چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
نام رئیس جمهور پوتین روی نوزاد سوری

یک زوج جوان اهل سوریه، نام رئیس جمهور روسیه را برای قدردانی از کمک های پوتین در مبارزه با تروریسم در کشورشان، برای نوزاد خود انتخاب کردند. این زوج سوری که در ریف بانیاس ساکن هستند، عضو تازه وارد خانواده خود را "ولادیمیر پوتین" نامیدند. آنان تاکید کردند که این کار را برای قدردانی از کمک های رئیس جمهور روسیه به کشورشان در راه مبارزه با تروریسم انجام داده اند. این اقدام زوج سوری در پایگاه های اجتماعی مورد توجه بسیار قرار گرفته و کاربران زیادی به آن واکنش نشان داده اند.


مرتبط با: خبر ,
تحصیلكردگان ما ضد كتاب‌ترین تحصیلكردگان دنیا

 هر كسی كه حتی كتابخوان حرفه‌ای هم نباشد، حتما وقتی نام عبدالله كوثری را به عنوان مترجم روی كتابی ببیند، می‌داند كه با خاطری آسوده می‌تواند آن كتاب را بردارد و بخواند و حتی اگر آن اثر را دوست هم نداشته باشد اما از بابت ترجمه آن خیالش راحت است. برای همه ما جالب است كه بدانیم مترجمی كه او را با ترجمه آثار بنامی همچون «پوست انداختن»، «گفت‌وگو دركاتدرال»، «آخر الزمان»، «گرینگوی پیر»، « در جست‌وجوی فردی»، «آئورا» و... می‌شناسیم، با خواندن چه كتاب‌هایی لذت مطالعه را چشیده است. در این گپ و گفت سری به دنیای كودكی او می‌زنیم و به این كنجكاوی پاسخی كوتاه می‌دهیم.
«كنت مونت كریستو» تقریبا همه كسانی كه در دوره كودكی یا نوجوانی به كتاب خواندن برانگیخته شده‌اند، این كتاب را در كتابخانه بزرگ‌ترها دیده‌اند و به احتمال خیلی زیاد آن راخوانده‌اند و دست كم ورق زده‌اند. كتابی كه كوثری اینگونه توصیفش می‌كند: «كنت مونت كریستو» یكی ازمشهورترین رمان‌های قرن نوزده فرانسه است كه نویسنده‌اش الكساندر دومای پدر، همان كسی كه «سه تفنگدار» را نوشت، بود. این رمان به خاطر مضمون جذاب و شخصیت جالب شخصیت اصلی داستان و وقایعی كه برای او رخ می‌دهد، یكی از معروف‌ترین رمان‌های تاریخ به شمار می‌رود.
او چگونگی آشنایی ایرانیان را با این اثر مرور می‌كند: «این كتاب اول بار در دوره قاجار ترجمه می‌شود و آن هم به همت محمد میرزای قاجار كه یكی از بهترین مترجم‌های آن زمان بودند. ولی ترجمه‌ای كه ما در سال‌های دهه 1330، یعنی زمانی كه من دبستان می‌رفتم، می‌خواندیم، ترجمه الف. شهریاری بود. این كتاب به صورت جزوه‌های پنج زاری هر هفته منتشر می‌شد.»
ادامه مطلب

مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
تخمه ژاپنی یا جابونی؟
اصل اسم تخمه ژاپنی، تخمه «جابانی» است. دلیل آن هم تولد این تخمه در روستای «جابان» است. فکر کنم دنبال این روستا در مناطق اطراف ژاپن، کره و … می گردید اما راه دوری نروید. روستای جابان مکانی است که شاه اسماعیل صفوی با فرخ یسار جنگ کرده است. این روستا در غرب روستای کرمانج نشین سربندان دماوند واقع است. محل دقیق آن سه راهی دماوند – فیروزکوه – تهران است. مردم این منطقه به زبان کردی کرمانجی صحبت می کنند. نسل آنها به کرمانج های قوچان قدیم بازمی گردد. تخمه ژاپنی که اصل اسم آن همین «جابانی» است، متعلق به همین روستاست. اسم این تخمه اول به «جابونی» و سپس برای آنکه راحت تر تلفظ شود به «ژاپنی» تغییر نام پیدا کرده است. دیدید نیازی نبود به ژاپن و روستاهای آن سر بزنید! این تخمه از پرطرفدارترین تخمه ها برای مردم ماست. در حال حاضر این تخمه فقط در این روستا تهیه نشده و تقریبا در همه شهرهای کشورمان تهیه می شود. تخمه ژاپنی همان تخمه هندوانه است، نوعی هندوانه که قابل خوردن نیست و تخمه‌های زیادی دارد و به «هندوانهٔ آجیلی» مشهور است.


مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
روز به یاد ماندنی

"صد باد صبا این جا با سلسله می‌رقصند"
امروز ساعت هشت نشده، بی خبر، در حال گرفتم کپی دیدم هر پنج برادرم از همدان و قروه آمدند توی دفتر. با شیرینی و کادو. شگفت زده شدم . نیم ساعتی که بودند از بهترین لحظات عمرم بوده تا حالا. دمشان گرم و دلشان همیشه شاد.



مرتبط با: روز نوشت ,
شرکت کننده کنکور زیبایی

شرکت کننده کنکور زیبایی و مهارت حرفه ای « آرایش نظامی» در بین نظامیان زن نیروی موشکی استراتژیکی روسیه.


زوکرمن رهیده از بند

فیلیپ راث در این رمان داستانی را درباره نویسنده ای با عنوان تیتن زوکرمن روایت می کند که در میانسالی با نوشتن رمانی جنجالی به موفقیت رسیده و مبدل به یک میلیونر شده است. این موفقیت اما زندگی او را تبدیل به کابوسی کرده و وی را در دوراهی میان خود بودن یا سرسپردگی قرار داده است. راث در این داستان تصویر جهانی خیالی را خلق کرده است که در زندگی واقعی خود می بیند و همین مساله رمان تازه راث را تبدیل به صحنه ای برای روایت طنزآمیز و دردناک او از تقابل ادبیات و زندگی روزمره کرده است.



مرتبط با: کتاب ,
اگر مهران مدیری، مهران غفوریان و ... زن بودند

پس از انتشار نرم افزار Face App در فضای مجازی با برخی چهره های هنری شوخی صورت گرفته است.


جان فورد، کارگردان اسطوره ای تاریخ سینما

«جان فورد» سینماگر برجسته و وسترن ساز معروف است که در سال 1894 در پورتلند امریکا به دنیا آمد. او از جمله نابغه های سینمای جهان به شمار می رود که در کارنامه هنری و سینمایی او 145عنوان فیلم در مقام کارگردان ثبت شده است که یک رکورد محسوب می شود.
 جان فورد در سال 1939 و با ساخت فیلم «دلیجان» موقعیت خود را به عنوان مطرح ترین و جدی ترین کارگردان هالیوود به تثبیت می رساند هر چند 4سال قبل از آن او با ساخت فیلم خبرچین (1935) تمام نظرها را به خود معطوف کرده بود. پرداخت و شخصیت پردازی و همچنین پویایی زیرساختی فیلمهای فورد، چنان استحکامی داشتند که او بین سالهای 1935 تا 1952 همواره به عنوان یکی از موفق ترین کارگردانان حال حاضر جهان سینما شناخته می شد.

