» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

چه چیز را در دیگران دوست داری؟ امیدهایم را

تحلیلی از یك جنایت
دوشنبه 12 خرداد 1399 ساعت 19:45 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

یک پدوفیل 29 یا 35 ساله‌ به نام بهمن خاوری با رومینا اشرفی،   یک دختر بچه 13 ساله ارتباط برقرار می‌‌کند. رومینا دانش‌آموز است و پدرش نمی‌خواهد او در 13 سالگی ازدواج کند:

«[...] رومینا خواستگار داشت. خواستگارهای خوبی هم داشت به خاطر این که سنش کم بود او را شوهر ندادند [...] ‌اینجا روستاست و وقتی دختر قد می اندازد خواستگار پیدا می‌شود. باباش با شوهر من هم مشورت کرده بود.  کاش او را شوهر می‌دادند اما پدرش گفته بود دخترم 13-14 ساله است [...]‌» منبع: سپوتنیک،  مورخ 29 مه 2020

 در این روستا،   یک پدر که نه روشنفکر است و نه ثروتمند و نمی‌خواهد دخترش را مثل گوسفند بفروشد؛  او را به مدرسه فرستاده.  ولی از آنجا که به اصطلاح قانون اساسی مشروطه،  قوانین مدنی ایران را در چارچوب توحش ... قرار داده، این قوانین تبدیل شده به رسم و رسوم قبائل صحرانشین.  از اینرو ارتباط با یک مرد 29 ساله برای رومینا مسئله‌ای «عادی» تلقی می‌شود؛  خانواده‌اش هم حق اعتراض به این رابطة غیرقانونی را ندارد!‌  ولی پدوفیل مذکور دختربچه را از خانه فرار می‌دهد؛  خانواده به پلیس مراجعه می‌کند و پلیس بدون دستگیری پدوفیل، و بدون توجه به خطری که رومینا را در خانه تهدید می‌کند، او را تحویل خانواده‌اش می‌دهد! ابتدا،  با وساطت خانوادة مادر رومینا،   پدر از مجازات دخترش چشم‌پوشی می‌کند. اما انتشار عکس‌های رومینا و بهمن خاوری در شبکة مجازی نهایت امر به قتل رومینا می‌انجامد:

 «[...] رومینا اشرفی دختر 13 ساله‌ای که با بهمن خاوری،  پسری که 16سال از او بزرگ‌تر بود فرار کرده بود،  پس از دستگیری تحویل خانواده‌اش می‌شود[...] خانواده رعنا دشتی،  مادر رومینا سعی کردند که پدر رومینا را آرام کنند.   اما عکس‌هائی که در فضای مجازی منتشر شد دوباره آتش خشم پدر را شعله‌ور کرد و او را به سمت قتل پاره تنش سوق داد [...]» منبع:  انتخاب، مورخ 10 خردادماه سالجاری 

 پدر رومینا به تحریک برادرانش، «برای حفظ شرف و آبرو» ـ  طبق قوانین عرف ـ  دخترش را به قتل می‌رساند و «طبق قانون شرع» روانة زندان می‌شود.  ولی این قانون... با آن پدوفیلی که با افتخار عکس‌های‌اش را با یک دختربچه 13 ساله روی خطوط اینترنت گذشته، هیچ‌کاری ندارد. 

خلاصه از این مختصر چندین نتیجة مهم و اساسی می‌توان گرفت. اگر مردی بدون توجه به این ارکان مقدس، خود با یک زن 19 ساله ازدواج کرده، و بجای اینکه دختر13 ساله‌اش را مثل گوسفند به اولین خریدار بفروشد،‌  او را به مدرسه فرستاده، قوانین وی را در شرایطی قرار خواهد داد که دخترش را در خواب، یا در بیهوشی، مثل گوسفند سر ببرد و خود و خانواده‌اش را هم به نابودی بکشاند:

 «[...] رومینا را که آورد خانه دیگر آرام شده بود [...] اما تا به خانه رسید برادرهایش گفتند پسره عکس گذاشته و آن را نشان می‌دهند [...]‌ با این عکس گذاشتن بهمن،  بابای رومینا دیوانه شد [...] ‌سرش را بریده.  بچه هیچ تکان هم نخورده [...] امیر محمد،  برادر کوچک رومینا هم  پیش [او] خوابیده بوده و بیدار نشده است [...]» منبع:  سپوتنیک،  ‌مورخ 29 مه 2020

 پس از انتشار این ماجرا در خبرگزاری‌ها،   بی‌بی‌سی،  حاضر به یراق،  در رکاب حضور یافت. مخالفت منطقی پدر با ارتباط دختر 13 ساله‌اش با یک مرد 29 ساله را نادیده گرفت؛ آدم‌ربائی آن پدوفیل منحرف 29 ساله را به حساب «عشق» آن دختربچه نوشت؛   قتل دختر به دست پدر را نیز «فرهنگ ایران» اعلام کرد!  

 بله همانطور که بارها در این وبلاگ گفته‌ایم بی‌بی‌سی،   رهبر «مدفوعات غرب» با روابط حقوقی ـ انسان محور ـ و عرصة «فرهنگ» به ویژه در کشورمان سرستیز دارد؛  به صورت سازمان‌یافته از عرصه انسان‌ستیز و ضداجتماعی ـ  تعلقات و تعصبات دینی و بومی ـ  دفاع می‌کند.  و قتل رومینا هم وسیله‌ای شد تا بوق آنگلوساکسون‌ها بتواند لگدی نثار «فرهنگ ایران» کند.  حال نگاهی بیاندازیم به استفادة ابزاری از این فاجعة انسانی.  

 بلافاصله پس از انتشار خبر قتل رومینا در رسانه‌ها،   قلب خیلی ها و در رأس‌شان رضا پهلوی به درد آمده، احساسات‌ رقیق‌شان سخت جریحه‌دار شد!   توگوئی این جماعت از وحشیگری‌های رایج هیچ اطلاعی نداشته،   و همین امروز به دلیل این جنایت است که با پایه و اساس توحش آشنا شده‌اند! جماعت سلطنت‌چی که دلش برای آریامهربازی لک زده،  فراموش کرده که پایه‌های حاکمیت‌اش بر همین وحشیگری‌ها استوار بوده.

از وبلاگ ن.ركسان(با حذف و تلخیص)/ (نقاشی: فرانسیس بیكن نقاش شهیر ایرلندی)




:: مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
«شاهنامه، ستون بزرگ زبان پارسی وهویت ایرانی »
دوشنبه 12 خرداد 1399 ساعت 18:54 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

دکتر جلال خالقی‌مطلق که بیش از چهل سال است روی شاهنامه، ستون بزرگ زبان و ادب پارسی کار می‌کند، می گوید : « فردوسی سی سال برای نگارش شاهنامه رنج برده و من چهل سال برای تصحیح و ویرایش آن کار کردم . » آنچه دکتر خالقی مطلق در طول چهار دهه انجام داد، کاری سترگ بود که برای نخستین بار در تاریخ ادبیات ایران اتفاق افتاد و آن این‌که: برای نخستین بار یک محقق و استاد ایرانی موفق شد مهم‌ترین متن ادبیات فارسی را با شیوه‌ای علمی تصحیح کند. متن‌های تصحیح شده ما همواره مطابق نسخه‌های شخصیت‌های علمی خارجی بوده است و این یک کمبود و کاستی در حوزه تصحیح متون وجود داشته است. کوشش‌های استادانی همچون بدیع‌الزمان فروزانفر در تصحیح غزلیات شمس اتفاق افتاده بود، اما در حوزه شاهنامه دستمان خالی بود و حرفی برای گفتن نداشتیم...
ادامه



:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
گفتگو با نجف دریابندری
جمعه 9 خرداد 1399 ساعت 19:15 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

انتشارات مروارید برای چهارمین نوبت کتاب «گفتگو با نجف‌دریابندری» شامل مصاحبه‌ بلند این نویسنده و مترجم با مهدی مظفر ساوجی را برای چهارمین نوبت تجدید چاپ کرد.

ساوجی در بخشی از مقدمه خود درباره چگونگی شکل گیری این کتاب عنوان کرده است که این مصاحبه بلند، با گفتگویی مطبوعاتی در زمینه ترجمه در سال ۸۳ شروعشد و پس از تکمیل آن مصاحبه و به پیشنهاد صفدرتقی‌زاده و پذیرش دریابندری در چندین جلسه ادامه یافته و در نهایت مبدل به کتابی به شکل فعلی شده است.در این کتاب اظهار نظرهای دریابندری درباره موضوعات مختلف اعم از فراز و فرودهای زندگی شخصی وی از جمله حضورش در موسسه انتشارات فرانکلین و فراز و نشیب فعالیت این موسسه، نگاه او به مقوله ترجمه و مهمترین ترجمه‌هایی که از وی و در روزگار وی منتشر شده است درج شده است. در کنار این مساله نگاه او به بایدها و نبایدهای زبان فارسی، داستان نویسی طنز و سینما نیز درج شده است. از مهمترین نویسندگانی  که دریابندری در این کتاب به اظهار نظر درباره آنها پرداخته است می‌توان به دهخدا، جمالزاده، هدایت، چوبک، آل احمد، گلستان و علی محمد افغانی اشاره کرد.




:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
ایلهان برك
جمعه 2 خرداد 1399 ساعت 03:26 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
اندر احوال تو
شنبه 27 اردیبهشت 1399 ساعت 00:58 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

آرى ، جهان جهنمِ غمگینى ست.



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
زیباترین داستانك جهان
جمعه 26 اردیبهشت 1399 ساعت 11:54 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

"اندوه"
هیچ حواسم نبود. دو فنجان ریختم.
 (آلیستر دانیل)



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
25 اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399 ساعت 10:23 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
این روز به افتخار سراینده شاهنامه و به پاس زحماتی که برای فرهنگ و ادب فارسی کشیده، به نام روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی نامگذاری شده است. همه ساله در این روز مراسم های ویژه ای برگزار و یاد این شاعر بزرگ زنده نگه داشته می شود. شاید همیشه باید این تلنگر را به خودمان بزنیم و هیچ وقت نباید از خاطرمان پاک شود که این فردوسی بود که باعث شد زبان فارسی به ما برسد و همچون میراثی ارزشمند برای آیندگان باقی بماند...



:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
روز جهانی زن در ریاضیات
سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 ساعت 19:10 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )



:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
برتولت برشت
یکشنبه 21 اردیبهشت 1399 ساعت 13:24 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )


"قطعنامه"
نظر به اینکه

ما ضعیفیم
برای بندگی ما
قانون ساختید

نظر به اینکه دیگر
نمی‌خواهیم بنده باشیم
قانون شما در آینده باطل است

تهدید می‌کنید ما را
تصمیم ما بر اینست
کز زندگانی بد
بیشتر از مرگ بترسیم

نظر به اینکه
گرسنه خواهیم ماند
اگر زین بیش تحمل کنیم
تا که باز
غارت کنید ما را
مصممیم که زین پس
از نان شب که فاقد آنیم
کسی نیست ما را جدا نماید
جز شیشه‌های ویترین

نظر به اینکه
با تفنگ و توپ
تهدید می‌کنید ما را
تصمیم ما بر اینست
کز زندگانی بد
بیشتر از مرگ بترسیم





:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
ژیلا مساعد، عضو آکادمی نوبل ادبیات
شنبه 20 اردیبهشت 1399 ساعت 14:20 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

ژیلا مساعد نخستین شاعر و نویسنده‌ی مهاجر و خارجی‌تباری است که در تاریخ ۲۳۲ ساله‌ی آکادمی نوبل ادبیات به عضویت آن درآمده است. ژیلا مساعد در سال  ۱۳۲۷ در ایران متولد شد و در سال ۱۹۸۶ (۳۸ سالگی) با دو فرزند خود به سوئد مهاجرت کرد و ۱۰ سال پس از ورود به سوئد، اولین کتاب شعر خود به زبان سوئدی را هم منتشر کرد. از ۲۰ کتاب و نمایشنامه‌ای که ژیلا مساعد به زبان سوئدی نوشته، برخی به چندین زبان دیگر هم ترجمه شده‌اند. آن‌چه می‌خوانید پاره‌هایی از سخنان ژیلا مساعد در مصاحبه با روزنامه‌ی آلمانی تاتس (۱۵ دسامبر ۲۰۱۸) است که دوست بزرگوارم حبیب حسینی‌فرد زحمت برگرداندن آن به فارسی را کشیده است.

ژیلا مساعد: من با زبان دوران بچگی خودم رابطه‌ی دیگری دارم که البته طبیعی هم است. وقتی من به سوئدی می‌نویسم، گویی در یک استخر شنا می‌کنم، ولی نوشتن به زبان فارسی برایم مثل شنا کردن در اقیانوس است. ولی خب، ابتدای ورودم به سوئد تنها مسئله‌ی زبان عمده نبود. در آن ایام، صبح‌ها که بلند می‌شدم، غولی را روبه‌روی خودم می‌دیدم؛ غولی به نام زبان سوئدی، فرهنگ سوئدی، هوا و اقلیم و طبیعت متفاوت این کشور. و من شروع کردم با این غول صحبت کنم.

و شش سال بعد از ورود، شروع کردم به نوشتن به زبان سوئدی. احساسم این بود که باید برای نسل‌های آینده روایت و شهادتی از دوران خودمان ارائه کنم. من در پایان دهه‌ی سوم زندگی‌ام به سوئد آمدم، با دو بچه. آمدنم هم داوطلبانه نبود. وقت ورود نه پولی داشتم و نه کاری و نه آینده‌ای، و نه زبان می‌دانستم. به این ترتیب، من به صدای میلیون‌ها نفری بدل شدم که خانه‌ی خود را به‌اجبار ترک می‌کنند، در جهان به راه می‌افتند و می‌کوشند تا سرپناهی پیدا کنند. و نوشتن من به سوئدی هم با این انگیزه بود که شنیده شوم. ما و زندگی‌مان باید بخشی از حافظه‌ها شویم و فکر می‌کنم که با نوشتنم در این زمینه تا حدودی موفق بوده‌ام.

من در کمیته‌ی داوری نوبل ادبیات، از میان ۱۸ کرسی صاحب کرسی شماره‌ی ۱۵ شده‌ام که برایم خیلی معنا و ارزش دارد. قبلاً  خانم کرستین اکمن صاحب این کرسی بوده است. سال ۱۹۸۹ که آیت‌الله خمینی فتوای قتل  سلمان رشدی را صادر کرد، اکمن از آکادمی نوبل خواست که در حمایت از رشدی اقدام کند. ولی آکادمی کاری نکرد و اکمن هم به‌اعتراض، علی‌رغم این‌که در آن زمان استعفا ساده نبود، کرسی خود را واگذاشت. بسیار خرسندم که حالا من همان کرسی را در اختیار می‌گیرم که روزی کرسی اکمن بوده است.

از خوابگرد




:: مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
فریدون آدمیت
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1399 ساعت 13:10 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )
دكتر فریدون آدمیت(1299،تهران-1378،تهران) بعد از تحصیلات ابتدایی به دارالفنون رفت و تا کلاس پنجم در دارالفنون به ادامه تحصیل پرداخت و در سال 1318 کلاس پنجم را به اتمام رساند و سه ماه بعد امتحان نهایی مدرسه متوسطه را پشت سر گذاشت.

پس از آن به دانشکده حقوق و علوم سیاسی راه یافت و درسال 1321 شمسی از آنجا فارغ التحصیل شد. پایان نامه‌اش را درباره زندگی و اقدامات سیاسی میرزا تقی خان امیر کبیر نوشت که دو سال بعد (1323) با عنوان  امیر کبیر و ایران ویا ورقی از تاریخ ایران  با مقدمه استادش دکتر محمود محمود به دست چاپ سپرده شد. این کتاب بعدها با عنوان امیر کبیر وایران از سوی انتشارات خوارزمی تجدید چاپ شد و در هر بار، با تجدید نظرهایی از سوی آدمیت روبرو شد  به نحوی که آخرین تجدید نظر بر این کتاب را آدمیت در سال 1353 بر آن اعمال و در مقدمه خود به آن اشاره کرد.

آدمیت درحالی که دانشجوی دانشکده حقوق بود در سال 1319 به استخدام وزارت خارجه در آمد تا ضمن کار تحصیلات خود در خارج از کشور را تکمیل کند. نخستین فعالیت اداری- اجرایی آدمیت دبیری سفارت ایران در لندن بود.فریدون آدمیت بعد از مدتی تقاضای بازنشستگی کرد و از اواخر دهه 40 تمامی وقت و انرژی خود را صرف مطالعه و تحقیق در عصر مشروطیت کرد و با روش تحقیق علمی و تاریخ‌نگاری انتقادی، ایده‌ها و جریانات آن دوران را به موضوع مطالعه خود تبدیل کرد.

آدمیت در نزدیک به سه دهه کار پژوهشی توانست برخی از مهمترین رخدادهای و جریانات عصر مشروطه را در نزدیک به 25 کتاب تالیف کند و از این بابت سهمی جدی در هدفمند ساختن و نیز جهت دادن به تاریخ نگاری علمی ایفا کند. از این بابت وی را به حق پدر تاریخ نگاری نوین ایران باید نام نهاد.

 آثار آدمیت عبارتند از:

امیر کبیر و ایران 1324 بعدها انتشارات خوارزمی

فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت؛ انتشارات سخن،1340

برخورد عقاید و تکامل پارلمانی در مجلس اول (مجله سخن 1344)

سرنوشت قائم مقام (انتشارات سخن،1344)

سه مکتوب میرزا فتحعلی، سه مکتوب و صد خطابه میرزا آقاخان (مجله یغما 1345)




ادامه مطلب
:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
نجف دریابندری
سه شنبه 16 اردیبهشت 1399 ساعت 12:59 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

دیروز نجف دریابندری در 91 سالگی درگذشت. از ترجمه های گرانسنگ او «پیرمرد و دریا»، «هكلبری فین»، «بازماندهء روز» و ... را خوانده ام. نمونهء فردی كه در كارش مهارت بالایی داشت و چیره دست بود. علاوه بر ترجمه یادی كه از ایشان در ذهنم باقیست دیدارش با برتراند راسل، فیلسوف، است كه شرحش را نوشته و با لذت خوانده ام. به گفتهء میرزایی سردبیر نگاه نو: نجف دریابندری در خانواده‌ای از اعماق اجتماع زاده شده بود. او مدرسه را از پنج‌سالگی شروع کرد. حتی دیپلم نگرفت و قبل از پایان تحصیلات به شرکت نفت رفت و در آن‌جا استخدام شد. سپس به انتشارات «فرانکلین» رفت و به مدت ۱۷ سال در آن‌جا بود؛ هم معاون فرهنگی بود و هم سرویراستار. در سال ۱۳۵۴ از آن‌جا بیرون می‌آید و از همان سال همکاری‌اش را با رادیو تلویزیون آغاز می‌کند تا انقلاب. در این مدت او سرپرستی دوبله فیلم‌ها را به زبان فارسی به عهده داشت. بعد هم آقای دریابندری خانه‌نشین می‌شود اما در همه این سال‌ها تا زمانی که دچار سکته مغزی شد، ترجمه می‌کرد. او قبل از انقلاب ۱۴ کتاب ترجمه داشت و بعد از انقلاب حدود ۲۱ کتاب که تالیف و ترجمه است. و در  ۱۸ سال اخیر چهار بار  دچار سکته مغزی شد که به گفته پزشکان،  تحت تأثیر نارسایی قلبی بوده است. سازمان میراث فرهنگی در سال ۹۶، عنوان گنجینه زنده بشری را به نجف دریابندری داد و از دانشگاه کلمبیا هم به خاطر ترجمه‌های برجسته‌اش به او نشان ویژه داده‌اند.
میرازئی خاطرنشان کرد: هرگاه درباره آقای نجف دریابندری صحبت می‌کنیم باید دو صفت را بگوییم؛ یکی خوش سلیقه بود و دوم لحن مناسبی برای ترجمه‌هایش انتخاب می‌کرد. شما مترجمانی را می‌شناسید که ۵۰ کتاب  از ۵۰ نویسنده ترجمه کرده‌اند که همگی یک لحن دارند. اما آقای دریابندری هر کتابی ترجمه کرده یک لحن دارد. یکی از آثار مهم او «تاریخ فلسفه غرب» است که در سال ۴۱ منتشر کرده است و تا زمانی که این کتاب منتشر نشده بود، ما کتاب درست‌ حسابی درباره تاریخ فلسفه غرب نداشتیم. «وداع با اسلحه»، «بازمانده روز»، «پیرمرد و دریا»، «قدرت»، «متفکران روز»، «معنای هنر» و «مستطاب آشپزی» هم از جمله دیگر آثار او هستند.




:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
حال دوران
شنبه 13 اردیبهشت 1399 ساعت 11:44 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور



:: مرتبط با: جملات کوتاه ,
پری صابری
شنبه 13 اردیبهشت 1399 ساعت 00:28 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

پری صابری کارگردان تئاتر، نمایش‌نامه نویس است. او گروه تئاتر پازارگاد را ایجاد کرد و تالار مولوی را در تهران تاسیس کرد. صابری نشان لژیون دونور فرانسه را در سال ۲۰۰۴ دریافت کرد. پری صابری پس از پایان دوره متوسطه برای ادامه تحصیل در رشته سینما و تئاتر به پاریس رفت. در دوران دانشجویی فیلم کوتاهی درباره یکی از رباعیات خیام ساخت که به عنوان بهترین فیلم دانشجویی ۱۹۵۴ در فرانسه برگزیده شد.
صابری در بازگشت به ایران گروه تئاتر پازارگاد را ایجاد کرد. همچنین در سال‌های ۱۳۴۷-۵۷ مدیر فعالیت‌های فوق برنامه دانشگاه تهران بود و تالار مولوی را در تهران تاسیس کرد. او پس از انقلاب ۱۳۵۷ به خارج از ایران رفت. در این سال‌ها نمایشنامه "من از کجا، عشق از کجا" را درباره زندگی فروغ فرخزاد نوشت و در ۱۹۸۱ در لس‌آنجلس اجرا کرد که بسیار موفق بود. سپس آن را به انگلیسی در جشنواره هنری بازی‌های المپیک اجرا کرد که همچنان با استقبال مواجه شد. سپس تصمیم به بازگشت به ایران گرفت. در ایران ابتدا با برخوردهای خوبی مواجه نشد اما کم کم فعالیت تئاتری خویش را از سر گرفت و نمایش‌های "من به باغ عرفان" درباره زندگی سهراب سپهری و "هفت شهر عشق" را با الهام از عطار نیشابوری به صحنه برد. در پی این موفقیت‌ها آثار دیگری را نوشته و کارگردانی کرد.



:: مرتبط با: مشاهیر ایران ,
اردشیر محصص، هنرمند سرکش
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1399 ساعت 13:05 | نوشته ‌شده به دست حسن محمدی | ( نظرات )

طرح های اردشیر محصص(1318 لاهیجان-1387 نیویورك) بیش از هر چیز بر تضاد استوارند و به مفاهیم اجتماعی و شاید در سخنی بهتر به رابطه‌های متضاد انسانها در روابط اجتماعی می‌پردازند. تضاد حاکم و محکوم، تضاد ظالم و مظلوم، تضاد میان بهره‌کش و آنکه مورد بهره کشی قرار گرفته است، اما او از داوری سیاسی به دور میماند و به گونه‌ای هر دو سوی رابطه را درترازویی متعادل قرار میدهد گویی حاکم و محکوم و ظالم و مظلون به یک میزان مقصرند. طرح‌های او با تکنینی خاص، قدرت زیادی در بیان حسی دارند و از اینرو به شدت اکسپرسیو می‌نمایند. نزدیکی حال و هوای برخی از تصاویر او به آثار دادایست‌های دوران جنگ جهانی دوم مانند جورج گروس میتواند او را حتی به گونه‌ای متاثر از دادایسم معرفی کند.از سویی وهم‌گرایی و مالیخولیایی که در آثارش دیده میشود پهلویی به سورآلیسم میزند. رگه هایی از هنرمندانی مانند گویا،  دومیه، تولزلوترک و حتی هم دوران‌هایی مانند استاینبرگ و توپور در آثارش دیده میشود و همه نشانیست از دانش عمیق او در شناخت هنر مدرنِ جهان. اما او تمامی انچه داشت را به خدمت گرفته بود تا با هنر سرزمین خود در آمیزد و شگفتی آفریند. او به شدت از مینیاتورهای قرن ۱۸ و ۱۹ و بخصوص تصاویر عامیانه قرن ۱۹ مانند نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای و تصاویر چاپ سنگی و عکس‌های دوران قاجار بهره میگرفت. دست‌های بریده و سرهای از تن جدا شده در پرده‌‌های مذهبی و قهوه‌خانه‌ای الهام دهنده بخش بزرگی از جهان تصویری محصص هستند.





:: مرتبط با: مقاله/ گفت و گو ,
 

 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic