» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را

«محبوس» ونه‌گات
پنجشنبه 19 دی 1398 ساعت 23:10 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

این رمان نخستین بار در سال 1979 با عنوان «Jailbird» (پرنده زندانی) منتشر شد و روایتی خاطره‌وار دارد. در این كتاب خواننده با شرایط كنونی زندگی شخصیت‌ اول داستان آشنا می‌شود. شخصیت محوری داستان كم‌كم به گذشته باز می‌گردد و از دو روز ابتدایی پس از آزادی‌اش سخن می‌گوید.
كورت ونه‌گات با این اثر مخاطب خود را وارد دنیای خاص و  طنزآمیز خود می‌كند؛ دنیایی كه در آن فساد و تباهی در بین دولتمردان آمریكا و به تبع آن در میان انسان‌ها روز به روز افزایش می‌یابد. به عبارتی ونه‌گات تصویری فراموش‌نشدنی از قدرت و سیاست را در این زمانه به تصویر می‌كشد.
نویسنده در این اثر به تناوب بین زمان حال و گذشته در حركت است و شخصیت‌هایش گاه با بصیرت و گاه از سر حادثه زندگی خود را به پیش می‌برند. در این رمان مفاهیمی مربوط به كاپیتالیسم و حكومت كمونیستی مورد بررسی قرار می‌گیرند و لایه‌های معنایی مختلف خود را از لابه‌لای حقیقت،داستان و هویت انسانی بیرون می‌كشند.



:: مرتبط با: کتاب ,
آتش بازی جالب سال نو
شنبه 14 دی 1398 ساعت 18:23 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )



:: مرتبط با: عكس - كاریكاتور ,
پنج دوست كمبریجی من/ یوری مودین
جمعه 13 دی 1398 ساعت 23:21 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

درباره گروه كمبریج كتابهای زیادی در غرب و به خصوص در بریتانیا چاپ و منتشر شده است؛ با وجود این كتاب «پنج دوست كمبریجی من» در سال 94م سر و صدای زیادی به پا كردو به فاصله كوتاهی در كشورهای غربی ترجمه و منتشر شد. این كتاب روایت چگونگی شكل گیری و فعالیت گروه موسوم به جاسوسان كمبریج است و پرده از اسرار عجیب ترین ماجرای جاسوسی قرن بر می دارد. اما دراینجا دو نكته را نباید از نظر دور داشت: این كتاب را یوری ایوانوویچ مودین , ماموراطلاعاتی شوروی و رابط و دوست پنج كمبریجی نوشته است بنابراین چه بسا خالی از پیش داوری و برداشت های نادرست و جانبدارانه نباشد.
"پنج دوست كمبریجی من" كتابی است بسیار خواندنی و حتی می توان آن را نوعی رمان جاسوسی به شمار آورد- كتابی كه مانند آثار گراهام گرین, فردریك فورسایت و جان لوكاره جذاب و هیجان انگیز است.




:: مرتبط با: کتاب ,
8 دی زادروز فروغ فرخزاد
یکشنبه 8 دی 1398 ساعت 17:32 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

«در سایه ها بودم
چشم انتظار سروده شدن؛
و تو بودی كه سرانجام
مرا خواندی.»




:: مرتبط با: روز نوشت ,
میدل مارچ: جورج الیوت
جمعه 6 دی 1398 ساعت 16:51 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

"میدل مارچ" از چنان جاذبه‌ای برخوردار است که روی برخی از جمله‌هایش توقف می‌کنی و دوباره و دوباره تکرارشان می‌کنی. ژرفای اندیشۀ جورج الیوت و نبوع خارق‌العاده‌اش در به تصویر کشیدن افکار شخصیت‌ها یکی از نکات برجسته این رمان بلند کلاسیک است. این سبک تجزیه و تحلیل روانشناسانه را الیوت خود بنا نهاد.