طی همان سالها ، فورد بهترین فیلمهایش را می سازد که مهمترین آنها عبارتند از: آقای لینکلن جوان در سال 1939 ، خوشه های خشم در 1940 ، سفر طولانی به خانه در 1940 ، جاده تنباکو در 1941 ، چقدر دره من سبز بود در 1941، کلمانتاین عزیز من در 1946 ، قلعه آپاچی در 1948، سه پدرخوانده در 1948 و مرد آرام در سال 1952. فورد از سال 1935 که برای فیلم «خبرچین» اسکار بهترین کارگردانی را دریافت کرد، برای تمامی فیلمهای فوق الذکر نیز نامزد دریافت اسکار بهترین کارگردانی شد و برای فیلمهای «خوشه های خشم» ، چقدر دره من سبز بود و مرد آرام نیز جایزه اسکار را به دست آورد و رکورد 4تایی خود را بر جای گذارد. جان فورد که اصیل ترین وسترن های سینمای جهان را ساخته است ، به ذات کاراکترهایی که می آفرید، اعتقاد بی حدی داشت . مبنای پرداخت و شکل دهی شخصیت های او نیز به طور کلی در داستان و در روند طی شدن فیلم به انتها می رسید. از این رو بود که فورد در تمامی ژانرهای سینمایی که تجربه کرد، موفق شد بهترین آثار را تولید کند. هر چند او به عنوان اصیل ترین وسترن ساز شناخته شده است و این یک حقیقت است و او همواره در جلساتی که می خواست خود را معرفی کند، می گفت : من فورد هستم ، من وسترن سازم.


ادامه مطلب

مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
کایکاتور هفته




اختتامیه جشنواره
اختتامیه چهارمین دوره جشنواره با نظم و انضباط بسیار خوبی برگزار شد. دم بچه های پایه دهم گرم که درست و درمان همکاری کردند. در کل این دوره با تجربه ی خوبی اداره شد و به هر یک از نفرات برگزیده علاوه بر سپاس نامه و جایزه نقدی سه جلد کتاب داستان هم اهداء شد که از هر سه جلد، دو جلدش اهدایی برادرم به این جشنواره بود. نفر اول که تندیس را برد متین کرمی دانش آموز پایه دهم دبیرستان ما بود که به او تبریک می گویم. از زحمات خانم عزیزی و آقایان علیزاده و گروسی و خزائل سپاس گزارم؛ همچنین از مجری متین و کارکشته آقای حسنی پور. قرار بود آقای عطا نهایی داستان نویس شناخته شده بانه ای پیام برای جشنواره بفرستد که متأسفانه جور نشد. دوره پنجم با یادبود و بزرگداشت استاد شروه برگزار خواهد شد.


مرتبط با: روز نوشت ,
از مرحله دوم المپیادهای علمی چه خبر؟


مرحله دوم بیست و هفتمین دورة المپیاد کامپیوتر هم برگزار شد.

امتحان مرحله‌ی 2 کامپیوتر امسال با یه کم حواشی برگزار شد. ظاهرا سوال 3ی آزمون در برخی مراکز قبلا حل شده و سوال 4 هم بعد از آزمون در یکی از کانال‌های تلگرامی به عنوان سوال غیرتالیفی معرفی شده. آزمون تستی، آزمون خوبی بوده و به نظر می‌رسه که عملکرد قابل قبولی رو از بچه‌ها شاهد بودیم، اما این که تقریبا هیچ کسی نتونسته 2 تا سوال تشریحی رو کامل بنویسه، نشون میده که احتمالا آزمون تستی خیلی اثرگذار خواهد بود.

- - - - - - - -

مرحله دوم بیست و هفتمین دورة المپیاد شیمی هم برگزار شد.

آزمون شیمی شامل دو تکه‌ی تستی و تشریحی می‌شده. 40 تا سوال تستی 120 نمره‌ای و 6 تا سوال تشریحی 60 نمره‌ای که با این حساب سوالای تستی برخلاف سال گذشته نسبت بیشتر از کل نمرات رو به خودش اختصاص داده. بر حسب اطلاعات رسیده، آزمون به طور قابل توجهی سخت بوده و این که بشه به تمام سوالاش پاسخ داد، از عهده‌ی افراد عادی و حتی کمی غیرعادی هم خارج بوده!! نکته‌ی قابل توجه در برگزاری آزمون هم این بوده که در ابتدای آزمون مسئولین اعلام کردن که زمان پاسخ دادن به سوالات تستی 40 دقیقه است و بعد دفترچه‌ی تشریحی توزیع می‌شه که در اجرا، لغو شده موضوع و دفترچه‌ها با هم توزیع شده.

 - - - - - - -

مرحله دوم سیزدهمین دورة المپیاد نجوم هم برگزار شد.

آزمونی با 10 سوال که ظاهرا 2 تاش خیلی بدقلق بوده! 370 نمره داشته و به حسب ظاهر از سال قبل سخت تر بوده سوالات. در مجموع امتحان روتین بوده .

ادامه مطلب

مرتبط با: خبر ,
عشق نامه سعدی

گرت کسی بپرستد ملامتش نکنم من

تو هم در آینه بنگر که خویشتن بپرستی

"به مناسبت روز سعدی شیرین سخن"



مرتبط با: مشاهیر ایران ,
مادام بوواری - گوستاو فلوبر

"اِما بوواری" به‌واسطه تربیت و تحصیلش در نوجوانی (در صومعه) و خواندن کتاب‌هایی که در آن هرچه بود عشق و عاشق و معشوقه بود، بسیار احساسات‌گرا بار آمد، بدین‌معنا که دلش عشق‌های شاهانه می‌خواست؛ عاشقانی برازنده، به شجاعت شیر و مهربانی بره... از آن‌ها که در نیمه‌های شب و زیر نور مشعل و شمع عقدشان بسته می شود و...! خلاصه این‌که اِما از آن‌هایی است که هر نوع شادمانی را بر خود حرام می‌کنند چون آن را بیش از اندازه بزرگ می‌خواهند.

شارل طبیعتاً مرد رویاهای او نبود. امکان خیالبافی را در او بارور نمی‌کرد، طناز نبود تا نُقل محافل شود، همه چیز را نمی‌دانست، در چندین رشته مهارت نداشت و خلاصه اینکه مانند عشاق داستانها نبود. لیکن درست در زمانی که اِما از زندگی ساده و بدون هیجان روستایی دلگیر بود، با شارل روبرو شد و آن شور و هیجانی که معمولاً در این‌گونه برخوردهای اول رخ می‌دهد در اِما به‌وجود آمد و تصور نمود به آن شورِ شگفت‌انگیزی که آرزویش را داشته، دست یافته است... عشق...

پس از ازدواج، وقتی مطابق تئوری‌های نگاشته شده در قصه‌ها، آن حس خوشبختی که قاعدتاً  می‌بایست پس از عشق حاصل می‌شد نصیبش نشد، دچار گیجی و سرخوردگی شد. شارل البته که در زمینه‌ی تشخیص و برآورده‌کردن نیازهای همسرش مثل اغلب مردان ضعف داشت ولی همسرش را به غایت دوست داشت... مشکلش آن بود که "همان که بود" را دوست می‌داشت درحالیکه باید او را به حرکت و تقلا وامی‌داشت (البته این یک توصیه تئوریک است!).

در کُل، خواسته‌های اِما به‌صورت کاریکاتورگونه‌ای وسعت یافت که تناسبی با امکانات و وضع موجودش نداشت. مسئله بوواری البته محدود به ایشان و آن زمان نیست، خیلی از ما در زمینه‌های مختلف دچار چنین وضعیتی هستیم.

میله بدن پرچم




مرتبط با: کتاب ,
یادی از یک دبیر، یک اسطوره

(از چپ نفر دوم، 96/1/7)
سال 80 حدود نود مشاور در دوره ای یک هفته ای در تربیت معلم سنندج بودیم. روزی یکی از مدرسان نیامده بود و به جایش مدیر مرکز در کلاس خاطره ای تعریف کرد. گفت: پیش از انقلاب همه دبیران فیزیک در رامسر جمع شده، دوره ای ضمن خدمت داشتیم. در بین ما دبیران شناخته شده ای بودند از سراسر ایران" از جمله ابرمردی مثل آقای عزیز انتصامی، از قروه" . با این حرفش موی بدنم از ذوق و شگفتی سیخ شد. چون سال 70 دبیر فیزیک محبوب من و همه دانش آموزان قروه بود. مردی خوش پوش، فوق العاده با سواد و با ابهت که نفس کشیدن سر کلاسش به شماره می افتاد.
گفت مدرس جوان آن دوره در حین تدریس مسئله ای را اشتباه حل کرد. یکی از دبیران جوان و تازه کار مچش را گرفت و اشتباهش را گوشزد کرد. مدرس نپذیرفت و یکی به دو کردند تا زنگ خورد. گفت از پشت سر ما چند نفر جوان که مچ گیر هم بین مان بود آقای انتصامی و دوستانش می آمدند تا به ما رسیدند. رو به آن دبیر تازه کار کرد و گفت تو درست می گفتی، این را همه ی ما می دانستیم اما به روی آن مدرس جوان نیاوردیم. کاش تو هم او را خراب نمی کردی. ما آمده ایم دور هم باشیم و هوایی عوض کنیم و برگردیم. کاش توی ذوقش نمی زدی... .
این خاطره را هرگز فراموش نمی کنم. استاد انتصامی دبیری بود که همه ی ما و بزرگ ترهای ما وقتی در جمعی حرف معلم باشد از او به عنوان اسطوره ای بی بدیل یاد می کنیم. همیشه کت و شلوارهای خوش دوخت و خوش رنگ می پوشید. با صورتی براق و پر و همیشه اصلاح کرده، و چشمانی براق، جدی و نافذ. یادم است همیشه گچی را که با آن می نوشت از پیش کادو پیچ کرده بود و آن را از جیب کتش در می آورد و با آن می نوشت تا به دست و لباس و کتش نپاشد. به همه هم بر اساس درصدی که ورقه را نوشته بودند نمره می داد.
سه سال پیش که همایش دبیران فیزیک ایران در سنندج برگزار شد فانی وزیر وقت شخصاً از استاد انتصامی تقدیر کرد و دست او را بوسید.
استاد اصلاً همدانی است. پس از بازنشستگی به همدان برگشت و کماکان ساکن آن جاست. عمرش دراز باد که یادش همیشه در قلب های ماست. 


مرتبط با: روز نوشت ,
کاشفی کیا و باز هم افسوس
در چهارمین دوره المپیاد هندسه ایران، که امسال برای اولین بار  شهرستان ها هم می توانستند شرکت کننده داشته باشند، با مسرت باز هم محسن کاشفی کیا توانست به مرحله دوم در یک المپیاد علمی راه پیدا کند و رکورد هشتمین بار را هم بزند و رتبه 8 کشور را در سطح پیشرفته بدست آورد آن هم بدون خواندن هیچ منبع معرفی شده ای؛ اما افسوس که حرف گوش نکرد و وقت و استعدادش را، تا این مرحله قلم چی، به هدر داد و نخواست با مدالی کشوری که مستحقش بود به راحتی به شریف راه پیدا کند. خودش هم خوب می داند و پشیمان است و تا حدی فرسوده. هیچ، فقط افسوس! امیدوارم در دانشگاه کمی بلندپرواز باشد. علاوه بر او علیرضا شاهرخی دانش آموز دهم ریاضی هم پذیرفته شده و جمع المپیادی های امسال به عدد هفت رسید. شادباش و آرزوی موفقیت های بیشتر.
پ ن: نکته جالب این که دبیرستان ما تنها مدرسه ای بود در استان که در این دوره شرکت کننده داشت.


مرتبط با: خبر ,

تعداد کل صفحات: 43