چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
حرفی از جنس زمان

من به اندازه ی یك ابر دلم می گیرد

وقتی از پنجره می بینم حوری

- دختر بالغ همسایه

پای كمیاب ترین نارون روی زمین

فقه می خواند.

(سهراب سپهری)



مرتبط با: جملات کوتاه ,
زندگی روشنفکر و حقوقدانی برجسته

دکتر مصطفی رحیمی(زادهٔ ۱۳۰۵ هـ.ش نائین، اصفهان ـ درگذشتهٔ ۹ مرداد ۱۳۸۱تهران). استاد دانشگاه، نویسنده و مترجم ایرانی است. تحصیلات ابتدایی را در همان شهر به پایان رساند و برای تحصیلات دوره اول دبیرستان به یزد رفت و دوره دوم دبیرستان را در اصفهان خواند و سپس به تهران آمد و در دانشکده حقوق دانشگاه تهران به ادامه تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۳۷ به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن دوره دکتری حقوق را گذراند. در پاریس با افکار ژان پل سارتر آشنا شد. در بازگشت به تهران وارد دادگستری شد. در سال‌های دهه ۴۰ به ترجمه پرداخت، و مدتی در دانشگاه تهران به تدریس ادبیات غرب اشتغال داشت.

کتاب‌شناسی —————————————————————-

شعر
بهشت گمشده، ۱۳۲۸
داستان
اتهام، ۱۳۵۷
باید زندگی کرد ۱۳۵۶
قصه‌های آن دنیا ۱۳۵۶
نمایشنامه
آناهیتا، ۱۳۴۹
تیاله، ۱۳۵۶
دست بالای دست، ۱۳۵۷
هملت، ۱۳۷۱

ادامه مطلب

مرتبط با: مشاهیر ایران ,
بودن یا شدن

انسان تنها موجودی است که از پذیرفتن آنچه که هست سرباز می‌زند. (آلبر کامو)


مرتبط با: جملات کوتاه ,
کاخ ثابت پاسال، بزرگ ترین خانه تهران تخریب می‌شود؟

بزرگ‌ترین خانه تهران که معماری آن از قصر«لو پتی تریانون» در ورسای فرانسه الگو گرفته شده، به پیشنهاد رئیس شورای شهر تهران قرار است که به مسجد، مرکز فرهنگی و تجاری بدل شود. خانه مشهور به کاخ ثابت پاسال در کوچه ناهید در ابتدای بلوار آفریقا واقع شده است. این خانه ١١ هكتاری که زمانی بزرگ‌ترین خانه تهران بوده و در دهه پنجاه ارزشی معادل ۱۵ میلیون دلار داشت، گویی در آخرین روزهای فعالیت شورای چهارم سرنوشت دیگری پیدا كرده است و اعضای شورا بی‌توجه به تمام هشدارها و درخواست‌هایی كه برای حفظ این بنا در این سال‌ها مطرح شد، مجوز تخریب آن و ساخت مسجد در زمین مصادره‌ای آن را به مالک فعلی آن داده‌اند.


مرتبط با: خبر ,
بهار در قفس

بهار هم نتوانست
درهای قفس ها را بگشاید
تنها پرندگان را
در تنگنای قفس
بی قرار کرد
(
عسگر آهنین)


مرتبط با: جملات کوتاه ,
دختری در باغ های سیب

یکی از زیباترین اماکن مسکو در ماه مه باغ های سیب در پارک "کالومنسک" است. شکوفه زدن درختان چند هفته ای به طول می انجامد و معمولا 17 روز مشاهده می شود.



توهم توطئه و جنون خود قهرمان‌پنداری
«دایی جان ناپلئون» سالهاست که به رمانی کلاسیک در ادبیات داستانی ایران بدل شده است. یکی از آثاری که به دلیل برخورداری از شاخصه های گوناگون، بعنوان اثری منحصر به فرد و ماندگار شناخته می شود. این ویژگی ها که سیاهه بلند و بالایی را تشکیل می دهد که برخی از این قرارند: توفیق رمان در میان مخاطب خاص و عام، بدل شدن به یکی از پرفروش ترین رمانهای ادبیات فارسی، ساخت اقتباسی وفادارانه از آن در قالب سریالی بسیار پرمخاطب و دیده شده؛ ترجمه رمان به زبانهای مختلف، وارد شدن دیالوگ های تکرار شونده شخصیت ها در زبان مردم کوچه و بازار، بدل شدن نام رمان به مفهومی کنایی در حافظه جمعی مردم، شناخته شدن آن به عنوان رمانی نوستالژیک برای چند نسل گذشته  و.... باوجود اینکه دایی جان ناپلئون چه در قالب رمان و چه در قالب سریال قریب چهار دهه امکان عرضه رسمی پیدا نکرده اما از محبوبیت و شهرت آن کم نشده و البته به دلیل همین محبوبیت برخی فرصت طلبانه آن را به صورت غیر مجاز و با کیفیت چاپ پایین منتشر کرده و به صورت انبوه عرضه کرده اند...
«دایی جان ناپلئون»
نویسنده: ایرج پزشکزاد
ناشر: فرهنگ معاصر، چاپ اول
692 صفحه، 38000 تومان
ادامه...


مرتبط با: مشاهیر ایران ,
حمایت

اثر مجسمه ساز لورنتسو کین تحت عنوان « حمایت» در ونیز.


هدیه هومبولت، سال بلو
« هومبولت فلایشر » شاعری بود که همة دانشجویان رشتة ادبیات منتظر ظهورش بودند . او ثروت بیکرانی داشت که در ادبیات خلاصه می‌شد . هزاران کتاب خوانده بود و تاریخ را کابوس می‌دانست . وقتی در مورد ثروت حرف می‌زد ، در جایگاهی بود که می‌توانست ثروت‌های بیکران عالم را با دارایی پروتستان‌های آمریکایی مقایسه کند . چرا او در این اواخر به جنون رسیده بود . جنون از او خیلی قلدرتر بود که توانست او را به دام بیندازد . « هدیه هومبولت » نمایشگر تعارض میان هنر واقعی و هنر هالیوودی است . سرگذشت تراژیک مردی است که می‌خواهد در کشاکش تعارض این دو قطب ، فردیت خود را حفظ کند و به وادی ابتذال و قشری‌گری سقوط نکند ، غافل از اینکه حفظ فردیت در عالم ما فرجامی اسفناک دارد . پس از انتشار رمان « دسامبر رئیس دانشکده » از سال بلو که از پرفروش‌ترین‌های این نویسنده در آمریکا بود ، جدیدترین ترجمه از این نویسنده که در کارنامة ادبی‌اش یک جایزه « پولیتزر » و یک « نوبل ادبی » به چشم می‌خورد با نام « هدیه هومبولت » با ترجمة سهیل سُمّی منتشر شده است.


مرتبط با: کتاب ,
گردش آخر سال بچه ها

دیروز با بچه ها یک روز خوش داشتیم؛ سفری کوتاه به یکی از روستاهای نمونه و هدف گردشگری که در ضلع جنوب غربی قروه و در دامنه کوه مانگادول واقع شده است. منطقه ای که سرشار از لاله های واژگون و سبزیهای صحرایی است. برای رسیدن به طبیعت این روستا باید ابتدا از  مسیر سنگلاخی گذر کرده و آن وقت است که به محوطه وسیعی به نام «مانگه دول» می رسی. «مانگه دول» در زبان کردی به دشتی که در ارتفاع واقع شده و محل چرای گاو و گوسفندان می باشد، گفته می شود. این مسیر به قدری زیباست که واقعاً وصف ناشدنی است از هر تپه ای که پایین می روی، پشتش یک بهشت و دنیایی از از رنگ های طبیعی به همراه انواعی از گیاهان صحرایی خودنمایی می کند.  

در بالای روستا آثار ویران شده از قلعه ای هست به نام «نور به سر» که بنا به گفته آگاهان منطقه دارای چند اتاق بوده اما چند سال پیش به دست عوامل انسانی به تاراج رفته و خراب شده است. اهالی روستا معتقدند قبلاً یک فرد روحانی در آن قلعه زندگی می کرده و مردم روستا برای گرفتن حاجات آنجا می رفتند به همین دلیل احترام خاصی برای این منطقه قائلند. در نزدیکی قله فاصله ای بین آسمان و زمین حس نمی کنی و آنچنان لذتی می بری که بسان یک رؤیای دست نیافتی می ماند.



مرتبط با: روز نوشت ,
بزرگداشت فردوسی در طوس

روز ۲۵ اردیبهشت در ایران به نام فردوسی نام‌گذاری شده‌است. هر سال در این روز آیین‌های بزرگداشت فردوسی و شاهنامه‌خوانی در دانشگاه‌ها و نهادهای پژوهشی برگزار می‌شود. روز گذشته در شهر طوس کنار آرامگاه فردوسی مراسمی با حضور مردم و مسئولین برگزار شد.


مرتبط با: روز نوشت ,
گوش بده

وقتی آدم‌ها حرف میزنن، کاملا به حرفشان گوش بده. اغلب مردم هیچ‌گاه گوش نمی‌کنند.
زندگی آدم‌ها همانند یکدیگر خاتمه می‌یابد، تنها چیزی که آنها را از هم متمایز می‌کند نحوه زندگی‌کردن و چگونگی مردن آنهاست.


مرتبط با: جملات کوتاه ,
شکر خنده ایلیا خزائل

گر تو شیرین شکر لب بشکر خنده در آئی

بشکر خنده‌ی شیرین دل خلقی بربائی


مرتبط با: روز نوشت ,
بازدید سوم

یکشنبه 17 اردیبهشت دانش آموزان سوم تجربی بازدیدی از علوم پزشکی تهران و نمایشگاه کتاب داشتند. امیدوارم این تجربه برایشان مفید و در راه کسب موفقیت شان تا حدی کارساز باشد.


مرتبط با: خبر ,
گفت و گو با پسر فروغ

گفت و گو با کامیار شاپور که خودش نقاش است، پدرش نقاش و کارتونیست (پرویز شاپور) و مادرش شاعر معاصر (فروغ فرخ زاد) سخت است، سختی اش به این خاطر است که از کجا شروع شود. ولی من دل ام می خواهد از خودت شروع کنم. از خودت برای مان بگو. از زمانی که شروع به نقاشی کردی؟

عرض می کنم که من این جا دیپلم گرفتم و بعد در اعزام دانشجو، قبول شدم و برای ادامه تحصیل رفتم انگلیس. برنامه ام این بود که مهندسی بخونم؛ چون اون جا هم مثل پیش دانشگاهی ما باید یه دوره دوساله می دیدیم که اون دوره را گذروندم و بلاخره وارد رشته مهندسی برق شدم؛ ولی راضی نبودم. البته الان اگه برام تکرار می شد، همون رو تموم می کردم.

از دانشگاه ناراضی بودید؟

نه از رشته. یعنی طوری بود که تمام وقت باید برای درس می ذاشتیم. من ریاضی کاربردی ام خیلی خوب بود و چون روزها همه اش گرفتار درس بودم، شب ها خواب ام نمی برد؛ چون شب ها تازه افکار می اومد سراغ ام که چرا نمی تونم کتاب هرمان هسه بخونم. دلیل دیگه اش این که تو رشته برقی خیلی مردسالاری بود کلاس ما مردانه بود دوست داشتم تو رشته هنری درس بخونم مثل سینما و نقاشی، اما در نهایت کارم به نقاشی کشید و می نشستم توی اتاق و منظره می کشیدم.

بلاخره رفتم پذیرش گرفتم برای نقاشی و چهار سال نقاشی تو لندن خوندم. این که من چطور به سوی نقاشی کشیده شدم بر می گرده به همون که توی دانشگاه و خوابگاه می نشستم منظره ها رو می کشیدم. یه بار رفته بودم کتاب خانه دانشگاه یه کتابی دیدم که مربوط به مکتب پیر رافائل (قبل از رافائلیان) بود و توی اون یه نقاشی از دانته گابریل روزتی (نقاش ایتالیایی) بود که چهار تا زن بودند، دو تاشون ساز می زدند و دو تاشون می رقصیدند. اون نقاشی خیلی منو جذب کرد.

با این همه من فکر می کنم در وجود شما نوعی استعداد غریزی هم برای نقاشی وجود داشته؛ خب پدرتون که نقاش و طراح بود و از فروغ هم چند نقاشی هست. خب این ها روی شما تاثیر نداشت؟

من از فروغ فقط یک نقاشی از یه گل روی گونی دیده بودم؛ ولی کار دیگه ای ازش توی اون دوره ندیده بودم. اما خب دوستان پدرم هم بودند که با ما رفت و آمد داشتند. اردشیر محصص طراح بود و کارتونیست و چون حقوق سیاسی خونده بود، خودش را به یه چیزایی متعهد می دونست، حالا نمی دونم به چی! هنرمند تجارتی نبود و ایده آل هایی داشت. ولی قاسم حاجی زاده خب نقاشی های بزرگی می کشید و به یه نمایشگاه سیصدهزار تومن می فروخت و وضع اش خوب بود. ما هم خوب این ها را می دیدیم و فکر می کردیم که ما هم این طوری می شیم.


ادامه در مد و مه



تعداد کل صفحات: 43