ویرجینیا وولف این کتاب را رمانی نادر برای آدم‌های بالغ توصیف می‌کند. در سال ۲۰۰۷ این اثر جزء ده رمان برتر برای تمامی اعصار شناخته شد. این اثر زندگی چند خانواده میدل مارچی را روایت می‌کند. قهرمان کتاب دورتا بروک دختر جوانی است که به درخواست ازدواج کشیشی فرتوت و دانشمند! به نام ادوارد کازوبن پاسخ مثبت می‌دهد. الیوت این ازدواج را نشانه‌ای از احساسات و عقاید افراطی دورتا می‌داند که باعث می‌شود زنی جوان از خانواده‌ای محترم چنین خطای وحشتناکی مرتکب شود. میدل مارچ وضع زنان، طبیعت ازدواج، ایده‌آل‌گرایی، منافع شخصی، مذهب، اصلاحات سیاسی و آموزشی، ظهور پزشکی جدید، احداث خط راه آهن و ... را در روستایی کوچک و در قالب ۸۴ فصل به نمایش می‌گذارد. الیوت با واقع‌بینی دلایل شکست یا موفقیت ازدواج‌های میدل مارچ از جمله رزاموند زیبا و دکتر لایدگیت، فرد وینسی و مری گارت و در نهایت لادیزلا و دورتا را بررسی می‌کند.




:: مرتبط با: کتاب ,
لیلی عزیزم:شوشا گوپی
دوشنبه 2 دی 1398 ساعت 23:39 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
پیروزی روشنایی بر تاریکی
یکشنبه 1 دی 1398 ساعت 13:07 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

شب تولد مهر و میترا (خورشید)فرخنده باد




:: مرتبط با: روز نوشت ,
شمسی عصار(شوشا گاپی)
سه شنبه 26 آذر 1398 ساعت 16:57 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

شوشا گوپی (شمسی عصار 1314تهران- 1387لندن): نویسنده، ترانه سرا، فیلم ساز و خواننده بود. خواننده ای بود که به سه زبان فرانسوی انگلیسی و فارسی میخواند و مینوشت. شوشا در تهران زاده شد و در همان شهر به مدرسه فرانسوی ها فرستاده شد در 16 سالگی برای تحصیل راهی فرانسه شد و در رشته ادبیات فرانسه از دانشگاه سوربون فارغ‌التحصیل شد. او در نوجوانی به پاریس رفته و در آن جا درس خوانده جامعه روشنفکری آن رفت و آمد و درآن نقش داشته است.
چندی طول نکشید که شوشا شروع به سرودن ترانه‌های فرانسوی و فارسی کرد و در کافه‌های پاریس هم آواز می‌خواند. در دهه‌های شصت و هفتاد، وی 14 صفحه موسیقی پر کرد که از نظر ترکیب شعر و کلام و ملودی، آثار درخشانی هستند. بانوئی خوش قلب که همیشه نگران ایران بود و همیشه خبر ها را دنبال میکرد و اگر خبر ناگواری از ایران میشنید ناراحت میشد. شوشا دختر آیت الله محمد کاظم عصار، روحانی ایرانی و استاد فلسفه دانشگاه بود.
شوشا نه تنها در فرانسه که در انگلستان هم در میان اهل فکر و ادب شناخته بود. چند سال پیش که کتاب "دختری در پاریس" با ویرایش نو در لندن منتشر شد، در مرکز فرهنگی فرانسه در لندن مجلسی برپاشد. از سیاستمداران نامدار تا نویسندگان و دانشگاهیان همه در آن مجلس حضور داشتند و شوشا با آن لحن ویژه و مسلط به زبان انگلیسی با انتقاد از فرهنگ و سیاست در ایران و شرق و نیش های جان دار به فرهنگ غرب شوری به پا کرد. شوشا که در سال 1961 با یک کاشف و فروشنده  تابلوهای نقاشی به نام نیکلاش گاپی ازدواج کرده و به لندن نقل مکان کرده بود، حالا دیگر به زبان انگلیسی تسلط کامل پیدا کرده و به این زبان
حرف می‌زد، می‌نوشت، و آواز می‌خواند، و تصنیف‌هایی می‌ساخت که تاثیر بی‌چون و چرای جون بایز و باب دیلان و موسیقی "بلو گراس" را نشان می‌داد. هر چه می‌نوشت و می‌سرود، ذوق بارز ملودی را در خود داشت. شوشا تا دهه‌های هشتاد و نود هم به اجرای موسیقی ادامه داد و از جمله در مراسم تدفین دوست شاعرش تد هیوز در صومعه "وست‌مینستر" آواز خواند. در این دوره، او همانند سال‌هایی که میان نویسندگان و هنرمندان پاریس زندگی کرده و برای خود جا باز کرده بود، در میان روشنفکران انگلیس هم دوستان و نزدیکان بسیار یافته بود. در مدت کوتاهی بر زبان انگلیسی تسلط پیدا کرده بود و پس از طلاقش از نیکلاس گاپی، آثار بسیاری به انگیسی نوشت. در وصف استعداد بارز وی همین بس که هنگامی که به زبان سوم (انگلیسی) شروع به نوشتن کرد بی‌تردید بهتر از بسیاری نویسندگان دیگر می‌نوشت که انگلیسی زبان اول‌شان بود. و این یادآور کاری است کارستان که تنها جوزف کنراد از پس آن بر آمده بود.

راجر اسکوروتون نویسنده فیلسوف و پرفسور دانشگاه آکسفورد در روزنامه گاردین شوشا را یکی از برجسته ترین زنان ایرانی نسل خود خواند و یادآور شد چگونه او به سه زبان و فرهنگ کاملا متفاوت (ایرانی فرانسوی انگلیسی)تسلط داشت که او را یکی از چهره های سرشناس روشنفکران قرار داد؛ همچنین خود روزنامه گاردین از او پس از مرگش تجلیل کرد.



ادامه مطلب
:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
بابا گوریو
یکشنبه 24 آذر 1398 ساعت 17:36 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

داستان بابا گوریو که فیلیپ برتو آن را شاهکار نبوغ انسانی می خواند، چون ستاره ای تابناک در میان سایر آثار اونوره دو بالزاک،نویسنده نامی فرانسه،می در خشد و بی شک از شاهکارهای ادبیات جهانی به شمار می رود. مقصود نهایی کتاب نشان دادن اجتماع خوش ظاهرو بد باطن آن زمان پاریس است.در داستان بابا گوریو احساساتی که از مشاهدۀ مفاسد اجتماعی عالیه شهر پارسی به راستینیاک دست می دهد همان احساساتی است که در جوانی به خود بالزاک، هنگامی که به پاریس آمد، دست داده بود. همان عشق به زندگی پاریس و همان انزجار از اوضاع اجتماعی این شهر، همان طور که خود بالزاک احساس می کرده است، در فکر و روح اوژن راستینیاک جلوه می کند. اساس داستان، مانند اغلب داستانهای بالزاک، بر فقر و مسکنت نهاده شده و این هم یکی از خصایص بالزاک است، چه خود بالزاک مدام با بی نوایی و تنگدستی دست به گریبان بوده است.
کلود فارر می گوید که این داستان را صد بارخوانده و در دفعۀ صدم همان هیجان مطالعۀ اول به او دست داده است. داستان باباگوریو نه فقط بزرگترین رمان دنیاست،بلکه،به عقیدۀ کلود فارر، شاهکار های ادبی جهان و به عقیدۀ فیلیپ برتو شهاکار نبوغ انسانی است.
پ ن: پس از بیست سال بازهم بازخوانی اش خواندنی بود.



:: مرتبط با: کتاب ,
صلح یعنی...
چهارشنبه 20 آذر 1398 ساعت 17:52 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

صلح یعنی عطرِ غذا در شامگاهان

صلح یعنی آنکه ماشینی دمِ در خانه‌ات توقف کند

و تو وحشت نکنی

صلح یعنی آنکه

درِ خانه‌ات کوبیده می‌شود

کسی نباشد، جز یک دوست!

(یانیس ریتسوسYannis Ritsos)




:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
شور من می شكفد
یکشنبه 17 آذر 1398 ساعت 18:46 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )


(اثر خانم وینا رضایی، هنرمند اهل قروه)

من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن / من ندیدم بیدی سایه اش را بفروشد به زمین

رایگان می بخشد نارون شاخه ی خود را به کلاغ / هر کجا برگی هست شور من می شکفد





:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
وداع با اسلحه
چهارشنبه 13 آذر 1398 ساعت 23:27 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

کتاب وداع با اسلحه (A farewell to arms) از جمله نام‌دارترین و نام‌آورترین آثار ارنست همینگوی است. رمان وداع با اسلحه را در سی سالگی (۱۹۲۹) نوشت و بلافاصله به کتابی پرفروش تبدیل شد. در حدی که بسیاری از مردم، همینگوی را به عنوان نویسنده وداع با اسلحه می‌شناسند.
کتاب از جنس روایت اول شخص است و ما با داستان حضور یک آمریکایی به نام فردریک هنری را در جنگ جهانی اول و در جبهه ایتالیا آشنا می‌شویم. بخش عمده‌ای از داستان وداع با اسلحه در ایتالیا و سوییس می‌گذرد. وداع با اسلحه را معمولاً به خاطر روایت شفاف و اثرگذاری که از جنگ دارد تحسین می‌کنند. برخی منتقدان، این نوع توصیف‌های اثرگذار را ناشی از حضور همینگوی در جنگ جهانی اول و علت تجربه‌ی مستقیم او از جنگ می‌دانند. اگرچه ظاهراً او صرفاً چند هفته و در مقام راننده آمبولانس صلیب سرخ، جنگ را در جبهه ایتالیا تجربه کرده است.
پ ن: میس كاترین، شخصیت عاشق داستان، از ماندگارترین و با وقارترین كاراكترهایی است كه خوانده ام.



:: مرتبط با: کتاب ,
رمان"اشتیلر" ماكس فریش
یکشنبه 10 آذر 1398 ساعت 00:06 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )


مردی که خود را وایت معرفی می کند، در هنگام یک سفر با قطار دستگیر می شود. هم کوپه یی او معتقد است که این مرد همان اشتیلری است که شش سال گذشته همسرش را رها کرده و غیبش زده است. وایت اما انکار می کند.
او از تابعیت امریکایی-آلمانی خود می گوید و دلایل زیادی بر برائت خود دارد. او به وکیلش می گوید که سال ها در مکزیک بوده است و داستان هایی دارد که در این کشور بر او گذشته است. ماجرا وقتی شکل دیگری به خود می گیرد که همسر اشتیلر به دیدار زندانی می آید. از اینجاست که کم کم همه چیز شروع به تغییر می کند، روایتی که در نهایت به آنجا می رسد که زندانی اقرار می کند همان کسی است که به دنبالش هستند.
او همان اشتیلری است که شش سال قبل همسرش را رها کرد و گریخت. آنچه که در رمان اشتیلر اهمیتی انکار نشدنی دارد، جزئیاتی است که نویسنده در کارش مورد استفاده قرار می دهد. نویسنده در این رمان می خواهد کار خود را از یک روایت پرداز صرف خارج کند و به سوی یک متن روانکاوانه پیش ببرد.
از همین رو است که او به جای آنکه به داستانش شاخ و برگ ماجرایی بدهد، آن را به عمق شخصیت هایش می کشاند؛ مردی از خودش، همسرش، محل کارش و در نهایت از همه چیزش فرار می کند تا زندگی دیگری را آغاز کند. او آنچنان احساس پوچی و سرخوردگی دارد که حتی حاضر است بمیرد و زندگی قبلی اش تکرار نشود.



:: مرتبط با: کتاب ,
سحرگاهان فردا
چهارشنبه 6 آذر 1398 ساعت 18:04 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

آنجا عُمر بر یزدگرد واژگون بخت. پیوسته پیروز است،‌ پیروز.
آنجا سحرگاهان فردا،
 تاریک و غمناک است،‌ چون پایان امروز.
(نادر نادرپور)، مجموعة «خون و خاکستر.».



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
این سرخی ِ بعد از سحرگه
دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت 18:41 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

چه می‌گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخی ِ بعد از سحرگه نیست
...



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
 

 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic