکنان ایران در لیگ ملت ها بود و همین طور امتیازآورترین بازیکن رقابت ها تا روز گذشته.با پسر کاشانی و بی حاشیه والیبال ایران پس از حذف ایران در لیگ ملت ها برای دقایقی حرف زدیم.غفور حرف های جالبی زد که خواندش خالی از لطف نیست.

در لیگ ملت ها پنجم شدیم.شاید توقع خیلی ها این بود که ایران حتی قهرمان شود اما قبول داری که تا همین جای کار هم با این شرایط نتیجه خوبی است؟

ما فکر می کردیم به فینال لیگ ملتها صعود می کنیم و این فکر  هر ساله ماست که  برایش زحمت هم می کشیم . اما رسیدن یا نرسیدن هم به عوامل زیادی بستگی دارد.

این ها بهانه نیست؟همیشه پس از حذف از تورنمنت های مهم از این دست حرف ها مطرح می شود.

نه واقعا بهانه نیست.شک نکنید.شک نداشته هر چه نتایج بهتری بگیریم مزد زحماتی است که بچه ها کشیده اند.مردم این چیزها را می بینند اما باورکنید خودمان می دانیم که چقدر زحمت کشیده ایم.برای  نتیجه بهتر باید توان بیشتری صرف کنیم و فشار زیادی را تحمل که  خیلی از مصدومیت ها را در بر دارد و اتفاقاتی رقم می خورد که برای بقیه  تیم ها نمی افتد.

این ناشی از کمبود بازیکن هم می شود؟انتقادی که وارد است می گویند چرا ایران در همه تورنمنت ها با بازیکنان اصلی شرکت می کند اما سایر تیم ها چنین شرایطی را ندارند.این به شرایط لیگ،زیرساخت ها و بازیکن سازی بر می گردد؟

ادامه...




:: مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
Never Look Away
شنبه 22 تیر 1398 ساعت 22:09 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

Never Look Away 2018
فیلم : هرگز روی برنگردان
نامزد 2 جایزه اسکار
ژانر : تاریخی , درام , هیجان انگیز
محصول :آلمان , ایتالیا
نمره منتقدین : 69/100
داستان : یک دانشجوی هنر به نام کورت بارنت که در آلمان شرقی زندگی می کند شیفته همکلاسی خود الی سیدباند می‌شود، اما پدر او، کارل سیدباند موافق این عشق نیست. زمانی که پرده از اسرار گذشته کارل برداشته شد، مشکلات تازه‌ بروز می کند چرا که مشخص می شود کارل، پدر الی در طرح پاکسازی نژادی آلمان نازی دست داشته است و...




:: مرتبط با: روز نوشت ,
 

 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic